
قفسهنوشت ۳۶۲: مرور هشت کتاب
مرور چند کتابی که این روزها خواندهام: سه رمان، سه کتاب تاریخی، کتابی ادبی و نهایتاً کتابی دینی.
آه با شین؛ از محمدکاظم مزینانی
استفاده از عناصر سنتی شهر دامغان، ترکیب سه زاویهٔ دید در سه زمان مختلف و پیوند دادن همهٔ اینها باعث شده است که مزینانی به راحتی در پایان رمان دست به شاعرانگی بزند و این شاعرانگی به جان کار بنشیند. از آنجایی که من تا حد...

قفسهنوشت ۳۶۰: آشنایی با تاریخ ایران؛ از عبدالحسین زرینکوب
این کتاب مجموعهٔ سخنرانیهای مرحوم زرینکوب به سال ۱۳۵۵ خورشیدی در وزارت خارجهٔ دولت پهلوی است. کتاب به نوعی خلاصهٔ کتاب مهمتر او، «روزگاران»، است که پیشنهاد میکنم بخوانید. در جاهایی از سخنرانی رنگ ملیگرایی و باستانگرایی در صحبتهای زرینکوب پیداست و جاهایی حرفهای میزند که معلوم نیست آیا مبنای دقیقی دارد یا خیر: مثلاً آنکه آریاها اصالتاً بور ...

قفسهنوشت ۳۵۹: کریسمس در نیاوران؛ از مهدی خانعلیزاده
کتاب دو بخش دارد: بازخوانی اظهارات آمریکاییها در جهت اثبات آنکه دولت کارتر قبل و پس از انقلاب اسلامی، با تمام وجود پشت محمدرضا پهلوی ایستاد. دوم رونوشت اسناد کشفشدهٔ سفارت در مورد نهضت آزادی.
اول از همه: نیمچهشکستهنویسی ترجمهٔ مصاحبهها آزاردهنده است (ای کاش حداقل درست شکستهنویسی میشد) . این متن از نداشتن ویراستار رنج میبرد: ظاهراً ویراستار...

قفسهنوشت ۳۵۸: حیرت دمیدهام؛ از علی معلم دامغانی
یکی از شعرای معاصر به نظرم آقای امیری فیروزکوهی میفرماید:
چندان به کوی دوست نرفتم که روزگار
در خاک و خون کشیده به پهلو برد مرا
اگر با پای خود میرفت، چنین بلایی سر او نمیآمد. حالا این حکایت ماست. ما هم چندان به کوی دوست نرفتیم که دور روزگار با سیلی اسرائیل و بمبارانها و … مار به طرف خود خواهد کشاند. یعنی مسلمانان بر سر دوراهی قرار خواهند گرفت که...

معرفی رمان و داستان بلند
این روزها عجیب مشغولیتهای کاریام بالا رفته است: ما را به سختجانی خود این گمان نبود.
مدتها بود فکر چنین کاری در سرم بود. تا که یادم آمد الان قاعدتاً باید فصل نمایشگاه کتاب باشد. ساخته و پرداخته کردن فهرستی دقیق اصلاً ساده نیست اما به ذهنم رسید کاری که از دستم برمیآید، دیدن فهرست رمانهای خواندهشدهام (۳۴۳ مورد) است و سپس آنهایی که به نظرم ارز...

قفسهنوشت ۳۵۷: روی ماه خداوند را ببوس: از مصطفی مستور
اولین بار پاییز ۱۳۸۷ این داستان بلند را خواندم و یادم هست یکی دو سال بعد در تعطیلات نوروز از بیکتابی در شهرستان، دوباره خواندمش. پس با این اوصاف این بار سوم است که میخوانم بیشتر از سر کنجکاوی که این کتاب چه چیزی داشته که در نسل ما دههشصتیهای تازه به جوانی رسیده اینقدر پرطرفدار شده است. کتاب خیلی کوتاه است و شاید بشود در دو یا سه نشست تمامش کرد...

قفسهنوشت ۳۵۶؛ بازگشت فرضیهٔ خداوند؛ از استیفن میر
از عصر روشنگری و دانشمندان مؤمن تا مرگ خداوند
با آغاز عصر روشنگری، علوم تجربی مانند فیزیک، شیمی و زیستشناسی رشد شتابانی به خودش گرفت. شاید یکی از بنیادیترین و تکاندهندهترین نظریات فیزیکی، سه قانون فیزیکی آیزاک نیوتن بود که علاوه بر کشف مقولهٔ جاذبه، ادعا بر ازلی-ابدی بودن طبیعت کرد. در آن موقع کشفیات فیزیکی و شیمیایی بسیار ملهم از کلام مسیحی بو...

قفسهنوشت ۳۵۵: تاریخ ایران؛ از رسول جعفریان
این کتاب را سفر تابستان گذشته (۱۴۰۳) در باغ کتاب دیدم و از قیمتش جا خوردم: به دلار آن موقع میشد ۲۱ دلار. چیزی در حد قیمت کتابهای خارجی. آن روز نخریدم و بعد که کمکم قیمتهای نجومی کتاب در ایران برایم جا افتاد راضی به خریدن شدم. کتابی با جلد سخت از نشر علم، با کاغذ سفید و وزن سنگین برای ۱۱۶۸ صفحه. کتاب قیمت پشت جلد نداشت ولی خب، حداقل دو جایی که ...

قفسهنوشت ۳۵۴: میم عزیز؛ از محمدحسن شهسواری
«میم عزیز» در واقع نوعی فراداستان یا متافیکشن است. نویسندهای که احوالات نویسندگیاش را موقع نوشتن همزمان یک رمان و فیلمنامهای ترسناک همزمان با اتفاقات زندگیاش مینویسد و در اواخر داستان، رنگ واقعیت و خیال با هم مخلوط میشود. این گونهٔ ادبی البته خیلی جدید نیست ولی به نظرم آمد همان نقد یکخطی بیادبانهای که فراستی نسبت به «جرم» مسعود کیمیایی دا...

قفسهنوشت ۳۵۳: نیاز به دانستن قطعی؛ از سیف و وینستون
قطعیت صرفاً یک فکر است نه واقعیت. چیزی در جهان فیزیکی قطعی نیست. تلاش بیشتر برای رسیدن به قطعیت در مورد هر تصمیمی، ما را به دام بیتصمیمی و وسواس فکری میاندازد. اگر تلاش کنیم همیشه به راههای مطمئنتر کمخطر روی بیاوریم، در واقع راه پیشرفت و خلاقیت را بستهایم. تصمیم نگرفتن خودش یک تصمیم است که باعث اضطراب و هیجانات ناخواسته میشود.
اکثراً پیشنهاد...

قفسهنوشت ۳۵۲: بیمارستان؛ از مهدی مظفری ساوجی
بعضی از تصاویر این مجموعه بسیار جالب هستند. از جمله این شعر کوتاه (ص ۶۰)
تاریکی
پنجرههایی را در دست گرفته میدود
قطار میرود
یا این بخش از یکی از شعرها که اتفاقاً شعر پشت جلد هم هست:
یکی از شمعها
به تاریکی نزدیکتر است
یکی از شاخهها
به پاییز
یکی از ما
به مرگ

قفسهنوشت ۳۵۱: دوباره فکر کن؛ از آدام گرنت
حرف کلی کتاب را میشود در چند جمله خلاصه کرد کما آن که در آخر کتاب خلاصهای از حرفهای اصلی آمده است: خلاصه آن که در جهان امروز ما علاوه بر یادگیری نیاز به فراموش کردن برخی آموختهها داریم و هر چند وقت یک بار نیاز داریم آموختههای خود را بازبینی کنیم. بقیهاش به معنای واقعی کتابسازی است. درست شبیه همهٔ کتابهای این حوزه. نمیدانم چرا هر چند وقت یک...

قفسهنوشت ۳۵۰: امبرسونهای باشکوه؛ از بوث تارکینگتون
بوث تارکینگتون جزو معدود نویسندگانی است که توانسته دو بار جایزهٔ پولیتزر را ببرد. قبل از رواج گستردهٔ صنعت سینمایی آثار او بسیار مورد اقبال مخاطب آمریکایی بود ولی با گسترش رسانههای تصویری، رمانهای اون کمکم فراموش شدند. اما فارغ از ضعفهای موردی، این رمان هم از جهت اهمیت تاریخی هم از جهت سرگرمی بسیار جالب توجه است.
قصه در مورد خانوادهٔ امبرسون اس...

قفسهنوشت ۳۴۹: زمین سوخته؛ از احمد محمود
در ویکیپدیا از قول بیبیسی فارسی نوشته شده است: «وقتی خبر کشته شدن برادرم را در جنگ شنیدم، از تهران راه افتادم رفتم جنوب. رفتم سوسنگرد، رفتم هویزه. تمام این مناطق را رفتم. تقریباً نزدیک جبهه بودم. وقتی برگشتم، واقعاً دلم تلنبار شده بود. دیدم چه مصیبتی را تحمل میکنم. اما مردم چه آراماند. چون تا تهران موشک نخورد، جنگ را حس نکرد. دلم میخواست لااق...

قفسهنوشت ۳۴۸: غلبه بر اضطراب پیشنگرانه؛ از وینستون و سیف
برخلاف بیشتر کتابهای خودیاری که پر از قصه و صفحهپراکنی بیخود است، این کتاب مختصر و مفید و در حد ۱۶۰ صفحه به مسألهٔ تردید در تصمیمگیری و اضطراب پیشنگرانه (معطوف به آینده) پرداخته است و برخلاف کتابهای این حوزه اصلاً دست به توصیههای عجیب و غریب نزده است. اصل حرف آن است که به خاطر سه دلیل عمدهٔ کمالگرایی (perfectionism(، ترس از پشیمانی نسبت به ...

قفسهنوشت ۳۴۷: سال بلوا؛ از عباس معروفی
این رمان میتوانست بسیار بهتر از این باشد اگر روی زبان روایت خصوصاً این که همه یک جور حرف نزنند بیشتر کار میشد. همینطور این که استعاره و نمادپردازی مشخصاً معلوم است که با گذشت زمان نخ تسبیحشان را گم کردهاند و پنداری تاریخ مصرفشان گذشته است. با همهٔ این وجود، این رمان یک سر و گردن از بسیاری رمانهای تازهمنتشرشده بالاتر است.
پ.ن. اخیراً سپیده...
قفسهنوشت ۳۴۶: بالزنها؛ از محمدرضا کاتب
گرچه میفهمم سبک کاتب جوری است که باید با تمرکز خواند و این روزها من بسیار پرمشغله هستم ولی حداقلش این است که در کتابهای قبلی نقطهٔ عطفی وجود داشت که مثل قلاب من مخاطب را نگاه دارد. الان چنین چیزی را درنیافتم و کتاب را متأسفانه نیمه وانهادم. شاید ایراد اصلی کتاب آن است که صرفاً روایت گیجاویجی شخصیت اول است و انبوه استعاراتی که معلوم نیست به کجا خو...

قفسهنوشت ۳۴۵: وجود؛ از فاضل نظری
جهان درخت بدون جوانهای شده است
که طعمهی طمع موریانهای شده است
به گریه سنگ به هم میزنند و میخندند
بیا ببین که دیوانهخانهای شده است
"امیدواری بهبود" را چه توصیفی
جز اینکه دلخوشی کودکانهای شده است
به شیر در دل آتش نگاه کن که چه تلخ
مطیع شعبدهی تازیانهای شده است
دلی که در فلک سعد بال و پر میزد
کنون فلکزدهی آب و دانهای شده است
غمی که چشم...
قفسهنوشت ۳۴۴: دنیا را گشتم بدون تو؛ از ناظم حکمت
وقت رفتن است
وقت افتادن به تهی تاریک، یکباره
هرگز نخواهم فهمید
خزیدن کرمها درون جمجمهام را
پوسیدن گوشت تنم را
یاد مرگ لحظهای تنهایم نمیگذارد
این یعنی مرگ همین نزدیکیهاست
«ص ۱۲۸»
پینوشت ۱:
یاد این شعر از غلامرضا بروسان افتادم که مرگ ناظم حکمت را اشاره کرده است:
بی تو
خودم را بیابان غریبی احساس میکنم
که باد را به وحشت میاندازد
جویبار ناز...

قفسهنوشت ۳۴۳: اسلام به خداناباوری پاسخ میدهد؛ از اسرار رشید
چند وقت پیش یاد کتابی که سالها پیش خوانده بودم افتادم و متوجه شدم این کتاب را در جابجاییها گم کردهام. دنبال نظر دیگران در مورد این کتاب بودم که به کانال یوتیوبی blogging theology از مسلمانشدهٔ سابقاً مسیحی به اسم پال ویلیامز برخوردم که با دقت مثالزدنیای این کتاب را مورد بررسی قرار داده بود. کمکم به مطالب این کانال علاقهمند شدم تا که رسیدم ب...

قفسهنوشت ۳۴۲: مرور سه کتاب
ماه رمضان بیشتر ترجیح میدهم کتابهای مرتبط با عقیده و اخلاق بخوانم. این سه کتاب (جهانبینی توحیدی، انسان در قرآن از مطهری، و عوامل رشد رکود و انحطاط از عین صاد) را در این هفته تمام کردم که البته کتابهایی کوتاه هستند. در این میان کتاب «انسان در قرآن» بسیار مفید و مختصر به مفهوم انسانیت در قرآن و مقایسهٔ آن با مکاتب فکری مختلف پرداخته است. کتابهای...

قفسهنوشت ۳۴۱: مرور چهار کتاب
عادت به موازیخوانی دارم و این روش را میپسندم چرا که با توجه به احوالاتم کتاب میخوانم نه با توجه به برنامهٔ از پیشتعیینشده که معمولاً در واقعیت عملی نخواهد شد. نقطه مشترک همهٔ این کتابهای این مطلب آن است که خواندنشان بیشتر از یکی دو ماه و بعضاً یکی دو سال طول کشیده است.
کلیسای جامع؛ از ریموند کارور
به شکل عجیبی دقت نظر در زاویهٔ دید، کمین...

قفسهنوشت ۳۴۰: تاریخ خداوند؛ از کارن آرمسترانگ
این کتاب را اتفاقی از حراجی کتاب کتابخانهٔ شهر لوسآلتوس پیدا کردم و از عنوانش خوشم آمد. به خاطر آن که سوگیری نسبت به نویسنده و محتوا نداشته باشم، بیدرنگ شروع به خواندن کردم و هر چند کند، اما بالاخره کتاب را به انتها رساندم.
کارن آمسترانگ که سابقاً راهبهٔ کلیسا بوده و سپس به مطالعهٔ ادیان پرداخته در این کتاب به تاریخچهٔ پیدایش مفهوم خداوند از شروع...

قفسهنوشت ۳۳۹: ارباب و مرد؛ از لئو تولستوی
خستهای و کنار قفسهٔ کتابهای خانه نشستهای. این روزها، وسط خواندن کتابهای دیگر، چشمت به کتابی نازک در قفسهٔ کتاب میخورد: از آن کتابهایی که فلهای از دستهدوفروشی محل خریدهای.
داستان اول را که دو بار خواندهام و دربارهاش نوشتهام (در اینجا و اینجا ). پس با وجود وسوسهای فراوان برای خواندن بار سوم، از آن میگذرم و نمیخوانم. میرسیم به داستان ...

قفسهنوشت ۳۳۷: خونخورده؛ از مهدی یزدانی خرم
این سومین رمانی است که از یزدانی خرم میخوانم. همان قالب همیشگی که معمولاً جوانی در دورهٔ معاصر طی اتفاقاتی روایتش به سمت گذشته میرود و نقب میزند به اتفاقات گذشته. نسبت به دو کتاب قبلی البته نویسنده توقف بیشتری در گذشته میکند و از پراکندگی تا آنجا که داستانش اجازه میداده است اجتناب کرده است. از آدمهای رمانهای قبلی هم استفادههای خیلی موردی هم...

قفسهنوشت ۳۳۸: مترجم؛ از لیلا ابوالعلا
لیلا ابوالعلا نویسندهٔ سودانیتبار اهل اسکاتلند برای این رمان کوتاه مورد تقدیر بسیاری از جمله جی. ام. کوتزی (برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات) قرار گرفته است. داستان در مورد زنی به اسم سامر است که به همراه همسرش طارق در اسکاتلند زندگی میکرده است اما طارق فوت کرده است و او در تنهایی و افسردگی زندگی میکند و شغلش ترجمهٔ متون عربی به انگلیسی برای استاد دان...

قفسهنوشت ۳۳۶: میخواهم شیعه شوم؛ از مریم سها و احمدرضا اخوت
این کتاب را به حساب کتاب تربیتی خریدم ولی ظاهراً بیشتر کتابی است ذوقی در باب اخلاق و سبک زندگی شیعی. این کتاب را میشود در یک نشست خواند و نوعی نگاه ذوقی به مقولهٔ دینداری دارد. برای من این کتابها دیگر جذاب نیست اما شاید برای جوانترهای علاقهمند به سبک زندگی دینی جالب باشد.

قفسهنوشت ۳۳۵: آموزش عقائد؛ از محمدتقی مصباح یزدی
این کتاب از توحید شروع میکند به نبوت و امامت، معاد و ایمان میرسد و با بحث شفاعت به پایان میرسد. با فصلهای کوتاه سه چهار صفحهای که آخر هر فصل، پرسشهایی برای مرور وجود دارد.
از نحوهٔ فصلبندی و نگارش کتاب و البته از مقدمهاش برمیآید که این کتاب برای طرحهای آموزشی مانند طرح ولایت که مرحوم مصباح جزو بانیانش بود طراحی شده است که استاد باید پای ک...

قفسهنوشت ۳۳۴: تربیت دینی کودک؛ از محیالدین حائری شیرازی
کوتاه سخن: در مجموع کتابی است با نکات جالب و آموزنده.
اما گلایهای تقریباً تکراری: فرض کنید عالمی دینی برود منبری چندجلسهای منسجم ترتیب بدهد در موضوعی: مثلاً تربیت دینی کودک. حالا وسط سخنرانی به خاطر آن که مخاطب را سر ذوق بیاورد از سر ذوق حرفهایی بزند که مبنای دقیق علمی ندارد: مثلاً این که کل اقتصاد چپ و راست را بیفایده بخواند و از اقتصاد اسلامی...

قفسهنوشت ۳۳۳: دوربین قدیمی؛ از عباس صفاری
از دنیا برایش
یک خیابان کپکزده مانده است
از خیابان یک خانهٔ ورمکرده
و از خانه
یک اتاق خواب کوچک
با تختخوابی که شب به شب
بزرگتر میشود
واقعاً به جز تکههای محدودی مثل قطعهای که نوشتهام، نتوانستم از شعرهایش لذت ببرم و جهانش را بفهمم.

قفسهنوشت ۳۳۲: پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر؛ از بیژن عبدالکریمی
این کتاب ادامهٔ روند مقالات و جستارهای عبدالکریمی در راستای بحث در مورد امر دینی، نقد تئولوژی و نظام تئولوژیک در زمانهٔ ماست. او ضمن نقدهایی به نحوهٔ رویارویی شهید مطهری نسبت به امر دینی و فروکاست آن به تحلیل جدلی تئولوژیک، در یکی دیگر از مقالاتش امکان حکومت دینی را امری برساخته و متناقضنما میداند. او مسألهٔ حکومت دینی به معنای اعم و جریانهایی م...

قفسهنوشت ۳۳۱: پایان تئولوژی ۲؛ از بیژن عبدالکریمی
این کتاب، جلد دوم از مجموعهٔ دوجلدی است که در واقع مجموعهای از گفتارها و مقالات عبدالکریمی از دههٔ هشتاد تا اوایل دههٔ نود خورشیدی را در برمیگیرد. حرف اصلی در واقع ادامهٔ مطالب جلد اول است ناظر به این که نگاه تئولوژیک به مقولهٔ دین و جامعه، نگاهی ایستا و بر اساس رویکرد ذاتگرایانهٔ ارسطویی است که در آن امر تاریخی به صورت پدیدارشناسانه مورد تدقیق ...

قفسهنوشت ۳۳۰: ما و جهان نیچهای؛ از بیژن عبدالکریمی
این کتاب مجموعهٔ مقالات عبدالکریمی است که از اوایل دههٔ هشتاد خورشیدی تا اواسط دههٔ نود است. به معنایی کاملاً غیرفنی و نادقیق، عبدالکریمی از شاگردان داوری اردکانی و تحت تأثیر اندیشههای هایدگر است. به نظرم نقطهٔ توفیق عبدالکریمی در آن است که توانسته نخ نامرئی بحرانهای عمیق روزگار را با بحرانهای روساختی روزمره نشان دهد. بی آن که تفسیر به رأیی داش...

قفسهنوشت ۳۲۹: نقدی بر هرمونتیک؛ از علی صفایی حائری
این کتاب دو نقد است بر دو کتاب. دومی را فقط تورق کردم چون در مورد اصل موضوع بحث دیدگاهی نداشتم. اولی را دو بار خواندم و به نظرم جوابهای خوبی در آن بود. در وبلاگ منتسب به نویسنده (ایشان قبل از عصر وبلاگها مرحوم شدهاند) گزیدهای از آن مطلب را پیدا کردم، اینجا میگذارم و پیشنهاد میکنم تا انتها بخوانید.
من کتاب «فلسفهی دین» را این گونه تحلیل مى...

قفسهنوشت ۳۲۸: سوءقصد به ذات همایونی؛ از رضا جولایی
به گمانم در کتاب «ایران بین دو انقلاب»، یرواند آبراهامیان اشاره دارد که برای اولین بار فکر ترور و حذف فیزیکی به صورت سازمانیافته از سمت گروه اجتماعیون-عامیون که در قفقاز پایگاه داشتند در ایران معاصر شکل گرفت و بعدتر به گروههایی مانند فداییان اسلام و گروه چپ بسط پیدا کرد.
این رمان تاریخی، قصهٔ گروهی است از اجتماعیون-عامیون که از سمت روسیه تزاری با...

قفسهنوشت ۳۲۷: برگردان روایتگونهٔ شاهنامهٔ فردوسی به نثر؛ از سید محمد دبیرسیاقی
این نوشته در واقع نثرشدهٔ شاهنامه است برای خوانندهٔ تنبلی مثل من که ارادهٔ خواندن اصل را ندارد. بماند که خود این متن هم ۵۵۰ صفحه است و خواندنش برای من در دو نوبت یکی تابستان و دیگری اخیراً در مجموع بیشتر از یک ماه طول کشید.
چند نکتهٔ کوتاه:
۱. این شاهنامه است که نامهٔ شاهان است و بیشتر روایت دست به دست چرخیدن حکومتها. قبل از ساسانیان بیشتر شکل ا...

قفسهنوشت ۳۲۶: جنگهای ایران و یونان؛ از ویلیام شفرد
خب عنوان فارسی کتاب غلطانداز است و آدم جا دارد دعا کند حق تألیف بینالمللی در ایران به رسمیت شناخته شود: حداقلش این که حق اسمی نویسنده رعایت میشود. این کتاب تحلیل و خلاصهٔ تاریخ هرودوت است که ویلیام شفرد به انگلیسی نوشته است و حسن افشار ترجمه کرده است. بعد اسم همه آمده است در جلد جز اصل کاری! در ضمن اگر بخواهیم درست ترجمه کنیم تاریخ جنگ پارس با ی...

