جانش به لبش بود که تیری دیگر ...
انگار که از آب نفیری دیگر ...
مشکی که به گریانی باران شده بود
فریاد برآورد: امیری دیگر ...
منهتن، نیویورک
جمعه ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳
جانش به لبش بود که تیری دیگر ...
انگار که از آب نفیری دیگر ...
مشکی که به گریانی باران شده بود
فریاد برآورد: امیری دیگر ...
منهتن، نیویورک
جمعه ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳
دیدگاهها (۳)
خوش به حالت... دلم واسه خودم تنگ شده
فوق العاده قشنگ بود.
خارق العاده بود.موفق باشید.