قفسهنوشت ۳۲۵: ایران جامعهٔ کوتاه مدت؛ از محمدعلی همایون کاتوزیان
هما کاتوزیان (محمدعلی همایون کاتوزیان) استاد جامعهشناسی و اقتصاد دانشگاه آکسفورد یکی از بهنامترین نویسندگان در حوزهٔ تاریخ تحلیلی ایران معاصر است. این کتاب ترجمهٔ چهار مقاله از اوست که مقالهٔ اول او خیلی معروف شده است. مقالهٔ اول در مورد «ایران جامعهٔ کوتاهمدت»، مقالهٔ دوم در مورد «بحران جانشینی و مشروعیت» و سومین مقاله در مورد مشروطیت و آخرین ...

قفسهنوشت ۳۲۴: هویت ایرانی در گذر تاریخ؛ از عماد افروغ و احمد اشرف
اواسط دههٔ هشتاد خورشیدی بود و دورهٔ کارشناسی. تازه اسکناس پنج هزار تومانی درآمده بود که رویش حدیثی نبوی در مورد دانش در ثریا و مردان پارسی آمده بود. چند نفر از رفقای آذری که تمایلات پانترکی داشتند به شدت شاکی بودند که چرا این حدیث نوشته شده است. باید مینوشتند «مردانی از ایران» و این طوری فقط فارسها را داخل آدم کردهاند. جواب من هم این بود که حد...

قفسهنوشت ۳۲۳: این هم از این؛ از امیرعلی سلیمانی
برخی از غزلهای این مجموعه نشان از قریحهٔ خوب و مطالعهٔ فراوان این شاعر جوان دارد از جمله غزلی که در آغاز کتاب آمده است:
شبی که سوختم از خاطرات خام گذشتم
حلالت آنهمه دلتنگیِ مدام، گذشتم
غرور با تو برایم حقیر بود، همیشه
به احترام تو از خیر احترام گذشتم
پس از تو از همهی بوسههای ساعت مستی
اگر حلال بریدم، اگر حرام گذشتم
نخواستم که به هر آبودانه ...

قفسهنوشت ۳۲۲: کتاب سیاه؛ از سعید زیباکلام
حاشیهٔ پیش از متن آن که آقای سعید زیباکلام برادر صادق زیباکلام است و خواهرش مرحومه فاطمه زیباکلام هم استاد دانشگاه بوده است. این دو برادر اصلاً شبیه هم فکر نمیکنند. مثلاً همان موقعی که صادق در طرفداری از برجام بحث تاریخ آمریکاستیزی جمهوری اسلامی را برمیشمرد، سعید با موشکافی بند به بند تعهدات ایران در برجام بر آیندهٔ کشور میگریید. سعید خاستگاه عد...

قفسهنوشت ۳۲۱: انسان جنایت و احتمال؛ از نادر ابراهیمی
این داستان بلند را که در اوایل دههٔ پنجاه خورشیدی نوشته شده است، میشود یکنفس خواند. نویسنده خبری در صفحهٔ حوادث روزنامه میخواند که مردی به اسم سیدباباخان در روستای لاجورد خراسان از فرصت زلزله استفاده میکند و همسرش را به قتل میرساند. وقتی جنازهٔ همسرش زیر آوار پیدا میشود، آثار ضربهٔ تبر بر سر همسرش پزشکان را متقاعد میکند که کار زیر سر شوهرش ا...

قفسهنوشت ۳۲۰: هویت ایران؛ از فخرالدین عظیمی
فخرالدین عظیمی استاد تاریخ دانشگاه کنتیکت در زمان کرونا این کتاب را نوشته است که در واقع سیری است در تطور ناسیونالیسم ایرانی. این کتاب با بررسی نظریات موجود در مورد ناسیونالیسم به بررسی تفکرات پیشگامان ناسیونالیسم ایرانی از جمله پدیدههای پسامشروطهای مانند فروغی، آخوندزاده، پیرنیا، مصدق، فریدون آدمیت و ایرج افشار میپردازد.
نخست آن که کتاب به شدت...

قفسهنوشت ۳۱۹: غزل هزارهٔ دیگر؛ از محمدسعید میرزایی
اوایل دههٔ هشتاد در دوران نوجوانی پای ثابت جلسات ادبی بودم و در آن جمعی که شعر موزون به هیچ گرفته میشد، حرف از پدیدهای در غزل امروز بود به اسم محمدسعید میرزایی. کسی که غزل روایت را پی گرفته است، میتواند از کلمات امروزی در غزل استفاده کند و مانند داستان غزل بگوید. از وزنهای جدید در غزل استفاده میکند و توانایی خارقالعادهای در استفاده از قوافی ...

قفسهنوشت ۳۱۷: فوکو در ایران؛ از بهروز قمری تبریزی
میشل فوکو متفکر بهنام فرانسوی قصد میکند از نزدیک وقایع انقلاب ایران را دنبال کند. به هر دری میزند هیچ نشریهای به او مأموریت نمیدهد جز یک نشریهٔ کمتر شناختهشدهٔ ایتالیایی. او دو بار به ایران سر میزند و انقلاب ایران را «دمیدن روح در جهان بدون روح» و «معنویت سیاسی» مینامد. بعد از چند ماه که اتفاقاتی مانند حذف مخالفان و تغییر قوانین حمایت از خا...

قفسهنوشت ۳۱۸: ایرانی که میتواند بگوید نه؛ از رضا ثانی
چرا این کتاب را خریدم؟ یادم نمیآید. شاید به خاطر عنوانش بود. آخر وقتی به ایران سفر میکنم آنقدری وقت تحقیق ندارم. معمولاً به چند کتابفروشی میروم و از روی عنوان کتاب سریع باید تصمیم بگیرم آن را بردارم یا نه. به وزن و حجم بیشتر از قیمت فکر میکنم چرا که شوربختانه به خاطر سقوط ارزش ریال فاصلهٔ قیمت دلاری و ریالی کتاب آنقدری زیاد است که گاه خرید چند ...

قفسهنوشت ۳۱۶: خنده در برف؛ از عباس صفاری
مرحوم عباس صفاری ساکن لسآنجلس بود و کتابهایش در ایران منتشر میشد. خیلی از ایشان تعریف شنیده بودم و منتقدان بهنامی او را ستودهاند اما من هر چه تلاش کردم نتوانستم با زبان و جهان این شاعر ارتباط بگیرم. اگر حرف منتقدان را نادیده بگیرم، به نظرم اصلاً این شعرها خوب نیستند. بخشی از یکی از شعرهای صفاری در مجموعهٔ دیگری را اتفاقی دیدم و به نظرم تصویر ج...

قفسهنوشت ۳۱۴: بیرون در؛ از محمود دولتآبادی
این داستان بلند را دولتآبادی به سال ۹۷ (یعنی هفتاد و هشت سالگی) نوشته است. متأسفانه انتخاب نادرست زبان روایت (سبک زبانی که بیشتر به درد کلیدر و جای خالی سلوچ میخورد) و نداشتن داستان منسجم و نبود شخصیتپردازی این کار را بیشتر شبیه به تمرین نوشتن کرده است تا داستانی قابل توجه. حس میکنم از جلد سوم به بعدِ «روزگار سپریشده مردم سالخورده» دولتآباد...

قفسهنوشت ۳۱۵: تاریخ ایران مدرن؛ از یرواند آبراهامیان
«با این همه، من چنین خطری را میپذیرم و بنا را بر این میگذارم که اگر اتفاق خارقالعادهای رخ ندهد، جمهوری اسلامی تا آیندهای معلوم دوام خواهد داشت؛ گیرم هیچ دولتی تا ابد پایدار نمیماند.» (ص ۱۳)
این کتاب را آبراهامیان در اواسط دولت احمدینژاد (سال ۲۰۰۸) نگاشته است و سعی بر آن داشته است که روند مدرن شدن دولت ایران را از یک ساختار کاملاً سنتی در زما...

قفسهنوشت ۳۱۳: فروپاشی؛ از هدی صابر
هدی صابر از فعالان ملی-مذهبی و از گردانندگان نشریهٔ «ایران فردا» بود که ظاهراً بر اثر اعتصاب غذا در اعتراض به مرگ مشکوک هاله سحابی دچار ناراحتی قلبی شد و در خرداد ۱۳۹۰ از دنیا رفت. این کتاب حاصل نوشتههای او در سال ۱۳۶۰-۱۳۶۱ است که یکی از همفکران او، سعید مدنی، مقدمهای بر آن نوشته و اخیراً منتشر شده است.
کتاب دو بخش اصلی دارد: نخست به اتفاقات بی...

قفسهنوشت ۳۱۲: توسعه و خوشبختی در میان ایرانیان؛ از محمد سمیعی
در آغاز کتاب با این مسأله شروع میشود که چرا خودکمبینی و احساس بدبختی در ایرانیان وجود دارد. سپس به بسط تعریفی خوشبختی (well being) میپردازد و نگاهی به آمارهای بینالمللی میکند که در سالهای مختلف قبل و بعد از انقلاب گرفته شده است و همهاش نشاندهندهٔ نمودار پایای احساس عدم خوشبختی ایرانیان حتی بیشتر از بسیاری از کشورهای با اقتصاد ضعیفتر است. ...

قفسهنوشت ۳۱۱: هنوز ای وطن؛ از جواد مجابی
تعداد زیادی شعر سپید که بر اساس تاریخ از اواخر سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ نوشته شده است. زبان شعر بسیار ناسلیس است: چه نیازی به جابجایی نهاد و گزاره، فاعل و فعل و مفعول در شعر سپید است وقتی وزن مشخصی وجود ندارد؟ حتی در ذهنم تلاش کردم معادل نحوی نسبتاً درست آن را بازخوانی کنم و به نظرم آمد که اتفاقاً خوشخوانتر میشود. از نظر مضمون واقعاً نمیدانم چه بگویم؟ ...

قفسهنوشت ۳۱۰: دیلماج؛ از حمیدرضا شاهآبادی
از میرزا یوسف مستوفی دیلماج (مترجم) دولت ناصری رسالههایی برجای مانده که اطلاعات جالبی در مورد تعاملات او با شخصیتهای معروف مشروطه مانند فروغی، ملکمخان ناظمالدوله و اعضای لژ فراماسونری آدمیت وجود دارد. علاوه بر آن رسالهای در مورد عشق وجود دارد که گویای اتفاقاتی است که باعث خاطرخواهی و فراق ابدی او میشود. اینها را ظاهراً نویسندهای به نام آقای...

قفسهنوشت ۳۰۹: ویترین خالی؛ از واهه آرمن
نوشتههای این مجموعه سبک خاصی دارد: شعر و در ادامه نثری کوتاه در توضیح اتفاقی یا خاطرهای مرتبط با شعر. در مجموع به نظرم رسید باید شعرها را پشت هم خواند چرا که سبکی شبهروایی دارند. یک جورهایی مرا یاد آثار «هوشنگ ایرانی» انداخت. اما این سطح از استفاده از زبان ساده بدون پیرایهها و آرایههای ادبی دلچسب نیست.
او
به ماه نگاه میکرد
و من
به فکر شعر...

قفسهنوشت ۳۰۸: مشروطهٔ ایرانی؛ از ماشاءالله آجودانی
خالی از لطف نیست که بگویم برایم عجیب است این کتاب در ایران مجوز انتشار گرفته و بارها در ادوار مختلف تجدید چاپ شده است. البته بماند که این تعجب خود جای تأسف دارد. به چند نمونه از متن که گویای حرفم هست اشاره میکنم:
«نام او [شیخ فضلالله نوری] از جریانات تاریخی این دوره حذف شد. چرا؟ برای این که شیخ، شهید راست و درست «مشروعه»ای است که امروز رژیم مذهبی...

قفسهنوشت ۳۰۷: اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار؛ از محمود سریعالقلم
من هیچ شناختی از آقای سریعالقلم ندارم جز این که شنیدهام در دورهٔ تدبیر و امید مشاور بخشهایی از دولت بوده است. قضاوتم صرفاً بر اساس همین چیزی است که میخوانم. این کتاب را اگر بخواهم خلاصه کنم این است که فرض کنید سه چهار کتاب معروف تاریخی را خوانده باشی (کتاب روزگاران زرینکوب که ۱۰ سال پیش خواندهام و الحق کتاب خوبی است، و کتابهای شمیم، آدمیت و ...

قفسهنوشت ۳۰۶: مفهوم قانون در ایران معاصر؛ از داود فیرحی
از زمان صفویه که حکم پادشاه قانون بود و پادشاه مورد وثوق علمایی مانند علامهٔ مجلسی، تا مشروطه که قانون نقطهٔ مرکزی تمرکز انقلابیون بود، اتفاقات بسیاری در درون نظام حکمرانی و روشنفکری ایران افتاد. با آمدن قاجار، آن مشروعیت و کارآمدی که صفویه داشت، از بین رفته بود. بر تعداد ایرانیانی که فرنگ را دیده بودند اضافه شده بود، شکستهای پشت سر هم از استعمار...

قفسهنوشت ۳۰۵: راه باریک به عمق شمال؛ از ریچارد فلاناگان
این رمان جایزهٔ بوکر ۲۰۱۴ را گرفته است. نویسنده اهل جزیرهٔ تاسمانی استرالیاست و شخصیت اول داستان هم اهل همینجاست. نام کتاب از روی یکی از شعرهای ژاپنی باشو است به همین نام. داستان اصلی در مورد سربازان استرالیایی است که زمان جنگ جهانی دوم در جبههٔ متفقین جنگیدهاند و اسیر ژاپنیها شدهاند. این اسیران حالا مجبورند در آسیای شرقی راهآهنی را برای ژاپن...

قفسهنوشت ۳۰۴: آشویتس خصوصی من؛ از حسن همایون
دوستت دارم یعنی
سر بچرخان به سمتی که شانهام میلرزد
با سر انگشتهات اشکهام را پاک کن
بپرس اتفاقی افتاده است
سر میچرخانم به پهلوم
خیره میمانم به طرح ناتمام درختی که بر دیوار کشیده است
به سایهاش که بر روی پاهام جا مانده است
آفتاب بالاتر میآید سایهاش را در شکمش جمع میکند
سر بر میدارم از زانو...

قفسهنوشت ۳۰۳: یک بغل کاکتوس؛ از امید مهدینژاد
برای من شعر طنز بیشتر شنیدنی است تا خواندنی. مخصوصاً به خاطر آن که به دلایل تقریباً واضح انتخاب واژگانی در شعر طنز روی به کلمات کوچهبازاری دارد و به همین خاطر خیلی نمیشود انتظار لذت ادبیای که از شعر جدی میشود برد داشت.
این شعر از ناصر فیض جالب بود:
آینه دنبال سنگ افتاده است
ماه دنبال پلنگ افتاده است
رفته و برگشته، اما بیهدف
تیر دنبال تفنگ ...

قفسهنوشت ۳۰۲: حرکت؛ از علی صفائی حائری
حیف که وقت نوشتن دربارهٔ این کتاب را ندارم. مثل همیشه خواندنی اما بسیار فشرده است.
بخشی از آغاز این کتاب:
کفر متحرک به اسلام میرسد، ولی اسلام راکد، پدربزرگ کفر است. سلمانها درحالیکه کافر بودند، حرکتشان آنها را به رسول منتهی کرد و زبیرها درحالیکه با رسول بودند، رکودِشان آنها را به کفر پیوند زد.

قفسهنوشت ۳۰۱: منجنیق؛ از حسین صفا
چنگی به دل نزد. برخی از شعرهای این مجموعه را محسن چاوشی خوانده و نوآورانه اجرایشان کرده است. مانند شعر «ببر به نام خداوندت...» یا «بباف مویت را؛ اگر مرا آن مو طناب دار شود»

قفسهنوشت ۳۰۰: ادوار شعر فارسی: از مشروطیت تا سقوط سلطنت؛ از محمدرضا شفیعی کدکنی
من به شکل مبتذلی به کتابهای بررسی و تحلیل ادبیات معاصر علاقهمند هستم. یادم هست یک بار «گونههای نوآوری در شعر معاصر» از «کاووس حسنلی» را که کتابی ۵۱۲ صفحهای بود از کتابخانهٔ دانشگاه کلمبیا گرفتم و طی یک شبانهروز تمامش کردم! شاید بیشتر به این خاطر که وسط توضیحات کتاب، شعرهای خوب و نکات ظریفی نوشته شدهاند که به صورت عادی به آن توجه ندارمو شایدت...

قفسهنوشت ۲۹۹: این دست بیصدا؛ از حسین صفا
هر چه سعی میکنم نمیتوانم با شعرهای حسین صفا ارتباط برقرار کنم و چیزی بیشتر از بازیهای زبانی ملهم از غزلیات شمس نمیبینم.
نمونهای از شعرهای این مجموعه با صدای شاعر

قفسهنوشت ۲۹۸: زمستان ۶۲؛ از اسماعیل فصیح
این دومین رمانی است که از مرحوم اسماعیل فصیح میخوانم: قبلیاش «ثریا در اغما» بود که به نظرم جزو رمانهای قابل اعتنا در ادبیات فارسی است. در این کتاب هم شخصیت همیشگی «جلال آریان» که مانند خود فصیح کارمند سابق شرکت نفت بوده است راوی شخص اول است. سبک روایتگری فصیح بسیار به همینگوی نزدیک است؛ کما آن که ظاهراً فصیح زمان دانشجوییاش در آمریکا فرصت گفتگ...

قفسهنوشت ۲۹۷: معسومیت؛ از مصطفی مستور
مازیار جوان لنگ در هوایی است که پدرش خلافکار بوده و اخیراً فوت کرده است، مدتی در کارواش کار میکرد و حالا نمایشنامهنویس رادیویی شده است. او که راوی داستان است میخواهد قصهٔ این روزهایش را بنویسد. این بشر به شکل فاحشی غلط املایی دارد و واژههای ساده را هم غلط مینویسد، معنای کلمات سادهای مثل تطهیر را نمیداند اما برای رادیو نمایشنامه مینویسد. م...

قفسهنوشت ۲۹۶: درنگ مرگ؛ از ژوزه ساراماگو
دیگر خبری از مرگ در کشور نیست. آدمها مریض میشوند و اگر بهبود پیدا نکنند در همان حالت برزخی زنده میمانند. کشور وضعیت اضطراری پیدا کرده است. جویندگان مرگ به شکل قاچاقی به خارج از کشور میروند تا مرگ را در آنجا تسهیل کنند. بین اصحاب فکر از جمله اهل کلیسا اختلاف نظر و شبهه در مورد فلسفهٔ زندگی افتاده است. در نیمهٔ دوم داستان ورق برمیگردد و مرگ سر ج...

قفسهنوشت ۲۹۵: نرگس؛ از حسین صفا
خود کتاب چنگی به دل نزد: شاید به این خاطر که صفا اصل کارش غزل است. اما مقدمهٔ کتاب جالب بود:
خواب چند جلد از کتاب تازهام را دیدم. اسم کتاب «دریا» بود با جلدی مشکی. دیدم کتابها در دستم فرسوده شدند و ورقورق شدند. وزقها از دستم شره میکردند.
یکی از دوستانم در خوابم بود. به او گفتم: ببین! این اوراق پراکنده، کتاب تازهی مناند. گقتم: اسم کتابم دریاس...

قفسهنوشت ۲۹۳: انتظار؛ از ها جین
این رمان را «ها جین» نویسندهٔ چینی و استاد زبان انگلیسی در دانشگاههای امریکا به زبان انگلیسی نوشته است و جایزهٔ معتبر کتاب ملی آمریکا را برده است. در این داستان قصهٔ پزشکی به اسم لین را میخوانیم که در بیمارستانی نظامی در دههٔ شصت میلادی در چین کمونیستی مشغول کار است و پدر و مادرش برای او همسری برمیگزینند که مواظب آنها باشد. وقتی لین به خانه می...

قفسهنوشت ۲۹۲: سرخ سفید؛ از مهدی یزدانی خرم
در «سرخ سفید» یزدانیخرم به همان سبک «من منچستر یونایتد را دوست دارم» روایت میکند با مضمونی تقریباً شبیه و سبک جملهنویسی بسیار نزدیک به کار قبلی. چند تفاوت البته وجود دارد. به نظرم، کار قبلی او شکل هذیانگونهای داشته اما در این کار سعی کرده است داستان قوام بیشتری بیابد و اندکی رو هر خردهروایت مکث بیشتری داشته باشد. داستان در مورد کیوکوشینکای س...

قفسهنوشت ۲۹۱: مناقشهٔ حق و مصلحت و بنبست جنبش دانشجویی؛ از عماد افروغ
وقتی خبر فوت عماد افروغ را شنیدم، چشمم به این کتاب از او در قفسهٔ کتابم خورد. تورقی و شروع به خواندن. کتابی که مجموعهای از مقالات و سخنرانیهای مربوط به دههٔ هشتاد شمسی است در مورد جنبش دانشجویی و مخاطرات آن. آن موقع افروغ با جنبش نوظهور عدالتخواهی همداستان بود و سعی داشت مخاطرات راه را گوشزد کند. به نظرم کتاب خیلی دیگر برای این روزگار موضوعیت ن...

قفسهنوشت ۲۹۰: متاستاز اسرائیل؛ از کورش علیانی
کورش علیانی در این کتاب سعی کرده است دلیل غدهٔ سرطانی بودن اسرائیل را تنها با ارجاع به مراجع اسرائیلی و بعضاً آمریکایی نشان بدهد. این کتاب از قرن نوزدهم و تلاشهای سرمایهداران صهیونیست (به قول علیانی «صیونیست») شروع میکند، و با مرور اتفاقاتی مانند ترور سفیر بریتانیا، بمبگذاریهای مختلف در چند جا برای تهدید بریتانیا، و اتفاقاتی از این دست، میگوی...

قفسهنوشت ۲۸۹: پیشگوییهایی از آخرالزمان؛ از علی رضایی
این کتاب شباهت بسیار زیادی به کتاب «عصر ظهور» از «علی کورانی» دارد. از جهتهایی برخی از مسائل در این کتاب مبسوطتر است مانند پیشگوییهای روایتی در مورد حضور ایرانیان، تعداد یاران امام زمان به تفکیک شهر، روایتهای خاص در مورد طالقان، ری، قم و خراسان؛ یا یک فصل جداگانه در مورد روایتهای اهل سنت که برایم خیلی جالب توجه بود. نقطهٔ ضعف کتاب جاهایی است ...

قفسهنوشت ۲۸۶: مناجات؛ از مجتبی تهرانی
اولین بار یکی از شبهای ماه رمضان سال ۸۴ خورشیدی با دانشجویان خوابگاهی به جلسهٔ رمضانی آقامجتبی تهرانی در خیابان ایران رفتم و از قضا دیر رسیدیم و چیزی هم یادم نمیآید از گفتههای آن شب. خیلی اتفاقی این کتاب مربوط به سخنرانیهای آن زمان است. بعدتر رمضان ۸۶ تقریباً هر شب، و از سال ۸۷ تقریباً همهٔ برنامههای آقامجتبی تهرانی را تا زمانی که ایشان در اوا...

قفسهنوشت ۲۸۸: مکانهای عمومی؛ از نادر ابراهیمی
این مجموعه داستان کوتاه را نادر ابراهیمی قبل از انقلاب اولین بار منتشر کرده است. مضمون کلی داستانها انزجار نویسنده از طبقهٔ متوسط نوظهور ایرانی است که بعضیهاشان سابقاً مبارز بودهاند اما حالا «فولکسواگنشان در جنرالسرویس است». افرادی که دلخوشیشان دورهمی و عرقنوشی و افتخار به غربیمآبی است.
این کتاب مانند بیشتر دیگر کتابهای مرحوم ابراهیمی، ن...

قفسهنوشت ۲۸۷: مهاجر سرزمین آفتاب؛ از مسعود امیرخانی و حمید حسام
«کونیکو یامامورا» در خانوادهای سنتی در ژاپن به دنیا آمد و سال ۱۴۰۱ از دنیا رفت. پدرش سختگیر و مادرش مهربان بود. در دورهٔ دبیرستان پسری کرهای به او علاقهمند میشود و به خاطر نفرت پدرش از خارجیها حتی پی داستان را نمیگیرد. در اوایل دورهٔ دانشگاه، تاجری ایرانی او را میبیند و ظاهراً اتفاق عشق در یک نگاه میافتد و مرد ایرانی اصرار زیاد میکند که ب...

قفسهنوشت ۲۸۵: جهان را به شاعران بسپارید؛ از محمدرضا عبدالملکیان
ساده با تو حرف میزنم
مثل آب با درخت
مثل نور با گیاه
مثل شبنوردِ خستهای
با نگاه ماه
ساده با تو حرف میزنم
ناگهان مرا چرا چنین
به ناکجا کشاندهاند؟!
کیست اینکه خیره مانده اینچنین
مات و مضطرب در نگاهِ من؟
من؟ نه،
این، نه من
نه، نیستم!
...

قفسهنوشت ۲۸۴: حیات برتر؛ از علی صفایی حائری
عنوان کتاب گویای محتوای مطلب است. این کتاب گردآوری سخنرانی مرحوم صفایی حائری پس از فوت ایشان است. در اینجا هم با گزیدهگویی مواجهیم که البته به نظرم بیشتر به درد منبر میخورد تا کتاب. اما یک نکتهٔ جالب که در این کتاب برایم بود نظر صفایی در مورد اثبات معاد است. او اعتقاد زیادی به بحث ایجاب عدل (جزا و پاداش بعد از مرگ) برای اثبات ندارد و میگوید ایما...

قفسهنوشت ۲۸۳: ایران بین دو انقلاب؛ از یرواند آبراهامیان
ظاهراً آبراهامیان پژوهشی دربارهٔ تاریخ حزب تودهٔ ایران داشته است. بعد به این نتیجه رسیده است که این تحقیق را گسترش بدهد و بازهٔ بین انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی را پوشش دهد. به همین خاطر از حجم نزدیک به ۷۰۰ صفحهٔ کتاب، بخش قابل اعتنایی در مورد حزب توده است. متأسفانه مطالب یکپارچگی ندارد. کیفیت جزئیات در بازههای مختلف تاریخی متفاوت است و در بسی...

قفسهنوشت ۲۸۲: آداب کتابخواری؛ از احسان رضایی
احسان رضایی با برنامهٔ کتابباز شهرت نسبیای کسب کرد. برخی از برنامههایش را که از اینترنت دیدم، میشد حدس زد که حرفهایش ادا نیست. او یک کتابباز واقعی است و جلوی دوربین ادا درنمیآورد. حالا در این کتاب نوشتارهای پراکنده اما به هم متصلی را در باب کتاب، خاطرهبازی با کتاب، خاطرات کتاببازی، خاطرهبازی کتاببازی و از این دست مطالب نوشته است. او که پ...

قفسهنوشت ۲۸۱: ما کو تا اونا شیم؛ از اکبر اکسیر
«وظایف»
مادر
میپخت، میشست
میبرد میآورد
میدوشید میکاشت
کتک میخورد، فحش میشنید
درد میکشید، میزایید
ما گریه میکردیم
پدر
مثل کوه ایستاده بود
(ص ۶۱)
زندایی از دبی آمده بود
-انگار از فتح سومنات آمده باشد-
مادر را سورپرایز کرد:
سشوار، بابلیس، شانه، شامپو، آینه
کریپس، تاپ، سوتین…
مادر از تهران که آمده بود
نه سینه داشت نه موی سر!
(ص ۵۵)
شاعران...

قفسهنوشت ۲۸۰: منظومهٔ بازگشت و اشعار دیگر؛ از محمد شمس لنگرودی
این کتاب شامل منظومهٔ بازگشت (شعر سپید بلند) و چند شعر سپید کوتاه است. آن چیزی که این دفتر شعر را خاص میکند، همان منظومهٔ بازگشت است. ظاهراً شاعر که فرزند آیتالله جعفر شمس لنگرودی از علمای بهنام استاد گیلان است، برای مرگ مادرش به گیلان میرود و بعدش دست به کار نوشتن منظومهٔ بازگشت میشود که به زعم خودش تداعی بازگشت مادرش به خاک و بازگشت او به ل...

قفسهنوشت ۲۷۹: فرهنگ، خرد و آزادی؛ از رضا داوری اردکانی
این کتاب از جمله کتابهایی است که در بازهٔ سالهای ۱۳۹۱-۱۳۹۳ از سوی نشر سخن منتشر شده است. مجموعهٔ مقالات این کتاب که در ۶۳۰ صفحه گردآوری شده است در مورد مسائل مختلفی مانند آزادی، آموزش، رسانه، توسعه، اسلام و علم است. سطح کیفی مقالات یکسان نیست. مثلاً به نظرم مقالهای که در مورد اسلام در ایران نوشته است خیلی بدیع است و حرف کلیاش آن است که برخلاف ...

قفسهنوشت ۲۷۷: مهدویت و آرامش روان؛ از محمد سبحانینیا
سعی این کتاب ۱۹۵ صفحهای آن است که نخست با صحبت پیرامون موارد یادشدهٔ آرامش در علم روانشناسی نوین برگرفته از آرای بزرگانی چون مازلو، فروم و جیمز طرح مطلب کند و سپس اندیشهٔ موعودگرای شیعه را منبع الهام آرامش برای انسان متمدن نشان بدهد. سعی نویسنده بسیار ستودنی است اما کتابی که قبل از خواندن بشود در موردش حدس زد و توضیحات کتاب کمک شایانی به اصل مطلب...

قفسهنوشت ۲۷۸: نزدیک داستان؛ از علی خدایی
در «نزدیک داستان» علی خدایی، خاطرات مبهم کودکیاش را با روزهای امروزش در اصفهان تلفیق میکند و با کمک گرفتن از جریان سیال خیال، در این حجم کم ۹۷ صفحهای، نوشتهای را رقم میزند که میشود با آن احساس نزدیکی کرد. کلاً مقولهٔ ناداستانهای دستنوشته اخیراً برایم جذابتر شدهاند. و جالبتر آن که ناداستانهای فارسی شاید به خاطر قرابت فرهنگی بیشتر از انگل...

قفسهنوشت ۲۷۶: بحران نفت در ایران؛ از یرواند آبراهامیان
سالها پیش، طبق روال همیشگی دولت آمریکا، اسناد سری تاریخی بعد از مدتی در مورد اتفاقات ۲۵-۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بیرون آمد اما این بار به وضوح معلوم بود که اطلاعات به صورت گزینشی سانسور شدهاند و به دلایلی دولت آمریکا ترجیح داده است بخشی از اطلاعات را کماکان مسکوت بگذارد. مادلین آلبرایت، وزیر خارجهٔ اسبق رئیسجمهور، سالها پیش به نقش مستقیم آمریکا در آن اتفا...

قفسهنوشت ۲۷۵: خواب آشفتهٔ نفت (۳)؛ از محمدعلی موحد
این کتاب حلقهٔ سوم (آخر) از مجموعهٔ «خواب آشفتهٔ نفت» است که چاپ اولش ۱۳۸۳ منتشر شده است. این جلد علاوه بر دیباچه و پیوست در مورد کتاب «همهٔ مردان شاه»، سه بخش دارد: ۱) پایهریزی سیاستی که بیست و پنج سال ادامه یافت، ۲) محاکمهٔ مصدق، و ۳) قرارداد کنسرسیوم.
دیباچه
نویسنده این کتاب را اندکی پس از اشغال عراق در اوایل قرن بیست و یکم به پایان رسانده ا...

قفسهنوشت ۲۷۴: خواب آشفتهٔ نفت (۲-۲)؛ از محمدعلی موحد
این کتاب بخش دوم از حلقهٔ دوم از کتاب سهحلقهای (چهار جلدی) خواب آشفتهٔ نفت است. شمارهبندی صفحات کتاب در ادامهٔ بخش اول است و این حلقه تا ۱۱۲۴ صفحه در مجموع پیش میرود که متن اصلی این جلد از صفحهٔ ۵۶۳ تا ۹۰۴ است به همراه پنج پینوشت تا صفحهٔ ۹۷۸ و در انتها پانوشتها به علاوهٔ تقویم تاریخی اتفاقات که مستخرج از متن کتاب از سوی انتشارات است.
جلد قبل...

قفسهنوشت ۲۷۳: خواب آشفتهٔ نفت (۲-۱)؛ از محمدعلی موحد
«سابقهٔ من با نفت برمیگردد به همان ایام که زمان آغاز و اوجگیری ماجراهای این دفتر است. سفری داشتم به آبادان، سفری که از بد حادثه بود و نه از سر شوق و رغبت، و در همان اوایل ورود به آن شهر با محمدصالح ابوسعیدی که رئیس قسمت فارسی نشریات شرکت نفت بود آشنایی پیدا کرده بودم و محبتی و انسی پدید آمده بود. روزی از روزها در دفتر کار ابوسعیدی نشسته بودم و به...

قفسهنوشت ۲۷۲: برای سنگها؛ از سارا محمدی اردهالی
این دفتر مجموعهٔ شعرهای سپید سارا محمدی اردهالی (۱۳۵۴-) است که شعرهای سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۸۹ شاعر را دربرمیگیرد و سال ۱۳۸۹ از سوی نشر چشمه منتشر شده است و چاپ سوم آن از سال ۱۳۹۳ که در سال ۱۴۰۱ خریدهام در دست من است. در مجموع، شعرهای این کتاب از آنهایی است که حس کردم آنِ شاعرانهای در شعرها و ریزبینی در برخی از تعبیرات وجود دارد ولی در مجموع من از ...

قفسهنوشت ۲۷۱: خواب آشفتهٔ نفت (۱)؛ از محمدعلی موحد
«النفط إمراة زانیة لا خیر فیها»
جملات بالا از «تعطیر الانام فی تعبیر المنام» در دیباچهٔ این کتاب آمده است. روزگاری نفت در بسیاری از کشورها از جمله ایران بخشی از اقتصاد جاری زندگی بود اما این اقتصاد محدود به مواردی مانند استفاده از قیر برای مصارف خانگی میشده است.
کتاب «خواب آشفتهٔ نفت» را «محمد علی موحد» در چهار جلد (سه حلقه که حلقهٔ دوم خود دو...

قفسهنوشت ۲۷۰: هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست؛ از گروس عبدالملکیان
این کتاب مانند « هر دو نیمهٔ ماه تاریک است » در واقع مجموعهٔ شعر جدیدی نیست بلکه گزینهای از اشعار با تصاویر همراه شده است. در این کتاب ۳۶ قطعه شعر با ۳۶ عکس از عکاسان معروف از جمله عباس کیارستمی همراه شده است. کیفیت نشر کتاب با توجه به کاغذ براق (گلاسه) خیلی خوب است. چیزی که مرا اندکی آزار داد آن بود که بسیاری از شعرها پارهای از شعری بزرگتر بودن...

قفسهنوشت ۲۶۹: تائوته چینگ طریق و فضائل آن؛ از لائودزی
در معرفی پشت جلد این کتاب آمده است:
"«تائوته چینگ»، کتاب آسمانی تائوئی و یکی از معروفترین مکتوبات دینی جهان است. دانشمندان نگارش آن را در قرن پنجم یا ششم قبل از میلاد میدانند. تائو هم طریق برای وصول به حقیقت است، هم خود حقیقت الهی در تمام مراحلش، از ذات حقیقت گرفته تا تجلیات آن؛ هم اصل و نهاد همه موجودات در دار هستی است، هم اصل هر عمل صحیح، تائو ...

قفسهنوشت ۲۶۸: گشنگی؛ از کتایون سنگستانی
این دومین رمان از کتایون سنگستانی است. بنا به قاعدههای «چند وقت یک بار کتاب جدید خواندن» و «کتابفروشی افق کتاب بد روی میز پیشنهاد نمیگذارد» این کتاب را خریدم و خواندم. این رمانْ که در پاییز ۱۴۰۱ از نشر چشمه منتشر شده است، داستان شیوا، زن جوانی، است که به هر جان کندنی در مزونی مخوف مشغول به کار میشود. پدرش آلزایمری است، با برادر و مادرش زندگی می...
قفسهنوشت ۲۶۷: موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی؛ از محمدتقی جعفری
عنوان کتاب معلوم است دربارهٔ چیست. اما من چیزی از هدف نویسنده نفهمیدم. استدلالهایی که نویسنده در پایین آوردن شأن هنر موسیقی آورده است، میشود شبیهشان را در مورد نقاشی، شعر و هنرهای دیگر به کار برد. برخی دیگر از استدلالها نیاز به آزمون تجربی دارد و شاید فلسفه برای آن جای خوبی نباشد. نمیدانم! اگر زمینیتر با مسألهٔ موسیقی برخورد میشد و آثار طبی...
قفسهنوشت ۲۶۶: شمعدانیها؛ از میلاد عرفانپور
در سوگ بهار خود، کسی گریه نکرد
بر آخر کار خود، کسی گریه نکرد
جز سنگتراش پیر این آبادی
بر سنگ مزار خود، کسی گریه نکرد
این مجموعه را در اوج خستگی در هواپیمای مسیر ایران به ترکیه و سپس ترکیه به آمریکا خواندم و با این همه، بسیار لذتبخش بود. فکر میکنم مطلب «بهاءالدین خرمشاهی» برای تعریف از این کتاب کفایت بکند. به نظرم مقدمهٔ کتاب را خوب است نگاهی ب...

قفسهنوشت ۲۶۴: راهنمای مردن با گیاهان دارویی؛ از عطیه عطارزاده
دختری جوان با مادرش در خانهای زندگی میکند. کار مادرش عطاری است و دختر که از کودکی به خاطر فرورفتن گیاه دارویی به چشمش نابینا شده است، همه چیز را از زاویهٔ دید حواس غیربینایی خودش روایت میکند. در پایان داستان به معنای عنوان کتاب یعنی «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» میرسیم. هر چقدر بیشتر توضیح بدهم باعث لو رفتن داستان میشود.
حجم این کتاب بسیار ک...

قفسهنوشت ۲۶۵: منهای فقر؛ از محمدرضا حکیمی
این کتاب را «مرتضی کیا» از روی نوشتههای محمدرضا حکیمی گرد آورده است. مضمون همانی است که عنوان کتاب میگوید. احادیثی در باب فقر و عدالت در جامعهٔ اسلامی با ترجمههای تأویلی و آزاد. این کتاب خیلی اخباری است و انقلابی. اخباری از آن جهت است که بدون توضیح و تفصیل احادیثی را که میدانیم در باب عدالت بازمیگوید بیآن که در مورد بافت اجتماعی و تاریخی هر ...

قفسهنوشت ۲۶۳: مونالیزای منتشر؛ از شاهرخ گیوا
«شاه عباس آمد گفت: ریشتان را بتراشید و سبیل بگذارید؛ گذاشتیم! آن هم تا بناگوشش را. آن یکی روبند و شلیته و کلاه نمدی برمان کرد. گفتیم: مبارک است! دیگری آمد گفت: زنها چادرها را بردارند؛ برداشتند. مردها سبیل کوتاه کنند، کلاه شاپو و پهلوی بگذارند؛ ما هم گذاشتیم! حالا هم که این شکلی شدهایم. همیشه دنبال شکل خودمان، شکل حقیقیمان میگردیم، اما نمیدانیم...

قفسهنوشت ۲۶۲: مشکلات حکومت دینی؛ از علی صفایی حائری
این کتاب به نوعی ادامهٔ کتاب «از معرفت دینی تا حکومت دینی» است. کتاب قبلی در پاسخ به شبهاتی بود که بیشتر مربوط است به حلقهٔ کیان علیالخصوص عبدالکریم سروش و مجتهد شبستری. این کتاب مجموع چند سخنرانی به هم مرتبط است که در سه بخش در مورد مشکلات حکومت دینی با نگاه به حکومت امیرالمؤمنین بحث میکند. در بخش اول با نگاه به حکومت امیرالمؤمنین، حرف اصلی نویس...

قفسهنوشت ۲۶۱: از معرفت دینی تا حکومت دینی؛ از علی صفایی حائری
«این همه خلاصهای از شبهات در حوزهٔ دین و در حوزهٔ حکومتهای دینی بود و این شبهات در کتابهای روشنفکران چپ و روشنفکران آزاد پراکنده است. من از حافظهام و حتی از نوشتههای آخوندزاده، فریدون آدمیت و علی دشتی و سعید نفیسی و ملیگرایانی مثل پورداوود و یا میمندینژاد و یا ادیبانی مثل غلامحسین ساعدی و هوشنگ گلشیری و بهرام صادقی و نادر ابراهیمی و محمود ...

قفسهنوشت ۲۶۰: رنگهای رفتهٔ دنیا و گزیدهای از پرندهٔ پنهان؛ از گروس عبدالملکیان
به شانهام زدی
که تنهاییام را تکانده باشی
به چه دل خوش کردهای؟!
تکاندن برف
از شانههای آدم برفی؟!
این مجموع در واقع دفتر دوم به همراه گزیدهٔ دفتر اول گروس عبدالملکیان است (شعرهای نیمهٔ اول دههٔ هشتاد خورشیدی). به وضوح میشود پیشرفت شعرها را در آثار بعدی این شاعر مانند «سهگانهٔ خاورمیانه» دید. برای من، گروس عبدالملکیان جزو معدود شاعران همروزگا...

قفسهنوشت ۲۵۹: برادر انگلستان؛ از علیرضا قزوه
رمان «برادر انگلستان» اولین کار داستانی قزوه است که همه او را به شاعریاش میشناسند چه در قالب موزون (دیشب از شما چه پنهان، سر زدم به کوی مستان/گفتم: السلام یا می! گفتم: السلام یا خُم!) چه در قالب سپید (مولا ویلا نداشت). اینجا قزوه مضمونی دارد و محملی برای نوشتن. برادر انگلستان با خوابهای آشفتهٔ راوی در قطاری آغاز میشود که نقبی به گذشته میزند. ب...

قفسهنوشت ۲۵۸: طرح کلی اندیشهٔ اسلامی در قرآن؛ از سیدعلی حسینی خامنهای
رمضان سال ۱۳۵۳ شمسی، آقای خامنهای در مسجد امام حسن مجتبی مشهد سخنرانی با عنوان طرح کلی اندیشهٔ اسلامی داشته که برخلاف منبرهای رایج ساختیافته بوده و در ابتدای هر جلسه برگهای به صورت خلاصهمطلب به همهٔ حاضرین فروخته میشده (به قیمت سه ریال) که همزمان با نگاه به برگه به سخنرانیها گوش بدهند. موضوعات مطالب از ایمان و توحید شروع شده و به مبحث ولایت و...

قفسهنوشت ۲۵۷: چرا لیبرالیسم شکست خورد؟؛ از پاتریک دنین
این کتاب را اتفاقی از دستدوم فروشی پیدا کردم و همانموقع (زمستان ۲۰۱۹) خواندم. یادم هست که خیلی از خواندن چنین کتاب خاصی هیجانزده شدم. این کتاب از این جهت خاص است که برخلاف جریان اصلی فلسفهٔ سیاسی آمریکا در مورد لیبرالیسم است (ویراستار این سلسله در مقدمه به مخاطب این هشدار را داده است که قرار است با حرفهای متفاوت مواجه شوید). اما در عین حال از پ...

قفسهنوشت ۲۵۶: روایت یک رویش؛ از ناصر ملائی
ظاهراً قرار است با خواندن این کتاب در مورد سعید کاظمی آشتیانی بیشتر بدانیم. این کتاب مجموع مصاحبههای پراکنده با همکاران سابق او در مؤسسهٔ رویان است. اما جالب است بدانید که منِ خواننده آخرش نفهمیدم که مرحوم کاظمی رشتهٔ تحصیلیای که دکتریاش از آن بود چه بود. شاید توانبخشی شاید چیزی دیگر. همینطور این که پراکندهگویی در مصاحبهها و بیجهت بودن آنه...

قفسهنوشت ۲۵۵: لوطیکشی؛ از محمدرضا طاهری
روزی که دل بستم به خود گفتم: با رنج دل کندن چه خواهی کرد؟
این زن دلش پابند ماندن نیست، با رفتن این زن چه خواهی کرد؟
او دیگر آن شیدای سابق نیست، آنگونه که می گفت عاشق نیست
تو فرض کن آمد در آغوشت، با یک بغل آهن چه خواهی کرد؟
تسلیم شو ای جنگجوی پیر، سهم تو پیروزی نخواهد بود
با این خشاب خالی و این زخم، در لشکر دشمن چه خواهی کرد؟
گیرم سلامی هم رس...

قفسهنوشت ۲۵۴: الف؛ خم خسروانی؛ از حافظ ایمانی
من از میزادگانم، جدّ من انگور عرفانیست
و نامم حافظ بن مولویّ بن خراسانیست
و آئینم نظر انداختن بر روی خوبان شد
و دینم؛ مهرورزی... مهربانی... مهرافشانیست
و جانم جبههٔ صلح است دائم در سلام عشق
و روحم روضهٔ ابراز شطحیّات روحانیست
پینوشت: اصلاً این سبک از ابنعربیبازی را در این زمانه برای شعر فارسی نمیفهمم. شاید اشکال از من است اما این کتاب ۱۷...

قفسهنوشت ۲۵۳: زنی آهسته گفت عشق؛ از فریاد شیری
به هم که میرسیم
سه نفریم؛
من و تو و بوسه
از هم که جدا میشویم
چهار نفریم؛
تو و تنهایی
من و عذاب
ص ۲۰۸، از لطیف هلمت
پینوشت: حس میکنم شعر ترجمه در اکثر موارد چیزی است مثل زنبور بیعسل. ترجمه شعریت شعر را در بسیاری موارد از بین میبرد.

قفسهنوشت ۲۵۲: ارتداد؛ از وحید یامینپور
فرض کنید روز بیست و دوم بهمن، چند ساعت قبل از آن که صدا و سیما دست انقلابیون بیفتد، به جای آن که پیام امام خمینی مبنی بر ریختن مردم به خیابان به دست مردم برسد، گروهی به مدرسهٔ رفاه حمله کنند، اکثر یاران امام را بکشند و خود امام را هم بدزدند. بعدش چه اتفاقی میافتد؟ این تاریخ جایگزینی است که یامینپور سعی کرده است از زبان «یونس» انقلابیای اهل تفکر ...

قفسهنوشت ۲۵۱: برف؛ از اورهان پاموک
دختران محجبهٔ زیادی در شهر کارس ترکیه خودکشی کردهاند.
این نقطهٔ آغازین رمان «برف» است. شاعر تبعیدی به اسم کا (کریم) از فرانکفورت راهی کارس میشود و میخواهد گزارشی تحقیقی در این مورد تهیه کند. چرا خودکشی این قدر زیاد شده است؟ ظاهراً فشار دولت ترکیه برای ممنوعیت حجاب در مدرسه باعث این افزایش است. حالا نهادهای دینی همه جا را پر از پوستر کردهاند ک...

قفسهنوشت ۲۵۰: دیوار؛ از شیرکو بیکس
اولین بار از شیرکو بیکس در جلسهٔ شعر استنفورد سال ۲۰۱۸ شنیدم. سخنران کردزبان بود و تاریخچهٔ شعر کردستان عراق را ارائه میداد. آنجا بود که با قصهٔ عملیات انفال آشنا شدم و چه بد که اینقدر کم از تاریخ مشترک ایران و کردستان عراق میدانیم. شیرکو بیکس شاید معروفترین شاعر معاصر کردستان عراق باشد.
«آخ خدایا، آخ…
کی سری به کردستان میزنی؟»
مادرم همیش...

قفسهنوشت ۲۴۹: تاریخ اندوه؛ از عدنان الصائغ
عدنان الصائغ اهل کوفه است؛ در جنگ ایران و عراق به صورت اجباری شرکت کرده است، بعد از جنگ از کشور فرار کرده و مدتی در سوئد و اکنون در لندن زندگی میکند. این کتاب مانند دیگر اثر این مترجم ( تاریخ دلتنگی از محمود درویش ) گردآوری شده است و همان نقاط ضعفی که برای دیگر کتاب برشمردم، در اینجا وجود دارد و اطالهٔ مطلب نمیکنم.
سرزمینی کشید روی رومیزی
مملو ...

قفسهنوشت ۲۴۸: از چیزی نمیترسیدم؛ از قاسم سلیمانی
این کتاب(چه) گردآوری دستنوشتهای از قاسم سلیمانی است که در آن زندگی خود از کودکی تا جوانی یعنی سال آخر پهلوی را شرح داده است. این کتاب را از دو منظر میشود دید: اولی خود نوشته؛ و دومی نحوهٔ نشر آن.
در مورد خود نوشته:
قاسم سلیمانی در این نوشته به شکل عجیبی صداقتی مثالزدنی دارد. آنقدری ساده مسائل را بیان کرده است که حتی از قاب رسانهٔ مثلاً تراز ا...

قفسهنوشت ۲۴۷: تاریخ دلتنگی؛ از محمود درویش
ای پدر مرا به کجا میبری؟
- به سمت باد
چرا اسب را تنها گذاشتی؟
- به خاطر این که با خانه انس پیدا کند
که خانهها
بیحضور ساکنین ویران و مردهاند
محمود درویش از مهمترین شاعران معاصر جهان عرب است که به خاطر فلسطینی بودنش همزمانی که شاعر عاشقانهسراست، حماسهسرایی نیز کرده است و از این جهت جایگاه منحصر به فرد در شعر معاصر عرب دارد. این کتاب دو بخش ...

قفسهنوشت ۲۴۶: اتاق بر آب راه میروم؛ از علی باباچاهی
سابق بر این که به عبارتی میشود دورهٔ دبیرستان و اوایل دورهٔ کارشناسی، به خاطر تأثیری که حضور در جلسات ادبی پر از نوگرایان در من داشت، اندک شبهلذتی از این سبک ادبی که بیشترش بازی زبانی است میبردم. اما الان هر چه بالا پایین میکنم از این دست شعرها و شاعرها که کم هم نیستند و به نحوی تالی فاسد جریان نوگرای بعد از شاملو بودند، هیچ خوشم نمیآید. گویا ...

قفسهنوشت ۲۴۵: لغتنامهٔ کلمات مهجور؛ از سید رسول پیره
«جلای وطن»
آموختن گریه چقدر زمان میبرد؟
چقدر طول میکشد
یک درخت اسمش را یاد بگیرد؟
برای دوستی که رفته است
چند روز باید محزون ماند؟
رفتن تو اما
شباهت عجیبی
به باران در گرمترین روز سال دارد
تو تنها چمدانی کوچک را بردی
و نمیشود زبان فارسی را سوار هواپیما کرد
نمیشود کلمات را به سرزمین دیگری برد
و در سرزمین دیگری کاشت
نه!
نمیشود با آفتاب سرزمین...

قفسهنوشت ۲۴۴: ی؛ از حسین جنتی
این دومین مجموعهٔ شعر حسین جنتی است. جنتی در مجموع یک سر و گردن از همنسلانش بالاتر است، اما واقعیت تلخ آن است که همنسلان کوتاهقدی دارد. شعرهای جنتی اجتماعی و سیاسی است و قرینههای روزآمدش را میشود کاملاً رصد کرد:
به دست بسته، عبث در پی گشایش کاری
هزار قفل گران را که واکند به کلیدی؟! (ص ۳۷)
تکبیتهای زیبا هم زیاد پیدا میشود؛ مثلاً:
اگر به...

قفسهنوشت ۲۴۳: چشمهای تو، سرنوشت من؛ از غادة السمان
قبلاً دو مجموعه از کارهای غادة السمان را خوانده بودم (غمنامهای برای یاسمنها و زنی عاشق میان دوات) که هر دو ترجمهٔ کتابهایی با همان نام بودند. این مجموعه ظاهراً گزیدهٔ ۳۶ شعر کوتاه عاشقانه است که از کتابهای مختلف برداشته شده است (ظرف نیم ساعت این کتاب تمام میشود!). جالب آنجاست که اولین باری که شعر غادة السمان را خوانده بودم، دبیرستانی بودم و ی...

قفسهنوشت ۲۴۲: آرامگاه ادبی؛ از محمدرضا طاهری
سال ۸۶ محمدرضا طاهری را در جلسهٔ نقد شعر خصوصی با شاعران مذهبی دیدم و با هم در مترو همسفر بودیم. مرا تشویق کرد به خانهٔ شاعران بروم و بیشتر تشویقم کرد شعر را جدی بگیرم. احتمالاً که نه، حتماً مرا به خاطر ندارد. او آن موقع دانشجوی کارشناسی بود و بعدتر شاعر جدیتری شد. سال ۸۷ در بیت رهبری شعر خواند ولی بعد از سال ۸۸ کلاً جزو گروه معترض قرار گرفت و شع...

قفسهنوشت ۲۴۱: یحیی؛ از سید حمیدرضا برقعی
مشت نمونهٔ خروار:
"ابتدای باران"
من ِ شکسته، منِ بی قرار در اتوبوس
گریستم همهء جاده را، اتوبان را
نگاه خستهٔ من تا به آسمان برسد
کشانده است به دنبال خویش باران را
ولی نخواسته در بین راه سوزاندم
دل اهالی محروم چند استان را
بر آن سرم که کنار ضریح یاد کنم
ولو به قدر نگاهی، تمام آنان را
نگاههای پر از حسرت کشاورزان
میان دشت، تکانهای دست چوپان را
و ...

قفسهنوشت ۲۴۰: ظهور و سقوط ملتها؛ از روچیر شارما
روچیر شارما جزو معروفترین تحلیلگران اقتصادی در آمریکاست. او این کتاب را در ۱۱ فصل نوشته و ۱۰ دلیل را برای رشد و افول دولتها از جهت اقتصادی برمیشمرد. این کتاب ۴۶۶ صفحهای پر است از اطلاعات فشرده در مورد شاخصهای مختلف اقتصادی که اصلاً امکان خلاصهنویسی برایش وجود ندارد. آنقدری نویسنده با دقت مثالزدنی اطلاعات در مورد کشورهای مختلف میدهد که تا ...

قفسهنوشت ۲۳۸: خروج از خیابان سئول؛ از قافلهباشی و همکاران
این کتاب قرار است در ۱۴۰ صفحه روایتگر تلاشی برای بومیسازی فناوری نانو کند اما آنقدر روایت مغلق است (پیچیده بار معنایی مغلق را ندارد) که از نیمه به بعد تصمیم گرفتم ادامه ندهم. کتاب سه نویسنده دارد که گاهی خودمانی مینویسند، گاهی در حد تاریخ بیهقی و اصلاً معلوم نیست کجا دارند روایت میکنند و کجا شعار میدهند. اگر چه نویسندهٔ اول از دوستان همدانشگا...

قفسهنوشت ۲۳۹: تئوری موسیقی؛ از علینقی وزیری
این کتاب جزو اولین (شاید اولین) کتابها در مورد نظریهٔ موسیقی به زبان فارسی است. وزیری در سه بخش آشنایی با نوت و علامتگذاری، آشنایی با موسیقی ایرانی و آشنایی با موسیقی غربی کتاب را نوشته است. من این کتاب را در بخش اول کامل خواندم، و بخش دوم و سوم را تورق کردم. به جز هر چه پیش از این در مورد موسیقی میدانستم که هیچ، چیزی زیادی از این کتاب دستگیرم ن...

قفسهنوشت ۲۳۷: پایان تئولوژی ۱؛ از بیژن عبدالکریمی
این کتاب جلد اول از مجموعهٔ دو جلدی از مقالات عبدالکریمی است که جلد اولش در 486 صفحه منتشر شده است. در این مقالات عبدالکریمی در سه موضوع اصلی صحبت میکند: ۱) نقد شهید مطهری، ۲) نقد اندیشهٔ ایجاد علم دینی در ایران، و ۳) نقد تئولوژی و دعوت به تفکر آنتولوژیک.
این کتاب خیلی فنی است و هر چه بگویم ممکن است اصل مطلب را خراب کند. اما کلیتش این است که از د...

قفسهنوشت ۲۳۶: آرزوهای دستساز؛ از میلاد حیبی
پارسال رفته بودم پیش یکی از همدانشگاهیهای سابق در دفتر دانشبنیان بنیاد نخبگان. این کتاب را توی دفتر ایشان دیدم و گرفتم.
تعدادی همدبیرستانی که از دبیرستان مذهبی امام صادق به دانشگاه تهران و بیشترشان دانشکدهٔ فیزیک رفتند، تصمیم گرفتند کاری بکنند. جرقهای که به ذهنشان خورد نصب دوربین سرعتسنج بود. بعدتر آن را تبدیل به سرعتسنج در جادهها کردند ...

قفسهنوشت ۲۳۵: رمق؛ از مجید اسطیری
رمق رمان کوتاهی از مجید اسطیری است با زاویهٔ دید شخص اول (رئوف) در مورد اتفاقات پیرامون اعتراضات بسیار موقع بازی ایران و اسرائیل در ورزشگاه امجدیه. اصل اتفاق اعتراض البته در بیرون ورزشگاه در نمایندگی هواپیمایی العال میافتد.
معلوم است که اسطیری سعی کرده به شخصیت جانی تازه و زنده شبیه شخصیتهای کاپرفیلد دیکنز یا هولدن کالفیلد در ناتور دشت بدهد ام...

قفسهنوشت ۲۳۴: اکنون؛ از فاضل نظری
فاضل نظری بعد از گریههای امپراطور و اقلیت که هر دو قابل اعتنا هستند، کتاب به کتاب در درجازدگی خودش مصممتر میشود. شعرهای بیمکان و بیزمان و با مضامین تکراری با کمترین حد حسانگیزی.
راستی، این سبک کاغذ حرامکنی نشر دولتی که یک صفحه در میان خالی کامل است، در این وضع قیمت کاغذ واقعاً ستم است. سوره این کار را برای همهٔ کتابهای فاضل و برخی دیگر از...

قفسهنوشت ۲۳۳: پریدخت؛ از حامد عسکری
یک کار به معنی واقعی کلمه لوس و بیفکر. عسکری در شعرهایش هم از دامن و لب و گوشواره و نامزد سرباز و این جور مضامین معمولاً به جز استثناهایی جلوتر نمیرود. این کارش که نثر است و واویلا. آش خیلی شور شده؛ خیلی!
پ.ن. وقتی به تعداد تجدید چاپهای زیاد کتاب فکر کردم، بیخود یاد مهدی سهیلی افتادم (هیچ وقت مهدی سهیلی نخواندهام و قضاوتی در مورد کیفیت شعرها...

قفسهنوشت ۲۳۲: گزینه اشعار نیما یوشیج
این کتاب جزو مجموعهٔ گزینه اشعاری است که نشر مروارید برای شاعران مطرح معاصر سالهاست در قطعهای مختلف از جمله جیبی منتشر میکند و برای من جزو خاطرهانگیزترین و جذابترین مجموعه گزینه شعر است.
کل این کتاب ۳۴۰ صفحه است که شروعش با مقالات چند نفر از جمله اخوان ثالث و جلال آل احمد است. ترتیب شعرها از آخر به اول است. نیما برخلاف بسیاری از شاعران معاصر...

قفسهنوشت ۲۳۱: تالار گرگ؛ از هیلاری منتل
«تالار گرگ» اولین مجموعه از سهگانهٔ تامس کرامول است که هر سه جلد کتاب خوشاقبال بوده است. جلد اول که همین کتاب حاضر است جایزهٔ بوکر گرفته است، جلد دوم همین طور و جلد سوم نامزد این جایزه شده است. چنین چیزی یک دستاورد بزرگ برای «هیلاری منتل» نویسندهٔ این رمان است.
داستان بر اساس وقایع تاریخی قرن شانزدهم است. شخصی به اسم کرامول که از خانوادهٔ فقیر...

قفسهنوشت ۲۳۰: جنگل گریان؛ از مهسا چراغعلی
«جنگل گریان» مجموعهٔ ۴۸ شعر سپید از مهسا چراغعلی است که در ۸۸ صفحه گردآوری شده و انتشارات فصل پنجم آن را به سال ۱۳۹۶ منتشر کرده است. این شعرهای برای سنین آغازین جوانی شاعر است (متولد ۱۳۶۸ و نشر ۱۳۹۶!) و پر است از شور جوانی و عشق. مضمون همهٔ شعرها عشقی زنانه به معشوقی است که اگر کلیت ادبیات عاشقانهٔ فارسی را در نظر بگیریم، خرق عادت است. این مجموعه ب...

قفسهنوشت ۲۲۹: از سرشت و سرنوشت؛ از حسین منزوی
حسین منزوی غزلسرای مطرح معاصر است که معمولاً همردیف سایه و شهریار از نظر شاعرانگی، و همردیف بهبهانی و بهمنی و نیستانی از نظر نوآوری یاد میشود. باید ببینیم چه شد منزوی اینقدر در زمینهٔ غزل مطرح شد. در اینجا بهانهای میشود که نظرم را مختصراً بگویم.
نخست قوت و شاعرانگی اوست مثلاً در این بیتها:
دوباره دیدنت ای جان معاد موعود است
قیام قامت قدیسی...

قفسهنوشت ۲۲۸: تندتر از عقربهها حرکت کن؛ از نوید نجاتبخش
در این روزها که در هجمهٔ خبرها و تحلیلهایی هستیم که بالا و پایینِ همهٔ رنگها را سیاهی میبینند، حال قفسهٔ کتابم هم تعریفی نداشت: مشتی کتاب علوم اجتماعی در مورد ایران و مشکلاتش، کلی رمان و داستان در مورد دردهای عمیق بشر و چند کتاب دیگر؛ برخی انگلیسی و برخی فارسیِ یادگار از سفرم به ایران. یکهو یاد این کتاب افتادم که سیدمجتبی قافلهباشی، همدانشگاه...

قفسهنوشت ۲۲۶: موانع توسعه ایران؛ از نیما ناعم و امید یعقوبزاده
این کتاب مجموعهٔ چند گفتار در مورد توسعه از استادان علوم انسانی ایران در سال ۱۳۹۶-۱۳۹۷ است. نام استادان همانی است که روی جلد نوشته شده است. متأسفانه نگاه سوگیرانه و روساختی در مطالب این نوشتهها موج میزند. غیر از دو مقاله از سعید لیلاز و عبدالعلی قوام که بیشتر بحث روی زمین کردند و هشدارهایی در مورد موانع توسعه دادند، بقیهٔ مطالب سرشار از شعارزدگی ...

قفسهنوشت ۲۲۷: پس از بیست سال؛ از سلمان کدیور
این مطلب از من در بخش نقد داستان شهرستان ادب منتشر شده است: پیوند به مطلب
در زمانهای که خروجی ادبیات داستانیاش، از معروفترین و پرسابقهترین ناشرها و نویسندگان، پر از خطاهای فاحش روایتی و زبانی است، خیلی انتظار نمیرود نویسندهای جوان، روی موضوعی تمرکز کند که هم وارد شدن به آن زمان زیادی میگیرد و هم پرداختن به آن، دردسرهای زیادی را به همراه میآ...

قفسهنوشت ۲۲۵: چتر شورشی؛ از حمیدرضا شکارسری
(۱)
آب از آب
البته تکان نمیخورد
ابرها
اگر
صد سال دیگر هم نبارند…
(۴۶)
با نسیمی
وطنش را
از یاد
میبرد
ابر…
(۴۸)
بعد سالها
با دیدن ابرها
تمام درختان ذوق کردهاند
جوانه زدهاند
جز کاجهای بیتفاوت گورستان.
(۹۸)
نفرین کارتنخوابها
ابرها را
به گریه میاندازد…

قفسهنوشت ۲۲۴: نسبت دین و دنیا؛ از عبدالله جوادی آملی
این کتاب در واقع جمعآوری سلسله صحبتهای آقای جوادی آملی است در نقد نظریهٔ سکولاریسم. در مجموع کتاب خوبی است اما من چند مشکل اساسی با این کتاب دارم:
نخست و مهمترین مشکل آن که بحثها در مورد مسألهٔ حکمرانی است اما به هیچ وجه انضمامی نیست. نه وقتی در مورد لطمات سکولاریسم بحث میشود، معلوم است به چه چیزهایی اشاره میشود و نه وقتی که در مورد برکات حکو...

پیشنهادی برای امروز
مردگان باغ سبز به خاطر همزمانی با سال ۸۸ دچار مشکلاتی در نشر شده بود. ظاهراً باغ سبزی که نویسنده مراد میکرده را ممیزیچی فهم نکرده است. این رمان را حدوداً ۹ سال پیش خواندم و قاعدتاً جزئیات زیادی از آن در خاطرم نیست؛ خاصه آن که کتاب را از کتابخانهٔ دانشگاه کلمبیا امانت گرفته بودم و الان در دسترسم نیست. مگر آن که در آن اندکی رئالیسم جادویی وجود دارد...

قفسهنوشت ۲۲۳: زایشمرگهای متن ۳؛ از حمیدرضا شکارسری
این کتاب که ظاهراً ادامهٔ چند جلد دیگر است، مجموعهای است از چند شعر کوتاه بیوزن به همراه نقد و نظر یکصفحهای حمیدرضا شکارسری. ذکر دو نکته را لازم میبینم: نخست دست خالی شعر معاصر ما که بسیار دردناک است وقتی میبینیم شعر امروز تا این حد کممایه است. دوم این که در روزگار شبکههای اجتماعی و وبلاگ و مجلات آنلاین، جایگاه چنین نوشتههایی را به عنوان ک...

قفسهنوشت ۲۲۲: سهتار؛ از جلال آلاحمد
سهتار مجموعه داستانهای کوتاه جلال آل احمد است که عمدهٔ داستانها در نیمهٔ دوم دههٔ ۱۳۲۰ نوشته شده است. شاید بشود این کتاب را به سه جور مضمون تقسیم کرد: نقد تعصبات و وسواسهای مذهبی، نقد فضای فقر در ایران با دیدگاه چپ، و سومی تصویرسازی فضای ایران در آن زمانه. در مضمون اول جلال به شدت دچار شعارزدگی و گلدرشتی است؛ خصوصاً در دو داستان وسواس و سهتا...

قفسهنوشت ۲۲۱: کلاغمرگی؛ از لیلا کردبچه
«برای درختها»
برای درختهای کنار جاده فرقی ندارد،
کسی که سفرَست
میرود، یا میآید
برای من اما فرق زیادی دارند
درختان مسیری که از تو دورم میکند
و درختان مسیری که با تو نزدیکم
«کارگران مشغول کارند»
شیشههای پنجره را پاک میکنی
عرق،
بر صورت مات و خستهٔ کارگران برق میافتد
و بزرگراه
یکی از همین روزها افتتاح میشود
لعنت به جاده مادربزرگ!
لعنت ...

قفسهنوشت ۲۲۰: ساکن خیابان ایران؛ از محسن حساممظاهری
این کتاب را چند ماه پیش خواندم ولی فرصتی برای نوشتن دربارهاش نداشتم. با توجه به اتفاقات اخیر نگاهی به نوشتههای کتاب خالی از لطف نیست. این کتاب شامل مقالات پراکنده اما مرتبطی است که بیشترش در صفحهٔ تلگرام نویسنده موجود است. او در مقالهٔ اولش با اشاره به آرمانگرایی نگاه فارابی به تاریخ و جامعه در مقابل واقعگرایی ابن خلدون، ایران را از نظر مذهب در...

قفسهنوشت ۲۱۹: گاف فرهنگ؛ از محمدرضا زائری
گاف فرهنگ نوشتههای پراکنده و کوتاه محمدرضا زائری در مورد فرهنگ است. مانند بسیاری دیگر از کتابهای زائری، عنوان کتاب جالب است (گاف هم حرف آخر فرهنگ است و هم واژهای اصالتاً فرانسوی). زائری ادعا میکند در بسیاری از زمینههای فرهنگی مانند حجاب، موسیقی، کتابخوانی و ازدواج به جای حرفهای نظری سنگین، نیاز به حرفهای قابل فهم و به تعبیر من روی زمین داری...

قفسهنوشت ۲۱۸: تاریخ سیاست خارجی ایران؛ از روحالله رمضانی
شاید این اولین کتاب مدونی باشد که صرفاً در مورد سیاست خارجی ایران منتشر شده است. تاریخ انتشار آن ۱۹۶۶ است اما اخیراً نشر نی ترجمهٔ آن را عرضه کرده است. رمضانی (۱۹۲۸-۲۰۱۶) به صورت تخصصی همهٔ عمر علمی خود را در دانشگاه ویرجینیا به سیاست و تاریخ معاصر ایران اختصاص داده است و این کتاب حاصل یکی از پژوهشهای اوست. بازهٔ تاریخی این کتاب از آغاز صفویه تا ...

قفسهنوشت ۲۱۷: دفترچه خاطرات و فراموشی و مقالات دیگر؛ از محمد قائد
«دفترچه خاطرات و فراموشی و مقالات دیگر» مجموعهٔ مقالاتی است که اولین بار سال ۱۳۸۰ منتشر شده است. مثل همیشه مقالات قائد بیپروا، پراطلاعات و خوشبیان است. با وجود آن که در بسیاری از جاها با قائد همداستان نیستم و در برخی جاها بیپرواییاش را در مرز بیاحترامی میبینم (این بیاحترامی خیلی صریح در مقالات وبسایتش مشهود است)، به نوعی نوشتههایش تداعی «...

قفسهنوشت ۲۱۶: شماس شامی؛ از مجید قیصری
این مطلب از من در بخش نقد کتاب شهرستان ادب منتشر شده است: پیوند به مطلب
مجید قیصری را بیشتر در حوزۀ داستان دفاع مقدّس میشناسم؛ نویسندهای که در گونههای مختلف داستانی دربارۀ دفاع مقدّس، خودش را آزموده و در بیشتر موارد، سربلند بیرون آمده است. در «شمّاس شامی» او چالشی جدید برای خود برگزیده است: چگونه از روایت چندخطی و مبهم از تاریخ، آن هم از حاشیۀ...

قفسهنوشت ۲۱۵: چشم به راه ابریشم؛ از علی اسداللهی
مربای بهار نارنج
بر میز صبحانه
...
بهار
خون درخت را
در شیشه کرده است
علی اسداللهی همورودی من در دانشگاه بود. چند درس پایه (عمومی) همکلاس بودیم و چند باری در جاهای مختلف با هم در باب شعر حرف زدیم. قطعاً مرا یادش نمیآید چرا که بر خلاف او که پرشور و پرحاشیه(ی سیاسی) بود، من سرم در لاک خودم بود. از این جهت، تنها شباهتمان علاقه به شعر بود و بس. ...

قفسهنوشت ۲۱۴: واقعیت رؤیای من است؛ از بیژن نجدی
فکر میکنم سال ۸۲ بود که در جلسهای ادبی در شهرستان بودم و کسی از کتاب «خواهران این تابستان» شعری خواند که بسیار برایم جذاب بود. چند وقت بعد همان کس شعری دیگر خواند از همان کتاب که جذابیت کتاب را برایم دوچندان کرد (شعر ۱ و ۴ در پایین مطلب). آنقدر جذاب که در اولین فرصتی که به تهران رفتم آن را خریدم. در واقع پول زیادی نداشتم و این تنها کتابی بود که ...

قفسهنوشت ۲۱۳: پژوهشی دربارهٔ ولایت؛ از سید محمدباقر صدر
این کتاب کوتاه در واقع مقدمهای بوده است که شهید صدر بر کتابی نوشته است و بعدتر مورد توجه علی شریعتی قرار گرفته است. پژوهشگاه صدر این نوشته را مستقلاً به صورت کتاب کوتاهی منتشر کرده است. این نوشته دو بخش دارد: پیدایش تشیع و پیدایش شیعه. در این دو بخش نویسنده سعی دارد از باب عقلی با این مسأله مواجه شود که برخلاف زعم برخی، تشیع چیزی نبوده که در گذر ز...

قفسهنوشت ۲۱۲: پس از ۴۰ سال؛ از حمید سبحانی صدر
باید اعتراف کنم بعد از مدتها کتابی مرا به فکر واداشت.
کمتر پیش میآید با کتابهای مذهبی مأنوس شوم. کلاً با نوع روایتگری و نوشتار علمای مذهب نتوانستهام کنار بیایم و اگر هم کتابی مذهبی باب طبعم بوده بیشتر آنهایی بودند که به زبان دیگری نوشته شدهاند (مانند سخنرانیهای مطهری در بین دانشجوها). اما این کتاب از نوع دیگری مرا به فکر واداشت.
اگر با کتاب...

قفسهنوشت ۲۱۱: ماجرای فکر آوینی؛ از وحید یامینپور
این کتاب مجموعهٔ چند درسگفتار بههمپیوسته به علاوهٔ چند مصاحبهٔ مطبوعاتی و تلویزیونی از وحید یامینپور در مورد شهید آوینی و تفکرات اوست. کتاب خوبی است اما باید تأکید کنم که لزوماً این کتاب تبیین تفکرات شهید آوینی نیست. در بسیاری از جاها نویسنده نظر شخصیاش را آورده است که ممکن است قرابت فکری با آرای آوینی داشته باشد اما لزوماً اینهمانیای در میا...

قفسهنوشت ۲۱۰: درختی در بروکلین میروید؛ از بتی اسمیت
این رمان یکی از منتخبین قرن بیستم از سوی کتابخانهٔ عمومی نیویورک است. داستان دختربچهای که در محلهای فقیر در بروکلین نیویورک زندگی میکند. شروع داستان بسیار عالی است و توصیفاتی دلچسب و فضاسازی مأنوسی دارد. اما به نیمه که میرسد تکرار مکررات و روایتهای نوستالژیک در آن موج میزند؛ مثلاً توصیف کریسمس آن زمان. احتمالاً برای کسی که آمریکایی است و با ف...

قفسهنوشت ۲۰۹: پسااسلامیسم؛ از میلاد دخانچی
«پسااسلامیسم» از میلاد دخانچی به سال ۱۳۹۸ از نشر آرما منتشر شده است. ظاهراً این کتاب ترجمهٔ سادهشدهٔ پایاننامهٔ دکتری دخانچی با همین عنوان از دانشگاه کوئینز کاناداست. این کتاب که فصلی طولانی در آغازش در مورد فلسفهٔ صدرایی دارد به مسألهٔ نادیده انگاشتن ماهیت در نگاه غالب صدرایی میپردازد. به زعم نویسنده این نگاه که بیشتر بر هستی امور اصالت مینهد ...

قفسهنوشت ۲۰۸: خوبترین حادثه میدانمت؛ از محمدعلی بهمنی
رنگ سال گذشته را دارد همهی لحظههای امسالم
سیصد و شصت و پنج حسرت را همچنان میکشم به دنبالم
قهوهات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمیگنجم
دیدهام در جهان نما چشمی که به تکرار میکشد فالم
یک نفر از غبار میآید مژدهی تازهی تو تکراری است
یک نفر از غبار آمد و زد زخمهای همیشه بر بالم
باز در جمع تازهی اضداد حال و روزی نگفتنی دارم
هم نمیدا...

قفسهنوشت ۲۰۷: فلسفه در دادگاه ایدئولوژی؛ از رضا داوری اردکانی
شاید بتوانم به جرأت بگویم این کتاب جزو بهترین نوشتههای داوری اردکانی است. داوری که از سوءبرداشتها و انتقادهای بیربط از تفکراتش به تنگ آمده است این کتاب را که مجموعه هشت فصل به علاوهٔ مقدمه و مؤخره است نوشته و در سال ۱۳۹۰ منتشر کرده است. در این فصول او از «خلط مسائل سیاست با فلسفه» تا «نقد وضع تفکر موجود» میگوید. شروع کتاب با بخشی از شعر نیماست ...

قفسهنوشت ۲۰۶: اخلاق در عصر مدرن؛ از رضا داوری اردکانی
این کتاب از مجموعهای است که نشر سخن با طرح جلدی یکسان از داوری اردکانی در اوایل دههٔ نود منتشر کرده است. مانند دیگر کتابهای این مجموعه، مقالات مستقل از هم هستند، تاریخ ندارند و البته با قلمی بسیار درشت کاغذپرکن هستند و ویراستاری بسیار ناچیزی رویش شده است. فارغ از آن که خواندن نوشتههای داوری اردکانی حتی اگر در بهترین وضعیتش نباشد یا حتی خیلی ابن...

قفسهنوشت ۲۰۵: طفلی به نام شادی؛ از محمدرضا شفیعی کدکنی
دوست داشتم سومین دیوان شعر شفیعی کدکنی که در سال ۱۳۹۹ در ۴۱۸ صفحه منتشر شده است چیزی در قوارهٔ دیوان دومش، هزارهٔ دوم آهوی کوهی، باشد که متأسفانه آنگونه نشد. به سختی بشود شعری را در این مجموعه یافت که بهیادماندنی باشد. ای کاش شاعر گزینشیتر این مجموعه را منتشر میکرد.

قفسهنوشت ۲۰۴: شاخنامه؛ از مسلم حسنشاهی واریز
باورت میشد که ما روزی پفک صادر کنیم؟
خوردنیهای مجاز و خوشنمک صادر کنیم؟
هفتهای یک بار اینجا جشنِ نیکوکاری است
باز هم باید به دنیا ما کمک صادر کنیم؟
حیف! اگر آقا محمدخان هماکنون زنده بود
میتوانستیم کلّی مردمک صادر کنیم!
مردم مظلومِ لندن اندکی افسردهاند
همتی کن تا به آنجا قلقلک صادر کنیم
«غرب» خود دیوارِ تحریمش ترک برداشته
هیچ لازم نیس...

قفسهنوشت ۲۰۳: نیمدانگ پیونگیانگ؛ از رضا امیرخانی
«نیم دانگ پیونگیانگ» آخرین اثر رضا امیرخانی در قالب سفرنامه است. او دو بار به کره شمالی سفر میکند و چیزی که دست ماست، روزنوشتهای آن سفر است. این اولین تجربهٔ کتابنویسی در قالب سفرنامه برای امیرخانی نیست. «داستان سیستان» و «جانستان کابلستان» از آثار قبلی او هستند که در این گونه روایت شدهاند. از جهات بسیاری این نوشته مانند دیگر نوشتههای امیرخان...
قفسهنوشت ۲۰۲: نخل و نارنج؛ از وحید یامینپور
یامینپور در اولین اثر داستانیاش خواسته زندگی شیخ انصاری، از علمای شیعهٔ اهل دزفول در دورهٔ قاجار، را به تصویر بکشد. در این رمان تأثیرات سبکی از نادر ابراهیمی مشهود است.
این داستان حتی به مرحلهٔ داستانشدن نزدیک نشده است. ویژگیهای بارز این اثر خطاهای فاحش روایتی است و توضیحات بیرون از متن داستان چه به صورت پاراگراف درونمتنی و چه به صورت تهنوش...

قفسهنوشت ۲۰۰: من منچستریونایتد را دوست دارم؛ از مهدی یزدانی خرم
این رمان دومین کار منتشرشدهٔ مهدی یزدانی خرم است. این رمان عمداً به شکل هذیانگویانهای روایت شده است. از زاویهٔ دید دانشجوی تاریخ مبتلا به سرطان در خیابانهای تهران معاصر که میرود در گذشتهٔ زمان کودتای دههٔ سی و به صورت دستشده هر دو صفحه یکبار با اتفاق مشمئزکنندهای از آدمی به آدمی دیگر (و گاهی روحی دیگر) منتقل میشود. نویسنده روی هیچ نقطهای ت...
قفسهنوشت ۲۰۱: امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور؛ از سید محمدکاظم قزوینی
ابوبصیر گوید به امام صادق(ع) عرض کردم:
«ان العامة تزعم ان قوله « و یوم نحشر من کل امة فوجا» عنی فی یوم القیامة . فقال ابو عبدالله (ع): فیحشرالله یوم القیامة من کل امة فوجا و یدع الباقین؟ لا و لکنه فی الرجعة. و اما آیة القیامة «و حشرنا فلم تعادر منهم احدا»
اهل سنت در مورد سخن خداوند (متعال ) که می فرماید: «روزی که از هر امتی گروهی را محشور می کن...

قفسهنوشت ۱۹۹: پذیرفتن؛ از گروس عبدالملکیان
دستهای هم را گرفته بودیم
تو در شب قدم میزدی
من
در تاریکی

قفسهنوشت ۱۹۸: تماشایی؛ از میلاد عرفانپور
به دنیا میرسی اما دریغا این رسیدن نیست
کمی آرامتر! اینجا امید آرمیدن نیست
مبر باری حقیقت را به جرم تلخی از خاطر
اگر «زهر» است باشد چارهای غیر از چشیدن نیست
به تن پوشیده دنیا جامه و زیور، حریر و زر
ولی با اینهمه، اندازۀ حسرت کشیدن نیست
کمی از چشم کالاهای رنگارنگ پنهان شو
تو خود را بیبها مفروش، خیری در خریدن نیست
بپرس از موجها پیوسته از س...

قفسهنوشت ۱۹۷: حفرهها؛ از گروس عبدالملکیان
می خواستم بمانم،
رفتم.
می خواستم بروم،
ماندم.
نه رفتن مهم بود و
نه ماندن...
مهم
من بودم
که نبودم.
-ص 26-

قفسهنوشت ۱۹۶: واقعیتمداری؛ نوشتهٔ هنس راسلینگ
این کتاب با عناوین «واقعیت» و «واقعنگری» ترجمه شده است که به نظرم هیچکدام از ترجمهها نه درست هستند نه معنای کلی را میرسانند.
در آغاز نوشتن کتاب، نویسنده درگیر سرطان میشود، و فرزند و همسر فرزندش کتاب را به انتها میرسانند. نویسندهٔ این کتاب که تخصصاش سلامتی عمومی است و به خاطر نوع شغلش در بسیاری از مناطق کمبهرهٔ دنیا مانند افریقا زیسته است...

قفسهنوشت ۱۹۴: مرگ ایوان ایلیچ و دیگر داستانها؛ از لئو تولستوی
این کتاب مجموعهٔ چهار داستان بلند (نوولا) از تولستوی است که در فاصلهٔ یک سال هر کدام را جداگانه و با فاصلهٔ زمانی از یکدیگر خواندهام.
داستان اول با زاویهٔ دید و روایت زنی سرشار از احساسات بیان میشود و مضمونش در واقع نگاه اخلاقی واقعبینانهٔ تولستوی است که تجلیاش در رمان بلند او، آناکارنینا، آشکار است.
داستان دیگر، «مرگ ایوان ایلیچ» را قبلاً با ...

قفسهنوشت ۱۹۵: نظر به درد دیگران؛ از سوزان سونتاگ
این کتاب که در سال ۲۰۰۳ منتشر شده است، جستارهای «سوزان سونتاگ» منتقد و نویسندهٔ شهیر آمریکایی است در مورد نمایش داده شدن رنج انسانها در عکس. از زمانی که عکسهایی از جنگ اسپانیا به دست ویرجینیا وولف رسید و او را به تأمل دقیق واداشت تا ۱۱ سپتامبر که تصاویر دهشتناک آن دست به دست شد، تا فضای تعزیهٔ امام حسین که مردم ایران را هر سال به گریه میاندازد، ...

قفسهنوشت ۱۹۳: خیلی دورتر؛ از جاناتان فرنزن
این کتاب مجموعه مقالات، سخنرانیها و نوشتههای سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۰ از «جاناتان فرنزن» نویسنده و داستاننویس آمریکایی است. مضمون نوشتهها مختلف است. اما میشود به چند بخش تقسیمش کرد: نقد دنیای مدرن و فناوری، پرندهها، نقد کتاب دیگران، و نویسندگی. نام کتاب در واقع ترجمهٔ اسم جزیرهای دورافتاده است که فرنزن پس از خودکشی دوست نویسندهاش، «دیوید فاستر ...

قفسهنوشت ۱۹۲: امپایر فالز؛ از ریچارد روسو
این رمان در سال ۲۰۰۱ منتشر و در سال ۲۰۰۲ برندهٔ جایزهٔ ادبی پولیتزر شد و در سال ۲۰۰۵ تبدیل به سریالی تلویزیونی نیز شده است. رقیب این رمان در آن سال «اصلاحات» از «جاناتان فرنزن» است (به تازگی به فارسی ترجمه شده است) و از این جهت جالب بود ببینم چه کتابی بود که از فرنزن جلو زده است. خاصه آن که «اصلاحات» همان سال برندهٔ کتاب ملی آمریکا در بخش داستان ش...

قفسهنوشت ۱۹۱: شفقت افراطی؛ از تارا براک
حرف کلی کتاب این است: هر وقت در حالت سخت روحی درگیر شدید (مثل عصبانیت، وادادگی، افسردگی و حالاتی شبیه به این) با چهار مرحله آن را برطرف کنید که مخففش میشود RAIN (باران). مرحلهٔ اول شناخت مشکل، مرحلهٔ دوم این که به احساساتتان اجازهٔ بروز بدهید، مرحلهٔ سوم آن که بررسی کنید چرا درگیر این احساس شدهاید، و مرحلهٔ آخر پروراندن جوانب آن احساس و رهایی از ...

قفسهنوشت ۱۹۰: در باب مینیمالیسم دیجیتال از کل نیوپورت و موضوعات مرتبط
این برای دومین بار است که این کتاب را میخوانم. این کتاب آخرین کتابی است که بیرون از خانه و در قطار تمام کردم. کتاب بعدی، کتابچهٔ آشنایی با اقتصاد انتشارات آکسفورد بود که خورد به کرونا و زندگی شکل دیگری گرفت و آن کتاب هنوز در صفحهٔ ۱۷ مانده است. مدتی بعد بر مشکلات جسمیام افزوده شد و دوباره حس نیاز به این گونه از کتابها داشتم. چند کتاب را در این ح...

قفسهنوشت ۱۸۹: یافتن معنا در دنیای ناقص؛ از ایدو لاندو
«یافتن معنا در دنیای ناقص» را انتشارات آکسفورد سال ۲۰۱۷ منتشر کرده است. نویسندهٔ این کتاب، ایدو لاندو (۱۹۵۸-)، استاد فلسفهٔ دانشگاه حیفا است و تمام زیست علمی خود را وقف پژوهش در مورد معنای زندگی کرده است. ظاهراً کتاب با همین عنوان از نشر ترانه به فارسی ترجمه شده است. این کتاب در حوزهٔ فلسفه میگنجد اما نویسنده تمام تلاش خودش را کرده که کتاب برای عم...

قفسهنوشت ۱۸۸: زندگی عزیز؛ از آلیس مونرو
«آلیس مونرو» (۱۹۳۱-) نویسندهٔ کانادایی است که بیشتر داستان کوتاه مینویسد. او مشهور است به «چخوف کانادایی»، و جایزهٔ بینالمللی من-بوکر ۲۰۰۹ و جایزهٔ نوبل ادبیات ۲۰۱۳ را از آن خود کرده است. کتاب «زندگی عزیز» (۲۰۱۲) مجموعهٔ داستانهای کوتاه مونرو است. این کتاب دو بخش دارد: داستان و ناداستان. بخش ناداستان شامل پنج روایت داستانگونه از کودکی مونرو است...
قفسهنوشت ۱۸۷: شما که غریبه نیستید؛ از هوشنگ مرادی کرمانی
موقعی که خاطرهنویسی میکردم، یکی از دوستان اهل فضل و هنر تأکید ویژه داشت این کتاب را بخوانم. در شبکهٔ گودریدز هم اکثر غریب به اتفاق از این کتاب تعریف کردهاند. همهٔ اینها باعث شد وقتی که دیدم این کتاب در کتابخانهٔ عمومی شهر سانیویل منطقهٔ سیلیکون ولی ایالت کالیفرنیا (نشانی دقیق دادمها!) موجود است بخوانمش. تا یکچهارم رفتم ولی ادامه ندادم. بعد ف...

قفسهنوشت ۱۸۶: کفن؛ اثر جان بنویل
«چه کسی حرف میزند. صدای اوست در سرم. میترسم تا سکوت نکنم، بس نکند. تا با خودم در این خیابان حرف میزنم، با من حرف میزند، چیزهای میگوید که دوست ندارد بشنوم. گاهی پاسخش میدهم، بلند با او مخالفت میکنم، و از او میخواهم مرا آرام بگذارد.» (اولین جملات رمان)
«کفن» اثر «جان بنویل» در سال ۲۰۰۲ منتشر شده است و آخرین کار قبل از رمان «دریا» برندهٔ جای...

قفسهنوشت ۱۸۵: کنار آمدن با بیماری مزمن؛ از رایت و ایلیس
نویسندگان این کتاب هر دو مشاور و متخصص «مدیریت درد» مخصوصاً در حوزهٔ درد مزمن هستند. هر دو در کلیسا فعالیت میکنند و عمدهٔ مخاطبانشان مسیحی هستند. به همین خاطر مضمون اصلی این کتاب بسیار مذهبی و گرهخورده با تعالیم مسیحیت است. از این جهت شاید این کتاب در بازار کتاب که قاعدتاً سکولاریسم و تا حدی بودائیسم در این موضوع در جریان اصلی است مورد تبلیغ قرار...

قفسهنوشت ۱۸۴: مارتین درسلر؛ از استیون میلهاوزر
«مارتین درسلر» نوشتهٔ «استیون میلهاوزر» داستانی است در مورد پسرکی نیویورکی از خانوادهٔ مهاجر آلمانی که پدرش مغازهٔ سیگار فروشی دارد. او کمکم با فکرهای «رؤیای آمریکایی»اش پلههای ترقی را طی میکند و خودش صاحب هتلی مجلل میشود. داستان در اواخر قرن نوزدهم میگذرد و روند شکوفایی نیویورک جدید را در لابهلایش بیان میکند. زاویهٔ دید دانای کل است و تمام...

قفسهنوشت ۱۸۳: دریاروندگان جزیرهٔ آبیتر؛ از عباس معروفی
اسم داستانهای این کتاب را میگذارم «غمباد». معروفی در مورد بیماری اخیرش نوشت:
"سیمین دانشور به من گفت: «غصه یعنی سرطان! غصه نخوری یکوقت، معروفی!»
و من غصه خوردم.
اینجا در بیمارستان شریته برلین، حالا یازده جراحی را پشت سر گذاشتهام، از دوشنبه وارد مرحله پرتودرمانی میشوم؛ در تونلی تاریک به نقطههای روشنی فکر میکنم که اگر برخیزم، هفت کتاب نیمه...

قفسهنوشت ۱۸۲: عشق و چیزهای دیگر؛ از مصطفی مستور
این مطلب را حدوداً سه سال پیش، همان موقعی که کتاب را خواندم، نوشتم و به دلایلی توفیق انتشارش تا حال نبود.
از «عشق روی پیادهرو» تا نشر «عشق و چیزهای دیگر» حدوداً بیست سال گذشته شده است. در طول این بیست سال مصطفی مستور همیشه به عنوان نویسندهای پرمخاطب در عرصهٔ ادبیات داستانی فارسی شناخته شده است؛ چه در «روی ماه خداوند را ببوس» که با طرز نگاه معنو...

قفسهنوشت ۱۸۱: ظلم، جهل و برزخیان زمین؛ از محمد قائد
«اگر ظلم از کفر بدتر باشد، جهل از هر دو بدتر است.»
این کتاب مجموعه جستارهای محمد قائد است در مورد خردهفرهنگها و اختلافات بین خردهفرهنگها و تضادها و سوءتفاهمها. این کتاب به یک معنا پاسخ به پیشنهاد سال گفتگوی تمدنهای سید محمد خاتمی است و بخشی از مقالهها در بحبوحهٔ جنگ افغانستان و حملات یازده سپتامبر نوشته شده است. او جنگ را صرفاً یک سوءتفاهم ن...

قفسهنوشت ۱۸۰: نگران نباش؛ از مهسا محبعلی
خلاصهاش این که طرح یکخطی داستان بسیار جذاب است: تهران شده پر از پسلرزه و هول مرگ همه را گرفته. راوی دختر معتادی است در تمنای اندکی متاع. و دربهدر در شهر میگردد و مشاهدات را میگوید. فرای طرح یکخطی، پرداخت، انتخاب واژهها، نوع نگاه (به نظرم غیرانسانی) به همه از پدر و مادر گرفته تا مردم شهر و فضاسازی که به نظرم خیلی دمدستی و غیرقابل باور است، ...

قفسهنوشت ۱۷۹: آذر، شهدخت، پرویز و دیگران؛ از مرجان شیرمحمدی
از این رمان فیلم ساخته شده است. مکالمههای فیلم تقریباً در اکثر جاها رونوشت از رمان است. حتی تکگویهها رونوشت توضیحات رمان است. اصلاً گاهی آدم شک میکند دارد رمان میخواند یا فیلمنامه. نوشتهای پرمکالمه و کمتوصیف. وقتی فیلم را دیدم، در مورد بهرام (رامبد جوان) و چراییاش در فیلم مشکل داشتم. ظاهراً به هر دلیلی در فیلم از او گفته نشده که مثلاً آدم ...

قفسهنوشت ۱۷۸: خانهٔ لهستانیها؛ از مرجان شیرمحمدی
نقد یکخطی: عالی است؛ بخوانیدش.
مرجان شیرمحمدی نویسنده و بازیگر سینماست. او همسر بهروز افخمی کارگردان مطرح سینماست و این رمان را به او تقدیم کرده است. رمان از زاویهٔ دید راوی پسربچهٔ دهسالهای است که در خانهای قدیمی که سابقاً متعلق به آوارگان لهستانی بوده زندگی میکند. زمان رمان احتمالاً دههٔ پنجاه شمسی است؛ نشان به نشان آن که برخی از شخصیتهای...

قفسهنوشت ۱۷۷: تن تنهایی؛ اثر سحر سخایی
نویسنده آهنگساز و نوازندهٔ حرفهای تار است. برای چند فیلم آهنگ ساخته و در چند کنسرت از جمله کنسرتهای همایون شجریان همنوازی کرده است. داستان نیز در مورد چند دانشجوی موسیقی است و هر فصل کتاب نام گوشهای از گوشههای موسیقی ایرانی است.
و اما بعد. ادای میلان کوندرا را درآوردن نخست نیاز به شناخت فنون روایت دارد، سپس نیاز به تفکر عمیق فراتر از فهم عرفی ا...

قفسهنوشت ۱۷۶: دود؛ اثر حسین سناپور
«دود» رمان کوتاهی است از «حسین سناپور». زاویهٔ دید اول شخص (راوی شخصیت اول) و نحوهٔ روایت پر از جریان سیال خیال است. از نظر مضمون این رمان مرا تا حدی یاد «سرگذشت پرندهٔ کوکی» از «هاروکی مواراکامی» میاندازد (شاید به خاطر رفتارهای نیستانگارانهٔ شخصیت اول). اما ایرادی بسیار اساسی در رمان «دود» وجود دارد: روابط شخصیتها تبیین نشده است. رفتارهای ناامی...

قفسهنوشت ۱۷۵: تو به اصفهان بازخواهی گشت؛ اثر مصطفی انصافی
خلاصه کنم: پیرنگی کلیشهای، روایت بسیار ضعیف که پر از خطاهای فاحش روایت چه از نظر زاویهٔ دید و چه از نظر شخصیتپردازی (کدام شخصیت) است. نویسنده حتی نکرده سوگیری سیاسیاش را اندکی در لفافهٔ داستان پنهان کند. استاد دانشگاهی که دختری لهستانی به دفترش سر میزند. استاد عاشق مادر دختر بوده و لهستان و بازگشت به گذشته و … بگذریم؛ نیمه رها کردم.
پینوشت: ...

قفسهنوشت ۱۷۴: شاهراه، اثر سینا دادخواه
این دومین رمانی است که از سینا دادخواه میخوانم. «یوسفآباد خیابان سی و سوم» خیلی در زمان خودش صدا کرده بود ولی آن طور که از هفت سال پیش خاطرم مانده، من از «ایرانی نبودنش» زیاد خوشم نیامد. حس میکردم با آدمهایی مواجهم که رونوشت شخصیتهای همینگوی و سلینجر هستند تا آدمهایی که در خیابانهای تهران میدیدم و میشناختم. «شاهراه» اما این مشکل را ندارد. ...

قفسهنوشت ۱۷۳: آلوت؛ اثر امیر خداوردی
آلوت در فضایی ساختگی نوشته شده است که تا حد زیادی به سادگی میتواند تقارن به واقعیت زد. کهستان جایی شبیه به افغانستان است و ایران که ایران. نویسنده سابقهٔ تحصیلات حوزوی دارد و به همین خاطر تسلطش بر علوم دینی در جایجای داستان مشهود است. اما نقطهٔ ضعف این داستان در شخصیتپردازی است. گاهی احساس میشود گویی نویسنده خواسته غیظش را نسبت به سلفیگری خالی...

قفسهنوشت ۱۷۲: سفر بمباران؛ از علیمحمد مودب
نمیدانم این کتاب را در دو سال اخیر چند بار خواندهام. شاید جزو ناشعرترین کتابهای شعری باشد که دوستشان دارم. و از میان این ناشعرها، این یکی به اعتراف پانویس خود شاعر، ناشعرترین است و البته با فضای این روزها شبیه.
میتوانستیم
در صفهای نان
قرارهای عاشقانه بگذاریم
در فروشگاههای بزرگ، قایمباشک بازی کنیم
و در کارخانهها شعر بخوانیم
اگر غم نان نب...

قفسهنوشت ۱۷۱: کتاب اوهام، اثر پل آستر
این کتاب به تعبیری نقطهٔ تلاقی انواع روشهای روایت نامطمئن پستمدرنی پل آستر است. دیوید استاد دانشگاهی که بعد از فوت ناگهانی همسر و دو فرزندش شدیداً افسرده و منزوی میشود، خیلی اتفاقی به فیلمسازی از دورهٔ فیلم صامت علاقهمند شده، کتابی دربارهٔ او مینویسد. آن فیلمساز که سالهاست ناپیداست بعد از انتشار آن کتاب سر و کلهاش پیدا میشود. دیوید طی اتف...

قفسهنوشت ۱۷۰: دو مجموعه شعر از گروس عبدالملکیان
مجموعهٔ «سهگانهٔ خاورمیانه» را هم میشود پیوسته خواند و هم جداجدا. سبک همان سبک گروس است. ترکیبی از خیال، عناصر غیرواقعی و تا حدی شبیه به سبک هندی و البته تصاویر بدیع.
بریدهای کوتاه از شعرهای این مجموعه:
«شادیهای بزرگ ترکم کردهاند
و مادرم میخواهد
شادیهای کوچک را کنار بگذارم
سیگار را برمیدارم
فندک را برمیدارم
و مادرم را کنار میگذارم»
یا
...

قفسهنوشت ۱۶۹: هنر شفاف اندیشیدن؛ نوشته رولف دوبلی
ذکر چند گزاره در مورد این کتاب را ضروری میدانم:
نخست آن که من ترجمهٔ انگلیسی این کتاب را خواندهام و شهرت مترجم فارسی آن تأثیری مثبت یا منفی بر قضاوت من نداشته است.
دوم آن که حس من نسبت به این کتاب کاملاً دوپهلو است. از سویی این کتاب عملاً یک سرقت ادبی است از کتابهایی مانند «تفکر سریع و کند» و چند کتاب دیگر. حالا که اسم آن کتابها آورده بشود (ب...

قفسهنوشت ۱۶۸: بینهایتها، اثر جان بنویل
این رمان اولین رمان پس از رمان «دریا» برندهٔ جایزهٔ بوکر از «جان بنویل» نویسندهٔ ایرلندی است. راوی یکی از خدایان یونانی و روایت از فضای یک روز خانهای است که پدر خانواده در حال احتضار است. ظاهراً در این رمان از نمایشنامهای آلمانی الهام گرفته شده و از مفاهیم و نمادهای خدایان یونانی بسیار استفاده شده است. از نظر نثر کار است اما به نظرم میآید که نوی...

قفسهنوشت ۱۶۷: یادداشتهای زیرزمینی و دیگر داستانها، اثر فئودور داستایوسکی
این مجموعه شامل داستانهای بلند و کوتاه فئودور داستایوسکی است. این داستانها عبارتند از سه نوولای «همزاد»، «شبهای روشن»، «یادداشتهای زیرزمینی»، و دو داستان کوتاه تقریباً بلند! «فرد فروتن» و «رؤیای آدم مضحک».
در همهٔ این داستانها داستایوسکی نشان میدهد که در هر گونهای از روایت به ظرائف روانشناسی شخصیت واقف است. در «همزاد» فاصلهٔ طبقاتی و مفهوم...

قفسهنوشت ۱۶۶: بابت مشکل شما متأسفم، اثر ریچارد فورد
این مجموعه داستان را ریچارد فورد در میانهٔ سال ۲۰۲۰ منتشر کرده است. فورد بیشتر به خاطر چهارگانهٔ فرانک بسکومب، که به نظرم اولینش «نویسندهٔ ورزشی» اثری بسیار گرانقدر است، معروف شده است. سبک نویسندگی او معمولاً مخاطبانش را به دو دوسته تقسیم میکند. عدهای با حساب معروفیت نویسنده سراغش میروند و از این که در داستانش هیچ اتفاقی نمیافتد مأیوس میشوند. ...
قفسهنوشت ۱۶۵: زن موقرمز، اثر اورهان پاموک
این رمان در سال ۲۰۱۶ در ترکیه و ترجمهاش در سال ۲۰۱۷ در آمریکا منتشر شده است و ظاهراً ترجمهٔ فارسیاش نیز موجود است.
این بار اورهان پاموک از داستانهای اسطورهای استفاده کرده است که داستانش، در عین خلق مضمونی عمیق، فضایی ایجاد کند که مخاطب نتواند به راحتی کتابش را زمین بگذارد، نشان به آن نشان که یادم نمیآید آخرین باری که یک کتاب را دو ساعت بدون ...

قفسهنوشت ۱۶۴: نگاهی دوباره به «برادران کارامازوف»، اثر داستایوسکی
نوشتن در مورد این رمان بلند خودش یک مقالهٔ بلند چند ده صفحهای را میطلبد که فرصت نیست.
کوتاه سخن، آنچه من از خواندن دیگربارهٔ این رمان دریافتم نگاه داستایوسکی به مسألهٔ روان و عقلانیت است. او در دورهای میزیست که تفکر عقلانی و گرداندن جامعه بر مدار عقلانیت منفصل باب بود. داستایوسکی روح و عقل را آنچنان درهمتنیده میبیند که تجلی آن را در رفتارها...

قفسهنوشت ۱۶۳: نگاهی دوباره به «توسعه و مبانی تمدن غرب» نوشتهٔ شهید مرتضی آوینی
بعد از پانزده سال مجدداً سراغ این کتاب از شهید آوینی رفتهام. آنچه آن روزها برایم عجیب و جالب بود ادبیات نیمچهنظری یکی از چهرههایی بود که معمولاً از او چنین انتظاری نمیرفت. بعدتر که با گذشتهٔ آوینی آشناتر شدم تا حدی از آن آشنازدایی کاسته شد.
به خاطر لقب شهادت بر اسم آوینی، چهرهٔ مؤخرتر نوعیاش که بیشتر یادآور قشر خاصی از جامعه است و صدالبته روای...

قفسهنوشت ۱۶۲: شکست رو به جلو؛ نوشتهٔ جان مکسول
این کتاب را صوتی گوش دادم (به شکل عجیبی رایگان در یوتویب بود و بعید میدانم به این راحتی از دست ناشر دررفته باشد). صدای گوینده خوب بود.
در ردهٔ کتابهای انگیزشی با حرفهای همیشگی و مبالغههایی که همیشه هست. اصل حرف به نظرم درست است. ترس از شکست، یا بدتر از آن، برچسب زدن شکست به معنای پایان کار، بسیار خطرناک است. نویسنده ۱۵ اصل را ذکر کرده مثل این...

قفسهنوشت ۱۶۱: هفت عادت مردم مؤثر؛ نوشتهٔ استیون کووی
کتابی که بعد از سی سال از انتشارش هنوز پرفروش است. برخلاف کتابهای این ردهٔ موضوعی، کمتر اهل غلو است. پایبندی به اصول و عدم ورود به مصادیق (همان بکننکنهای برخی از کتابهای این رده) از محاسن این کتاب است. عیب کتاب، مانند دیگر کتابهای این موضوع، درازگویی است: میشد این مطلب را به جای ۴۰۰ صفحه در ۱۵۰ صفحه گنجاند. بدترش آنکه نسخهٔ ۲۰۲۰ کتاب حاوی افا...

قفسهنوشت ۱۶۰: در راه؛ نوشتهٔ جک کرواک
کوتاه: اتلاف وقت
این چهارمین رمانی است که در سال ۲۰۲۰ نیمه رهایش میکنم.
نویسندهای که پس از طلاق به دنبال هویت گمشدهاش است، همراه چند رفیق علافتر از خودش دل به جادههای آمریکا میزند. سبک نوشتاری شبیه به همینگوی است. از جایی به بعد میفهمی فقط در جادهای و میرود و میایستد و میرود و میایستد و میرود و میایستد و البته وسطش عیش و نوش و ......

قفسهنوشت ۱۵۹: عالی در کار، نوشتهٔ مورتن هانسن
چند نکتهٔ کوتاه قبل از صحبت (کوتاه) در مورد این کتاب.
این نوع از کتابها عمدتاً در قفسههای کسبوکار طبقهبندی میشوند. معمولاً وقتی نویسندهها پیشینهٔ روانشناسی یا روزنامهنگاری داشته باشند، در بخش موفقیت و بهبود امور شخصی (self improvement) قرار میگیرند. طیف این کتابها مانند داستان وسیع است و همانگونه که مثلاً در داستان از فهیمه رحیمی تا صادق...

قفسهنوشت ۱۵۸: نگاهی دوباره به «پاییز فصل آخر سال است» اثر نسیم مرعشی
این کتاب را برای بار دوم خواندم و به نظرم ارزش خواندن دوباره را داشت.
خلاصهٔ مطلب این که یک سر و گردن از رمانهای فارسی دههٔ نود شمسی بالاتر است. احتمالاً خانمها بیشتر با این کتاب ارتباط برقرار کنند خاصه آن که هم نویسنده و هم سه راوی داستان خانم هستند.
از خوبیهای داستان مانند روانی متن و قدرت برانگیختن احساسات که بگذریم، ضعف اساسی در پرداخت ف...
قفسهنوشت ۱۵۷: شکواییهای کوتاه
دیگر فرصت نوشتن قفسهنوشت را نداشتم و ننوشتم. پس تلگرافی شکایت مینویسم از وضع آشفتهٔ ادبیات داستانی امروز.
چند ماه اخیر اتفاقات پشت سر هم رگباری اتفاق افتاده است و گاهی ذهن میخواهد پناه بیاورد به داستان. این جور موقعها زبان نامادری جواب نمیدهد. اما زبان مادری...
اولش با «رهش» شروع شد که بدجوری ضدحال بود. تا آمدم احیا شوم «بند محکومین» ضدحالی ...

قفسهنوشت ۱۵۶: ر ه ش؛ نوشتهٔ رضا امیرخانی
تا حدی دشوار مینماید در مورد نویسندهای که «مناو»یش مرا به رمانخوانی ترغیب کرد، و سیاهٔ صدتایی رمان فارسیاش مرا به جهان کلاسیک رمان غربی آشنا کرد، و «نشتنشا» و «سرلوحهها»یش مرا علاقهمند به مقالات فارسی کرد، تند و تیز نوشت. اگر بخواهم در مورد «ر ه ش» صادقانه و خلاصه بگویم همین کافی است که تمام غلطهای سادهٔ داستاننویسی را به سادگی میشود در...

قفسهنوشت ۱۵۳-۱۵۵: سه کتاب از سه نویسنده از سه کشور
با خودم عهد کرده بودم که برای هر کتابی که میخوانم مفصل بنویسم تا این طوری مجبور باشم دقیقتر بخوانم. این مطلب نشانی از عهدشکنیست. شاید پاری اوقات مجبور به این کار شوم. و اما بعد؛
پاییز؛ نوشتهٔ الی اسمیث
اولین رمان جدی بعد از برگزیت که از اولین مجموعه از چهارگانهٔ فصلهای سال این نویسنده است (به گمانم دو فصل دیگر هم منتشر شدهاند). رمان شاعرانه با...

قفسهنوشت ۱۵۰: گزینهٔ اشعار شفیعی کدکنی
این کتاب گزینهٔ اشعار شفیعی کدکنی است که ظاهراً در کنار گزینهٔ دیگری که انتشارات دیگری آن را به چاپ رسانیده با هم یک مجموعهگزینه! حساب میشوند. شعرها از آغاز دوران شاعری شفیعی کدکنی با زبانی که معلوم است تحت تأثیر ترکیبی از سبک هندی و عراقی الهام گرفته شروع میشود، جاهایی رد پای الهام از زبان اخوان ثالث دیده میشود، به سنین میانسالی نویسنده که می...

قفسهنوشت ۱۵۲: چگونه زندگیتان را میسنجید؟؛ نوشتهٔ کریستنسن، آلسورث و دیلون
این کتاب خیلی اتفاقی به دستم رسید. قبلاً نمیشناختمش. به دلیلی که در انتها خواهم گفت خریدمش. به جرأت میگویم یکی از بهترین کتابهایی است که در این موضوع (مدیریت شخصی، پیشرفت، موفقیت شغلی و موفقیت خانوادگی و تربیت) خواندهام. نویسنده استاد کسبوکار دانشگاه هاروارد است و اهل خانواده و خیلی مذهبی (در جوانی به عنوان مبلغ مسیحیت به کرهٔ جنوبی رفته است)....

قفسهنوشت ۱۵۱: صفر کلوین؛ نوشتهٔ دان دلیلو
«همه میخواستند صاحب پایان جهان باشند.»
جملهٔ بالا اولین جملهٔ کتاب صفر ک (کلوین) است. مثل دیگر اثر مهم دان دلیلو (نویز سفید)، در آخرین کتاب نویسندهٔ هشتاد و دو ساله که در سال ۲۰۱۶ منتشر کرده است، فضای غریبهای در داستان وجود دارد که در همین امروز اتفاق میافتد. نوع توصیفات ظاهراً خشک و بیاحساس است اما اتفاقاتی که در زبان میافتد شخصیتسازی و فض...

قفسهنوشت ۱۴۹: هنر مردن؛ نوشتهٔ اصغر طاهرزاده
در این کتاب بسیار کوتاه که برگرفته از سخنرانی اصغر طاهرزاده است، به این پرداخته میشود که یکی از نشانههای حقانیت یا عدم حقانیت یک تمدن نوع رویکردش به مسألهٔ مرگ است؛ مانند آنچه قرآن یه یهودیان میگوید که تمنای مرگ کنید اگر راست میگویید. تمدن غرب که بر جهان سایه افکنده است از مرگ گریزان است و سعی دارد با غفلت، نحوی از مرگگریزی را پی بگیرد. کتابه...

قفسهنوشت ۱۴۷: جرأت زیاد داشتن؛ نوشتهٔ برنه براون
در دنیایی که همیشه چیزی کم است، همیشه علتی برای نارضایتی از اکنون وجود دارد، و همیشه خود را بینقص جلوه دادن به نحوی عرف است، نویسندهٔ این کتاب که خود سالها در مورد این مسأله در رشتهٔ علوم اجتماعی مطالعه و پژوهش کرده است بر آن است که بگوید مهم رفتن در مسیر و خود را دوست داشتن و خود را فهمیدن است. اینجاست که با مفهوم آسیبپذیری آشنا میشویم و میفه...

قفسهنوشت ۱۴۸: تذکرهٔ اندوهگینان؛ نوشتهٔ حسامالدین مطهری
«تذکرهٔ اندوهگینان» نوشتهٔ «حسامالدین مطهری» را نشر اسم در بهار ۱۳۹۶ برای اولین بار منتشر کرده است. صفحهآرایی، طراحی جلد و انتخاب جنس کاغذ برای این کتاب اولین چیزی است که مخاطب را جذب خودش میکند. طراحی جلد کتاب به مانند کتب خطی قدیمی، جنس کاغذ شبیه به کاغذ کاهی، و صفحهآرایی کتاب بسیار چشمنواز است. شروع کتاب با دو جملهٔ کوتاه از نویسنده همراه ا...

قفسهنوشت ۱۴۶: چگونگی داستان؛ نوشتهٔ جیمز وود
«جیمز وود» نویسندهٔ نیویورکر و مدرس دانشگاه هاروارد این کتاب را در تحلیل جنبههای مختلف جهانِ داستان نوشته است. فصلهای کتاب شبیه به مقالات جدا از هم است و به همین خاطر میشود آن را در فواصل مختلف خواند (مثل کاری که من در طول پنج ماه! کردم). کتاب کوتاه است و خلاصهگو و به همین خاطر شاید خود کتاب خلاصهٔ نقدهای ادبی بسیاری باشد که نویسنده آنها را در...

قفسهنوشت ۱۴۵: درک یک پایان؛ نوشتهٔ جولین بارنز
«معنای یک پایان» یا به قول ترجمهٔ فارسی «درک یک پایان» نوشتهٔ جولین بارنز و برندهٔ جایزهٔ ادبی منبوکر سال ۲۰۱۱ است. اول آن که جایزهٔ منبوکر ادبیتر از بقیهٔ جایزههای معروف کتابهای نوشتهشده به زبان انگلیسی است و زیاد به عامهپسند بودن رمانهای برنده نباید امید داشت. با خواندن این رمان تقریباً به این نتیجه میرسم که سبک روایتگری انگلیسیهای اوا...

قفسهنوشت ۱۴۴: شیمی؛ نوشتهٔ وایکی ونگ
نویسندهٔ رمان «شیمی» متولد چین و مقیم آمریکاست که کارشناسی شیمی و دکترای سلامت عمومی از دانشگاه هاروارد گرفته است. این کتاب اولین و فعلاً تنها نوشتهٔ منتشرشده از «وایکی ونگ» است. او در این داستان که برندهٔ جایزهٔ پن-همینگوی شده است، با نگاه شاعرانه و بسیار شبیه به قالب رمانِ نو و با وصل کردن علم شیمی به زندگی، نگاهی نو به دشواری زندگی مهاجران و دش...

قفسهنوشت ۱۴۳: طرز فکر؛ نوشتهٔ کارول دووک
حرف اصلی «طرز فکر» این است که انسانها مخلوطی از دو طرز فکر بسته و مبتنی بر رشد هستند. در طرز فکر بسته استعدادها از نظر شخص از پیش تعریفشده و بعضاً محدود هستند. البته انسانهای با طرز فکر بسته معمولاً با موفقیتهای ناشی از زعم مستعد بودن خود جلو میروند ولی به محض اولین شکست آغاز عقبگردشان رقم میخورد. در مقابل در طرز فکر مبتنی بر رشد آن چیزی که ...

قفسهنوشت ۱۴۲: رامکننده؛ نوشتهٔ محمدرضا کاتب
محمدرضا کاتب بعد از رمان «هیس» سبک خاصی را در داستاننویسی برای خود به اثبات رساند و از آن موقع در همین سبک قلم زده است. شاید به یک معنا این سبک از داستاننویسی در ردهٔ داستانهای پستمدرن بگنجد، شاید هم نام دیگری داشته باشد که من از آن بیخبرم. «رامکننده» رمانی از کاتب است که نشر چشمه آن را منتشر کرده است. این داستان با روایت اول شخص از زبان نوجو...

قفسهنوشت ۱۴۱: شیاطین؛ نوشتهٔ فئودور داستایوسکی
فئودور داستایوسکی یکی از نامآورترین نویسندگان تاریخ ادبیات داستانی است. شاید نشود فهرستی از آثار برتر ادبیات داستانی را یافت که یکی از آثار این نویسندهٔ روس در آن نباشد. داستایوسکی را معمولاً با آثاری مانند «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف» میشناسند، اما جالب آن است که «شیاطین» اثری است که بیشتر مورد استقبال بزرگان ادبیات، روانشناسی، و فلسف...

قفسهنوشت ۱۴۰: غول مدفون؛ نوشتهٔ کازوئو ایشیگورو
بعد از مرگ شاه آرتور، پادشاه بریتانیا در قرون پنجم و ششم، بریتانیاییها از مسألهٔ عجیبی رنج میبرند. در شهر مهای وجود دارد که باعث فراموشی شده است. حالا اکسل و همسرش بیتریس به فکر آن هستند که به دنبال پسر گمشدهشان بروند. آنها هیچ حافظهای از گذشتهشان ندارند و حتی دقیقاً نمیدانند چرا پسرشان رهایشان کرده است. آنها در مسیر به اقوام ساکسون (ژرمن...

قفسهنوشت سال ۲۰۱۸: پیشنهاد ۱۴ کتاب از ۱۴۰ کتاب
وقتی سرعت خواندنم به دلایل مختلف بالا رفت، از تندخوانی و گاهی سطحیخوانی خودم ناراحت بودم. به فکر آن افتادم کاری کنم که کیفیت فدای کمیت نشود. این فکر به ذهنم رسید که هر کتابی را که میخوانم، حتی آنها را که دل خوشی ازشان ندارم، برایشان چیزکی بنویسم. این شد این چیزهایی که در این یک سال نوشتهام. تقارن مشکل ویزایی و بینایی با هم باعث شد، در چهار ماه ...

قفسهنوشت ۱۳۹: طریق بسمل شدن؛ نوشتهٔ محمود دولتآبادی
رمانی که محمود دولتآبادی، از بزرگان داستاننویسی در ایران، در دههٔ هشتاد با مضمون جنگ و صلح نوشته است. زبانِ داستان تنه به زبان بیهقی میزند و سبک روایت آن جریان سیال خیال است، بیشترش در خیال نویسندهای عراقی که به او امر شده است که داستان را باب میل حزب بعث بنویسد، ولی او که در خیالش خود را از اجداد نیمچهایرانی میپندارد و در پی صلح است، پرندهٔ ...

قفسهنوشت ۱۳۸: پایی که جا ماند؛ نوشتهٔ سید ناصر حسینیپور
کتاب در بهترین حالتش باید در احوالات خواننده تغییری هرچند کوتاهمدت ایجاد کند. این کتاب یک نمونهٔ واضح از این پدیده است. سید ناصر حسینی در بدترین شرایط خاطراتش را به صورت خلاصه روی کاغذهای مختلفی مانند بستهٔ سیگار و تهماندهٔ کیسهٔ سیمان مینوشته و لای عصایش پنهان میکرده است. او در خاطراتش برخلاف برخی از کتابها لاپوشانی نکرده است. قصههای تلخ اسا...

قفسهنوشت ۱۳۷: گهوارهٔ گربه، نوشتهٔ کرت وانهگات
«بهم بگویید یونس [جونا]. والدینم اینطوری صدایم میکردند. یا تقریباً اینطوری. بهم میگفتند جان.
یونس --جان-- اگر اسمم سام بود، باز هم یونس بودم…
وقتی مرد جوانتری بودم -- دو همسر قبل، ۲۵۰ هزار سیگار قبل، سه هزار پیمانه مشروب قبل...» (ص ۱)
کرت وانهگات است دیگر، با آن زبان طنزآمیز و سیاهش. شروع داستان نقیضهای است بر موبیدیک. داستان نویسندهای است...

قفسهنوشت ۱۳۶: دوست؛ نوشتهٔ سیگرید نونز
«بسیاری اوقات کتابی را به محض این که میبندم فراموش میکنم. بعد به جایی میرسد که از خواندن هر داستانی پرهیز میکنم و میبینم هیچ چیزی از دست ندادهام.» (ص ۷۴)
این کتاب حدود یک ماه پیش جایزهٔ سال ۲۰۱۸ کتاب ملی آمریکا در بخش رمان را از آن خود کرده است. این رمان کوتاه حدیث نفس نویسندهای است که خبردار میشود دوستش که نویسندهٔ بزرگی بوده و روزگاری است...

قفسهنوشت ۱۳۵: شیرفروش؛ نوشتهٔ آنا برنز
به خاطر رمانهای موفقی مانند «بازماندهٔ روز» ، «رسوایی» ، و «زندگی پی» که جایزهٔ منبوکر را بردهاند، بر آن شدم هر وقت برندهٔ جایزهٔ امسال وارد بازار آمریکا شود آن را تهیه کنم. همین کار را هم کردم. حتی منتظر نماندم طبق روال بازار کتاب که بعد از قدیمی شدن نسبی کتاب قیمتش افت میکند یا حتی دستدومش پیدا میشود، آن وقت به فکر خردیدنش بیفتم. وقتی صفحهٔ...

قفسهنوشت ۱۳۴: نام من سرخ؛ نوشتهٔ اورهان پاموک
«رنگْ حس لامسهٔ چشم است، موسیقی گوش است، واژهای از دل تاریکی است.» (ص ۱۸۶)
این رمان که احتمالاً جزو اصلیترین دلایل جایزهٔ نوبل ادبی برای اورهان پاموک است، مانند آخرین رمان نویسنده چندین راوی دارد که ما از زاویهٔ دید هر راوی با بخشهایی از داستان آشنا میشویم. اینجا اما راوی لزوماً انسان حی و حاضر نیست. همه جور راوی داریم از رنگ سرخ گرفته تا مرگ، ...

قفسهنوشت ۱۳۳: ترز راکن؛ نوشتهٔ امیل زولا
این اولین رمان جدی امیل زولا نویسندهٔ ایتالیاییالاصل اهل فرانسه است که در بیست و هفت سالگیاش منتشر شد و حواشی پیرامون کتاب باعث شد که مجبور شود برای چاپ دوم کتاب مقدمهای بنویسد. داستان در مورد زنی به اسم ترز راکن است که به اجبار با پسرعمهٔ همیشهبیمار و مخنثاش ازدواج میکند اما دیگر تاب این شرایط را ندارد و با دوست شوهرش، لارن، رابطه برقرار می...

قفسهنوشت ۱۳۲: روشنایی ماه اوت؛ نوشتهٔ ویلیام فاکنر
«بخوانید، بخوانید، بخوانید. همه چیز بخوانید، آشغال، کلاسیک، خوب و بد، و ببینید هر کدام چطوری هستند. درست مثل نجاری که در حال کارآموزی است و به کار استادش دقت میکند. بخوانید! جذب خواهید کرد. آنگاه بنویسید. اگر خوب بود، خواهید فهمید. اگر خوب نبود، از پنجره نوشتهتان را بیرون بیندازید.» (نقل از فاکنر در پشت جلد کتاب)
این کتاب را فاکنر در سال ۱۹۳۲ من...

قفسهنوشت ۱۳۱: درجهٔ صفر نوشتار؛ نوشتهٔ رولان بارت
این کتاب مجموعه مقالات پیوستهٔ رولان بارت (۱۹۱۵-۱۹۸۰) منتقد ادبی قرن بیستم فرانسه است. به نظر میرسد حرفهای این کتاب رنگ کهنگی به خودش گرفته باشد، مانند فرق ادبیات بورژوا و کمونیستی، و آیا ادبیات باید سیاسی باشد یا خیر. ظاهراً حرف بارت آن است که به خاطر تأثیر جامعه بر روی نویسنده، سیاست و جامعه تبدیل به بُعد سوم نوشتن میشود. از نظر بارت، ادبیات ف...

قفسهنوشت ۱۳۰: دکتر ژیواگو؛ نوشتهٔ بوریس پاسترناک
جلو نرفت دیگر. به زور به یکچهارم رساندم ولی جلوتر نرفت. به لطف خلاصهها و پیشپردهٔ فیلمش، اصل داستان را میدانم ولی جلو نرفت. میدانم نویسندهاش جایزهٔ نوبل ادبیات گرفته و علاوه بر شاعری، این کتابش معروفترین رمانش است. میدانم جزو صد کتاب پیشنهادی دیلیتلگراف است. میدانم «ایتالو کالوینو» از این کتاب در کتاب «چرا کلاسیک بخوانیم» چه ستایشی کرده ا...

قفسهنوشت ۱۲۹: گیاهخوار؛ نوشتهٔ هان کانگ
این رمان در سال ۲۰۰۷ در کرهٔ جنوبی منتشر شده است. در سال ۲۰۱۵، دبورا اسمیث مترجم نوپای زبان کرهای ترجمهٔ انگلیسی این رمان را منتشر و سال ۲۰۱۶ این رمان جایزهٔ بخش بینالملل منبوکر را از آن خود کرد. این رمان فضای ویژهای دارد، چیزی در حال و هوای رمانهای کافکایی. داستان در مورد یونگهایْ زن خانهداری است که ناگهان بر اثر دیدن کابوسهایی مبهم تصمیم ...

قفسهنوشت ۱۲۸: جاده؛ نوشتهٔ کورمک مککارتی
پدر و پسری در جاده، با پای پیاده، از ترس سرمای ساحل شرقی رهسپار ساحل غربی، با اندکی آذوقه، با خاطرهٔ مادری که تاب این سرنوشت را نداشت و خودکشی کرد، و پدر که تاب دیدن انسان دیگری را ندارد. هر انسان به خودی خود دشمن است، وقتی که زمین سرد است و بیگیاه و بیجانور. همهٔ قصهٔ این رمانِ برندهٔ جایزهٔ پولیتزر ۲۰۰۷ در چنین فضایی است. هیچ داستان فرعی وجود ن...

قفسهنوشت ۱۲۷: هر چیزی ممکن است؛ نوشتهٔ الیزابت استراوت
«هر چیزی ممکن است»، حتی اینکه وسط خواندن کتاب متوجه بشوی نظم چاپ شمارهٔ صفحات از میانه به هم ریخته است و البته بسیاری از صفحات موجود نیست. یک هفته بعد به سراغ کتابفروشی بارنز و نوبل ردوودسیتی کالیفرنیا رفتم و تمام یادداشتهایی را که رویش نوشته بودم هبه کردم در ازای یک نسخهٔ سالم.
این کتاب رمانی است که از نظر سبکی مشابه رمان دیگر نویسنده « الیو کیت...

قفسهنوشت ۱۲۶: من دیگر ما، جلد چهارم؛ نوشتهٔ محسن عباسی ولدی
جلد چهارم «من دیگر ما» در مورد بازی و اهمیت بازی برای کودکان است. نگاه اصلی نویسنده این است که پدر و مادر باید خود در بازی سهیم باشند و خطرناکترین کار بیحوصلگی و واسپردن بازی به عهدهٔ فناوریهای جدید مثل تلویزیون و بازیهای رایانهای یا مهد کودکهاست. کتاب بسیار کوتاه است و مفید. خواندنش را توصیه میکنم.

قفسهنوشت ۱۲۵: نویز سفید؛ نوشتهٔ دان دلیلو
«اینجا ما نمیمیریم، ما خرید میکنیم.» (ص ۳۸)
این رمان که در سال ۱۹۸۵ جایزهٔ کتاب ملی آمریکا در بخش داستان را از آن خود کرده است با عناوین مختلف مانند «نویز سفید» و «برفک» ترجمه شده است. البته نمیدانم چرا «برفک» ترجمه شده است. برفک معنای کاملاً متفاوتی چه در ظاهر چه در مضمون با نویز سفید دارد. داندلیلو از پیشروان روایت پستمدرن است. این داستان پا...

قفسهنوشت ۱۲۴: زندگی پی؛ نوشتهٔ یان مارتل
نویسنده دنبال رساندن پیامی بوده است. پیامی که در قالبی غریبه ریخته شده تا رسانده شود. لذا بسیاری از کسانی که از پیام مرکزی داستان ناخشنود شدند، تنها به میانهٔ هیجانانگیز داستان که از قضا فیلمش هم ساخته شده است، اشاره کردهاند.
این کتاب نوشتهٔ یان مارتل نویسندهٔ کانادایی است که در سال ۲۰۰۱ برندهٔ جایزهٔ منبوکر شده است. داستان زندگی پسری با اسم مخت...

قفسهنوشت ۱۲۳: بروکلین؛ نوشتهٔ کولم تویبین
برای یک رمان با سبک روایت متعارف چند پیشنیاز اصلی وجود دارد. یکیاش شناساندن مکان و زمان در داستان، فضاسازی در صورت تاریخی بودن موقعیت داستان، شخصیتپردازی و داشتن کشش داستانی است. رمان حاضر، نوشتهٔ نویسندهٔ ایرلندی و استاد کنونی دانشگاه کلمبیا، فاقد موارد یادشده است. شخصیت «ایلیس» که برای کار به بروکلین رفته است، معلوم نیست که دقیقاً چه جور آدمی ...

قفسهنوشت ۱۲۲: نام من لوسی بارتون است؛ نوشتهٔ الیزابت استراوت
«پاری اوقات که این روزها در آپارتمان تنها هستم، با صدایی نرم و بلند میگویم "مامانی!" و نمیدانم منظورم چیست. آیا دارم مادرم را صدا میکنم یا صدای دخترم بکا را میشنوم، موقعی که بکا نظارهگر برخورد دومین هواپیما به دومین برج بود. به نظرم، هر دو صداست.
این داستان من است.
و هنوز این داستان داستانِ خیلیهاست. داستان مُلا، هماتاقیِ دانشگاهم، و داستان ...

قفسهنوشت ۱۲۱: سالار مگسها؛ نوشتهٔ ویلیام گلدینگ
اولین رمانِ «ویلیام گلدینگ» نویسندهٔ انگلیسی برندهٔ جایزهٔ نوبل در سال ۱۹۸۳ از سه وجه قابل توجه است. وجه اول پیرنگ مرکزی داستان است که به نظرم بسیار جذاب است. بعد از یک سانحهٔ هوایی، تعدادی پسربچه که هیچ کدام به غیر از دو برادر دوقلو همدیگر را از قبل نمیشناختهاند، در جزیرهای ناشناخته و بدون سکنه میافتند. کمکم دو دسته میشوند. دستهای که میخ...

قفسهنوشت ۱۲۰: الیو کیتریج؛ نوشتهٔ الیزابت استراوت
خودِ نویسنده میگوید این یک رمان است اما نه به معنای مرسومش. مجموعه داستان کوتاهی که از قبل به نیت رمان شدن نوشته شده است. حتی داستانها قبلاً در مجلات ادبی منتشر شده است. سبکْ سبکِ داستان کوتاه است اما داستانها به هم پیوسته هستند و شخصیتها همه در شهری ساختگی در ایالت مِین، شمال شرق امریکا نزدیک مرز کانادا، زندگی میکنند و شخصیت ثابت همهٔ داستان...

قفسهنوشت ۱۱۹: دهکدهٔ برفی؛ نوشتهٔ یاسانوری کاواباتا
یک هایکوی بلند، در فضایی سرد، تصویرهایی شاعرانه، مکالمههایی شبیه به گفتمگفتاهای شعرهای بلند، داستانی کلاسیک که شباهتی با داستانهای کلاسیک غربی ندارد، از نویسندهٔ ژاپنی برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی سال ۱۹۶۸. ظاهراً این کتاب با عنوان «دهکدهٔ برفی» به فارسی ترجمه شده است.
شیمامورا مردی است که در سرگردانی درونیاش زن و بچهاش را در توکیو را وامینهد و به...

قفسهنوشت ۱۱۸: کوری؛ نوشتهٔ ژوزه ساراماگو
«فکر میکنم ما کوریم ولی نمیبینیم، انسانهای کوری که میبینند، اما نمیبینند.» (ص آخر داستان)
بیماری سفید، کوری ناگهان که هم مسری است و هم برخلاف روال عادی کوری، به جای تصویری سیاه، همه چیز سفیدِ مطلق است. مردی کور میشود، به چشمپزشک میرود، چشمپزشک و همهٔ حاضران مطب کور میشوند و کار تا جایی پیش میرود که همهٔ شهر کور میشوند. گروه اول کورها نا...

قفسهنوشت ۱۱۷: چیزی غریب در سرم؛ نوشتهٔ اورهان پاموک
اورهان پاموک، نویسندهٔ ترکتبار اهل استانبول، استاد پارهوقت ادبیات تطبیقی در دانشگاه کلمبیا و برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی در سال ۲۰۰۶ است. کتاب حاضر در سال ۲۰۱۴ منتشر شد و در فهرست اولیهٔ جایزهٔ بخش بینالمللی منبوکر قرار گرفت. این رمان نسبتاً بلند در مورد زندگی «مِولوت»، دورهگرد بوزافروشی است که در نوجوانی در دههٔ شصت میلادی همراه با پدرش به استانب...

قفسهنوشت ۱۱۵: چگونه تنها بودن؛ نوشتهٔ جاناتان فرنزن
«من عزادار فروبستگی قدرت فرهنگیای که روزی ادبیات داشت هستم و در اندوه زمانهای بسیار مضطرب هستم که لذت متن را به سختی برمیتابد. فکر نمیکنم دیگران بیخیال استفاده از تلویزیون شوند. حتی خودم مطمئن نیستم تا کی بیتلویزیون بمانم. اما اولین درسی که خواندن به ما میدهد، "چگونه تنها بودن" است.» (ص ۱۷۸)
«جاناتان فرنزن» از معدود نویسندگان زندهٔ آمریکایی ...

قفسهنوشت ۱۱۶: مثل یک نویسنده خواندن؛ نوشتهٔ فرنسین پروز
تمام حرف نویسندهٔ این کتاب این است که به جای رفتن به کلاسهای نویسندگی و از این جور چیزها، بهترین کلاس نویسندگی آهسته و دقیق خواندن آثار ماندگار ادبی است. بقیهٔ کتاب مملو از مثالهای بعضاً ملالآور با توضیحات شخصی نویسنده است. به این معنا که اگر آن کتابها را نخوانده باشید، احتمالاً حرف نویسنده را نخواهید فهمید. بدترش حرافی نویسنده و گفتن از خاطرات...

قفسهنوشت ۱۱۴: ۴ ۳ ۲ ۱؛ نوشتهٔ پل آستر
نامزد نهایی جایزهٔ منبوکر در سال ۲۰۱۷، آخرین نوشتهٔ پل آستر نویسندهٔ آمریکایی. نویسندهای که به قول خودش هر روز هشت ساعت مینویسد و در بهترین حالت سه صفحه در یک روز مینویسد، بعد از هفت سال بیکتابی حالا بلندترین رمانش را نوشته است، آن هم در ۸۶۶ صفحه. رمان چهار قصه است در یک قصه. یک نفر با چهار سرنوشت مختلف. رمانِ «۴ ۳ ۲ ۱» در واقع چهار رمان است ک...

قفسهنوشت ۱۱۳: زندگی نوشتن؛ نوشتهٔ آنی دیلارد
«چرا اصلاً کسی به جای تماشای فیلم روی پرده کتاب بخواند؟ چون کتاب میتواند تبدیل به ادبیات شود… در نظر من، هر چه بیشتر کتابی ادبی باشد، واژههایش دقیقتر، جملاتش تخیلآمیزتر، عمیقتر و مستدلتر هستند، و مردم بیشتر آن کتاب را میخوانند… به نظرم سختتر از سالها وقت گذاشتن برای نوشتن یک کتاب، متقاعد کردن کتابنخوانها به خواندن کتاب است.» (ص ۱۹)
با وج...

قفسهنوشت ۱۱۲: آخرین پیشنویس؛ نوشتهٔ ساندرا اسکوفیلد
این کتاب تا حدی خلاصهٔ درسگفتارهای نویسنده از کلاسهای نویسندگی است که در آنها معلمی میکند. یک سؤال مهم بعد از پایان این کتاب به ذهنم رسید: این کتاب چه حرف تازهای داشت که انبوه کتابهای این موضوع نداشتند؟ به جواب خاصی نرسیدم. چون در این موضوع چند کتاب قبلاً خواندهام، به نظرم آمد دوباره خواندن آن قبلیها میتوانست مفیدتر از خواندن این کتاب باشد...

قفسهنوشت ۱۱۱: شوخی بینهایت؛ نوشتهٔ دیوید فاستر والاس
واژهٔ «مزخرف» در اصل به معنای «آراسته به زر» و در فارسیِ امروز به معنای بیهوده و لغو است. جرأت زیادی میخواهد که در مورد اثر ادبیای که اکثریت کسانی که این کتاب را خواندهاند و برایشان نقد نوشتهاند از خواندنش متحیر و راضی شدند، منِ غیرمتخصص چنین حرفی را بزنم. ولی کی به کی است! جسارت میکنم و میگویم این کتاب مزخرف است.
«دیوید فاستر والاس» نویسندهٔ...

قفسهنوشت ۱۱۰: شرح زندگی یک رخسار؛ نوشتهٔ لوسی گریلی
«لوسی گریلی» در چهار سالگی همراه با خانوادهاش از ایرلند به آمریکا مهاجرت میکند. پدرش خبرنگار بود و سابقهٔ اسارت در اسارتگاههای جنگ جهانی را داشته است. او که خواهری دوقلو نیز داشت، در نه سالگی ضربهای به فکش وارد میشود و متعاقباً درد دندان شدید به سراغش میآید. آزمایشهای بیشتر نشان از تومور در او دارد. پزشکان مجبور به برداشتن بخشی از استخوان ف...
قفسهنوشت ۱۰۹: گلستان؛ نوشتهٔ سعدی
نقدم به این کتاب چیست؟ ما هکذا الظنُّ بی! به قول حافظ «من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم». خواستم تیمناً آخرین کتابی که از کتابخانهٔ دانشگاه امانت میگیرم، بوی گل بدهد. «یک نفس با ما نشستی، خانه بوی گل گرفت». این یکی به کوشش سعید نفیسی چاپ کتابفروشی فروغی که در یکهزار نسخه به تاریخ تیرماه یکهزار و سیصد و چهل و پنج هجری خورشیدی در چاپخانهٔ شرق ب...

قفسهنوشت ۱۰۸: موبی دیک؛ نوشتهٔ هرمن ملویل
غیر از رمانهای خیلی اخیر مانند برندههای منبوکر و پولیتزر، رمانهای دیگر را از روی فهرستهای پیشنهادی نشریههای معتبر انتخاب میکنم. از بین هفت فهرستی که به آن نگاه میاندازم، در چهار تایش «موبی دیک» وجود دارد. پس باید رمان خوبی باشد. اما من موبی دیک را با یک خاطرهٔ پیشین آغاز کردم. در کتاب «خودویراستاری برای نویسندگان» چند پاراگراف از این کتاب ...

قفسهنوشت ۱۰۷: صد سال تنهایی؛ نوشتهٔ گابریل گارسیا مارکز
گابریل گارسیا مارکز، برندهٔ کلمبیاییِ جایزهٔ نوبل ادبیات، پدر سبک ادبی «رئالیسم جادویی» است و این کتاب آغازگر این سبک است. در رئالیسم جادویی همه چیز مثل دنیای واقعی است ولی گاهی اتفاقاتی خارج از دایرهٔ عادت رخ میدهد اما نویسنده جوری وانمود میکند که انگار آن اتفاقات غیرعادی هم جزو اتفاقات عادی هستند. شبیه این سبک را در کتب مرتبط با کرامات صوفیه ما...

قفسهنوشت ۱۰۶: هستی و زمان؛ نوشتهٔ مارتین هایدگر
فرصت تمام شد جناب هایدگر. ده ماه گذشت و من نتوانستم از میانه به بعد، یک خط بیشتر از کتاب شما را بخوانم. در این میانه کتاب «چگونه هایدگر بخوانیم» را خواندم و چیزکی در مورد «دازاین» فهمیدم. آن طور که فهمیدم یعنی وجودی که با جهانی که آن را احاطه کرده است تعریف میشود. در مورد «دیگران» و «استبداد دیگران» و چیزهایی از این دست از کتاب «چگونه هایدگر بخوان...

قفسهنوشت ۱۰۴: به رنگ ارغوان؛ نوشتهٔ آلیس واکر
«آلیس واکر» به خاطر این رمان در سال ۱۹۸۳ دو جایزهٔ معتبرِ پولیتزر و جایزهٔ ملی کتاب آمریکا را از آن خود است و هنوزاهنوز این کتاب در قفسههای اصلی پیشنهادی کتابفروشیهای [حداقل] نیویورک قرار داده میشود. داستان در قالب روزنوشتهای «سلی»، زنی سیاهپوست، در یکی از ایالتهای جنوبی حوالی دههٔ ۱۹۳۰ است. تا نزدیک به پایان نیمهٔ اول داستان، همهٔ روزنوشته...

قفسهنوشت ۱۰۵: با تشکر، به کار ما نمیآید؛ نوشتهٔ جسیکا پیج مورل
بگذارید یک مقدمه پیش از معرفی کتاب بگویم. در آمریکا، انگلیس و احتمالاً بسیاری از کشورهای اصطلاحاً پیشرفته روند نشر یک کتاب این گونه است که نویسندههای نوپا پیشنویس نوشتهشان را برای یک شرکت ویراستاری میفرستند. نقش ویراستار آن است که نخست ببیند آیا کتاب قابلیت فنی حداقلی را دارد یا خیر. اگر داشته باشد، آیا در همهٔ اجزا انسجام کافی وجود دارد یا خی...

قفسهنوشت ۱۰۳: رسوایی؛ نوشتهٔ جی. ام. کوتزی
«جان مکسول کوتزی» نویسندهٔ سفیدپوست اهل آفریقای جنوبی که هماکنون در استرالیا زندگی میکند، اولین کسی است که توانسته جایزهٔ معتبر بوکر را دو بار دریافت کند. او در سال ۲۰۰۳ جایزهٔ نوبل را دریافت کرده است. رمانِ حاضر در سال ۱۹۹۹ منتشر شد و جایزهٔ بوکر را برای بار دوم برای نویسنده به ارمغان آورده است.
اما داستان چیست؟ دیوید لوری مردی ۵۲ ساله که استاد...

قفسهنوشت ۱۰۲: زندگی و عقاید آقای تریسترام شندی؛ نوشتهٔ لارنس استرن
«لارنس استرن» در ایرلند متولد و بزرگ شد و تحصیلاتش را در انگلیس به اتمام رساند. او خیلی دیر روی به نویسندگی آورد و خیلی زود از دنیا رفت. به همین خاطر این کتاب تنها رمانِ باقیمانده از اوست. این رمان در اواسط قرن هجدهم، درست زمانی که هنوز رمان کلاسیک جای پایش را سفت نکرده بود، رمان مدرن به وجود نیامده بود و به رمان پستمدرن حتی فکر هم نمیشد، نوشته ...

قفسهنوشت ۱۰۱: ساعتها؛ نوشتهٔ مایکل کانینگهام
«ساعتها» نوشتهٔ «مایکل کانینگهام» در سال ۱۹۹۹ جایزهٔ پولیتزر را برده است و خیلی زود به فیلم سینمایی تبدیل شده است. این کتاب با الهام از زندگی و نویسندگی «ویرجینیا وولف» نوشته شده است. سبک نگارش داستان مخلوطی از راوی سوم شخصِ نزدیک و بعضی اوقات دانای کل است. این رمان پیشگفتاری نیز دارد که روایت خودکشی «ویرجینیا وولف» است. در کتاب «روانشناسی برای ...

قفسهنوشت ۱۰۰: مرد بیوطن؛ نوشتهٔ کرت وانهگات
«اگر متوجه نشدهاید، [خوب است بدانید] رهبریِ انتخابنشدهٔ ما میلیونها و میلیونها انسان را به خاطر دین و نژادشان در شمار انسان نمیآورد. ما آنها را هر طور دلمان خواست زخمی میکنیم، میکشیم، شکنجه میکنیم و زندانی میکنیم.
مثل آب خوردن.
اگر متوجه نشدهاید، [بدانید] ما حتی سربازانمان را از شمار انسانها خارج کردیم، نه به خاطر دین و نژادشان، بلکه ...

قفسهنوشت ۹۹: گتسبی بزرگ؛ نوشتهٔ اف. اسکات فیتزجرالد
"زمان جوانی و کمتجربگیام پدرم نصحیتی به من کرد که آویزهٔ گوشم شده است: «هر وقت خواستی کسی را سرزنش کنی، فقط یادت باشد همهٔ آدمهای دنیا موقعیتهایی که تو داشتهای نداشتند.»"
راوی رمان، «نیک کاراوی»، از غرب آمریکا به شرق آمده و تحصیل کرده و سپس برای کار به نیویورک مهاجرت کرده است. او همسایهٔ «جِی گتسبی» سرمایهدار جوانی است که هر هفته جشنهای مفصل...

قفسهنوشت ۹۸: نوشتن شخصیت صمیمی؛ نوشتهٔ جوردن روزنفلد
برخلاف بسیاری از کتابهای مرتبط با داستاننویسی که مملو هستند از خاطرههای شخصی نویسنده -بخوانید الگوسازی ناخودآگاه نویسنده از خود- این کتاب خیلی شستهرفته به سراغ یکی از ابعاد مهم داستان، یعنی شخصیت، رفته است. مبنای تعریف شخصیت از نگاه این کتاب ارتباط تنگاتنگ با «زاویهٔ دید» دارد. یعنی با زاویهٔ دید و روایت بر مبنای آن است که شخصیت به مرور زمان سا...

قفسهنوشت ۹۷: دختری در قطار؛ نوشتهٔ پائولا هاوکینز
بعد از مدتها خودم را راضی به خواندن داستان عامهپسند کردم. میخواستم بدانم این چیست که عدهای این قدر دوستش دارند. باید اعتراف کنم که اگر پی حرف ویژهای نباشیم و سرگرمی هدف غایی خواندن رمان باشد، این رمانها گزینهٔ بهتری از رمانهای ادبی هستند. به قول آمریکاییها دو جور داستان وجود دارد: ادبی و تجاری. «دختری در قطار»، نوشتهٔ «پائولا هاوکینز» روزنا...

قفسهنوشت ۹۵: ماهیها در شب میخوابند؛ نوشتهٔ سودابه اشرفی
این رمانِ کوتاه، که در سال ۸۳ منتشر شده، دو جایزه گرفته است. پس لابد باید شاید احتمالاً یقیناً خوب باشد که… باید اول پرسید رقبای این کتاب در آن دوره چه بودهاند؟ این داستان روایت زندگی «طلایه» است که حالا در آمریکا [دقیقاً چطوری؟] زندگی میکند و برادرش «علی» پی آن است که با او ارتباط برقرار کند. حالا طلایه توی ذهنش برمیگردد به خاطراتش، به دوران ان...

قفسهنوشت ۹۶: مجموعه اشعار، دفتر دوم؛ سرودهٔ محمدتقی شمس لنگرودی
به نظر حقیر فقیر سراپا تقصیر، نوشتن شعر منثور دشوارتر از شعر موزون است. چرایش واضح است؛ شعر منثور عنصر مخدر موسیقی بیرونی را ندارد و باید از دیگر عناصر شعر استفاده کند. به نظرم یکی از مهمترین نشانههای موفقیت یا عدم موفقیت شعر منثور فارسی میزان استقبال عموم به سمت آن شعر است. این که کتابی دو یا سه بار تجدید چاپ شود، با توجه به تعداد پایین شمارگان ...

قفسهنوشت ۹۴: عاشق؛ نوشتهٔ مارگاریت دوراس
گویا «مارگاریت دوراس» به نسلی تعلق دارد که پی ساختارشکنی در رماننویسی بودهاند. آنها سبکی را به وجود آوردهاند که به نام «رمان نو» مشهور شد. درست مثل شعر نو که در آن وزن عروضی دقیق و قافیه به عنوان اصول بدیهی شعر زیر پا گذاشته شده است، در رمان نو شخصیتپردازی، تعلیق، گره و گفتگو کنار میرود و شاعرانهنویسی شبیه به خاطرهٔ جریان سیال خیال جایش را م...

قفسهنوشت ۹۳: لولیتا؛ نوشتهٔ ولادیمیر ناباکوف
"لولیتا، نور زندگیام، آتش صُلبم. گناهم، روحم. لو-لی-تا: نوک زبان سه گام را میپیماید تا در سومین گام به دندان برسد. لو. لی. تا.
او صبحها «لو» بود، فقط «لو» که با قد چهار پا و ده اینچیاش با یک جوراب میایستاد. وقتی شلوار کرباسش را میپوشید، «لولا» بود. وقتی مدرسه بود، «دولی» بود. وقتی اسمش را روی نقطهچین مدارک مینوشت «دولورس» بود. اما در آغوش م...

قفسهنوشت ۹۲: زبور پارسی؛ تألیف محمدرضا شفیعی کدکنی
شعر عرفانی ایران سه قله دارد که هر یکی از قبلی مرتفعتر است تا جایی که آخریاش اینقدر ارتفاع میگیرد که دیگر کسی همقدش هنوز پیدا نشده است. این سه قله حکیم سنایی، عطار نیشابوری، و مولوی هستند. به خاطر قوت غزلیات شمس و مثنوی معنوی معمولاً خوانندهٔ ایرانی به مولوی بسنده میکند و به سراغ آن دو دیگر نمیرود. البته کهنساختارها در شعرهای دورهٔ سنایی و ...

قفسهنوشت ۹۱: ثانیهها؛ نوشتهٔ محمدرضا فیاض
اولین رمان نویسندهٔ دههٔ شصتی، که به گفتهٔ خودش در کارگاه رماننویسی محمدحسن شهسواری نسخهٔ اولش را نوشته است. از این جهت، همهٔ اینها قاعدتاً باید به معنای یک کار پیشپا افتاده باشد؛ که نیست. کار از نظر تکنیکی بسیار پخته است. یک رمان شخصیتمحور در مورد پیرمردی هفتاد ساله که انگاری چیزی در زندگیاش کم داشته و دارد. پیرمردی بدعنق که به همهٔ عالم و آد...

قفسهنوشت ۹۰: مدرسهٔ احمقها؛ نوشتهٔ ساشا سوکولوف
"چگونه آغاز کنم؟ با چه واژههایی؟ مهم نیست، با چند واژه شروع کن. آنجا، روی برکه، ایستگاهی بود. روی برکه در ایستگاه؟ اما این درست نیست؛ یک اشتباه سبکی است. درستش چایسرا بود؛ حتی میشود گفت یک بوفه یا روزنامهفروشی در ایستگاه، اما نه در برکه. برکه فقط نزدیک ایستگاه بود. پس بگوییم ایستگاهی نزدیک برکه؛ مگر چقدر مهم است. عالی شد؛ پس میگویم: آنجا روی ب...

قفسهنوشت ۸۹: تاوان؛ نوشتهٔ یان مکایوان (مکیوئن)
با یک پیششرط این رمان بسیار جذاب خواهد بود: حداقل تا صد صفحهٔ اول پایمردی کنید و داستانی بدون گره و تعلیق را تاب بیاورید. البته به این معنا نیست که آن صد صفحه خستهکننده است. نویسنده توانایی منحصر به فردی در تصویرسازی و روایت دانای کل دارد. این رمان، چهار بخش دارد. بخش اول فقط در یک روز در سال ۱۹۳۵ میگذرد. نویسنده به عالم تفکرات و خیالات بیشتر شخ...

قفسهنوشت ۸۷: ماجرای مرموز سگ در شب؛ نوشتهٔ مارک هادون
این کتاب تابع سنت پستمدرن! است. یعنی نویسنده خودش را در قالب هیچ قالبی نگنجاند. حالا نویسندهٔ سابق کتابهای کودک، رمانی نوشته است از زاویهٔ دید نوجوانی که به سندروم ساوان، نوع خاصی از اوتیسم، مبتلاست. افرادی که به این سندروم مبتلا هستند با وجود داشتن مشکلات ارتباطی و احساسی، به شدت در منطق و ریاضیات نبوغ دارند. کریستوفر شخصیت اول این داستان سعی دا...

قفسهنوشت ۸۸: راهنمای ویرایش؛ نوشتهٔ غلامحسین غلامحسینزاده
چشمم که به بکننکنهای کتاب خورد و روزآمد نبودن بعضی قواعد، به جای خواندن دقیق، به تورق سریع بسنده کردم. احتمالاً برای اهلش کتاب خوبی است، نه برای من که خرم از پل گذشته. در این موضوع، «نکتههای ویرایش» علی صلحجو ، و «غلط ننویسیم» مرحوم نجفی را توصیه میکنم.

قفسهنوشت ۸۶: گاوخونی؛ نوشتهٔ جعفر مدرس صادقی
مدرس صادقی این کتاب را سال ۱۳۶۰ نوشته است، یعنی هنوز سی ساله نشده بود که این رمان بسیار کوتاه را نوشت. گاوخونی باتلاقی است که آب زایندهرود به آن میریزد. رمان روایت جوانی اصفهانی است که خوابهای آشفته میبیند. خوابهایی در مورد پدرش، همان پدری که راوی دوست داشت بمیرد، و مرد، و راوی هنوز پدرش را زنده میدید چه در خواب چه در بیداری. این داستان اصطل...

قفسهنوشت ۸۵: پیادهروی برای شنیدن؛ نوشتهٔ اندرو فورستهوفل
اندرو جوانی اهل پنسیلوانیا پس از پایان دورهٔ کارشناسی دچار سؤالهای بزرگ در مورد زندگی و هویتش میشود. او که در پانزده سالگی شاهد جدایی پدر و مادرش میشود، دچار تنشهای روحی شده، دنبال هدفی برای زندگی میگردد. بعد از شکست در پیدا کردن دانشگاهی خوب برای تحصیلات تکمیلی و پیدا نکردن شغل مناسب، در بیست و سه سالگی شال و کلاه میکند و تصمیم میگیرد از پن...

قفسهنوشت ۸۴: یاشماق؛ نوشتهٔ نادر ساعیور
یا سلیقهٔ داستانی من خاص است یا بازار کتاب ایران چیزیش میشود. این رمان غیر از نامزدی جایزهٔ جلال و واگذار کردن جایزه به «پاییز فصل آخر سال است» تقریباً توفیقی نداشته. تنها یک نقد کوتاه از آن در خبرگزاری فارس وجود دارد و غیر از آن، دیگر رد پایی از آن این کتاب در اینترنت نیست. ناشر کتاب هم ناشر آنچنان معروفی نیست و شمارگان کتاب ۱۰۰۰ نسخه است. گویا ...

قفسهنوشت ۸۳: خندهدار به فارسی (عطر سنبل عطر کاج)؛ نوشتهٔ فیروزه دوما
قبلاً از آن که به ایراد گرفتن از این کتاب بپردازم، باید بگویم که فارغ از محتوای کتاب به احتمال زیاد موقع خواندن این کتاب بسیار خواهید خندید، شاید با صدای بلند. نویسنده توانایی ویژهای در طنزنویسی طی گزارش مستند دارد. البته این قضیه با توجه به موضوع مورد نظر کمی سادهتر از موضوعات روزمرهٔ دیگر است. موضوعْ زندگیِ دختری است که در هفت سالگی همراه با خا...

قفسهنوشت ۸۲: نام گل سرخ؛ نوشتهٔ امبرتو اکو
هر بار که داستانی را باز میکنم به این فکر میکنم خب که چه؟ به جای خواندن این حجم از تخیل یک آدم عادی، میشود نصف همین حجم از تفکر یک آدم غیرعادی را خواند و بهره برد. بعدش سعی میکنم همین کار را بعضی وقتها بکنم. نتیجه این که چند کتاب فلسفی نیمهخوانده روی دستم باد کرده است و هیچ وقت آرای فلاسفهٔ بزرگ را نخواندهام. بعضی وقتها با آثاری داستانی موا...

قفسهنوشت ۸۱: راهنمای روانشناسی برای نویسندهها؛ نوشتهٔ کارولین کافمن
دنبال مطلبی در مورد بُعد روانشناسی شخصیتپردازی بودم که به این کتاب برخوردم. البته هدف این کتاب بیشتر آشناتر کردن نویسندهها با اصول کلی روانشناسی و رواندرمانی، انواع بیماریها و اختلالات روانی و راههای درمان آنها، و البته هشدار به نویسندهها در مورد استفاده از کلیشههای نادرست در تعریف بیماریهایی مانند شیزوفرنی است. در این کتاب به بیماریهای...

قفسهنوشت ۸۰: اس؛ نوشتهٔ جِی جِی آبرامز و داگ دورست
کتابی عجیب که غریبگی از سر تا پایش معلوم است. نخست آن که در هیچ کتابفروشیای کتاب به صورت باز و بدون برچسب دیده نمیشود. کتاب را که میخری باید نخست برچسب شیرازه را با قیچی ببری تا کتاب از جلد بیرونیاش دربیاید. دومین مسأله آن است که روی شیرازهٔ کتاب شمارهٔ کتابخانه نوشته شده و نام کتاب با آن چیزی که خریدی فرق دارد. نام کتاب «کشتی تئوسوس» است. کتا...

قفسهنوشت ۷۸: ابن بطوطه؛ نوشتهٔ محمدعلی موحد
ابن بطوطه در جوانی، در قرن هشتم هجری قمری، کشورش مراکش را به قصد حج ترک میکند ولی آنقدر شوق جهانگردی در او میپاید که بعد از نزدیک به سی سال به کشورش بازمیگردد. او کشورهای بسیاری را از نزدیک دیده است که با توجه به جغرافیای اکنون شامل چین، مالدیو، ایران، افغانستان، بنگلادش، هند و پاکستان، کشورهای شمالی آفریقا، اسپانیا، ترکیه، روسیه، اوکراین، کشو...

قفسهنوشت ۷۹: من دیگر ما، جلد سوم؛ نوشتهٔ محسن عباسی ولدی
جلد سوم کتاب «من دیگر ما» در مورد نقش آزادی در تربیت کودکان است. در واقع این کتابْ بسطدهندهٔ مفهوم پادشاهی کودک در هفت سال اول زندگی با توجه به روایات است. تیزبینی نویسنده در دو مسأله قابل تقدیر است: نخست این که او خیلی مسائل را ساده گفته، حتی با تکرار مفاهیم در جاهای مختلف متن. همین سادگی باعث گسترده شدن طیف مخاطبان میشود؛ درست مثل یک منبر که هم...

قفسهنوشت ۷۷: داود و جالوت؛ نوشتهٔ ملکوم گلدول
حضرت داود، آن طور که در تورات آمده، نوجوان و ریزجثه بود، جالوت نستوه و درشتهیکل. داود داوطلب جنگ تن به تن با جالوت میشود. جالوت وقتی هماورد خود را نوجوانی بیزره میبیند جا میخورد و حتی به غرورش برمیخورد که چرا یک نوجوان به جنگ با او آمده است. همه چیز به نفع جالوت است؛ او مرد جنگی است و داود تازهکار است، او زره دارد و داود بیزره است، او درشت...

قفسهنوشت ۷۶: شکاف بزرگ؛ نوشتهٔ جوزف استیگلیتز
جوزف استیگلیتز استاد اقتصاد دانشگاه کلمبیا، تحصیلکردهٔ دکترای اقتصاد در دانشگاه امآیتی تحت نظارت رابرت سولو و پول ساموئلسون دو برندهٔ جایزهٔ نوبل اقتصاد، در سال ۲۰۰۳ جایزهٔ نوبل اقتصاد را از آن خود کرد. به گفتهٔ خودش او متولد شهر گری ایالت ایندیاناست و در دانشگاه امهرست فیزیک نظری خواند ولی با دیدن بیعدالتی در جامعهٔ آمریکا و با الهام از صحبته...

قفسهنوشت ۷۵: سفرِ نویسنده؛ نوشتهٔ کریستوفر ووگلر
ت
«سفر نویسنده» بر اساس نظریات روانشناسی «کارل یونگ» و به نوعی، سادهشدهٔ کتاب «قهرمان هزارچهره» کمپل است. این کتاب را یک منتقد و نویسندهٔ سینمای هالیوود نوشته و به همین خاطر بیشتر شاهد مثالها از فیلمهای کلاسیک و بعضاً متأخر هالیوود است. آن طور که نویسنده در ویرایش سوم کتاب ادعا کرده، در فیلمهای اخیر هالیوود این قدر از این الگوی قهرمان استفاده ...

قفسهنوشت ۷۴: چه کسی بر جهان حاکم است؟؛ نوشتهٔ نوام چامسکی
حافظهٔ همهٔ ما آدمهای "معمولی" کوتاهمدت است. مثلاً همیشه از گذشته چیزهای خوب یادمان میماند و به همین خاطر خیلی وقتها حسرت دورهٔ قبل، رئیس جمهور قبل، و حتی گاهی رژیم قبلی را میخوریم. در مورد آمریکا این مسأله پررنگتر است، خاصه آن که آمریکا قدرت رسانهای بسیار قویای دارد. برخلاف آنچه که بعضاً در ناخودآگاه ذهن ما قرار میگیرد، بسیاری از مردم د...

قفسهنوشت ۷۳: سرسپردگی زیبا؛ نوشتهٔ ر. دیوید کولیج
سه سالی میشود که با دیوید آشنا شدهام. انسان بسیار خاصی است. از آنهایی است که احتمالاً آن دنیا بیاورند جلوی روی آدم و بگویند نگو نمیتوانستی آدم خوبی باشی که دیوید بود و توی همان شهری بود که تو درس میخواندی و والدینش هم مسلمان نبودند هیچ، خیلی هم آمریکایی دوآتشه بودند. او که ۱۸ سال پیش مسلمان شد و اخیراً پس از آشنایی با محرم و بعدش زیارت نجف و ک...

قفسهنوشت ۷۲: لس؛ نوشتهٔ آندرو شان گریر
آن طور که گشتم هدف از جایزهٔ پولیتزر در زمینهٔ داستان «شناختِ داستان ممتاز از یک نویسندهٔ آمریکایی که ترجیحاً در مورد زندگی آمریکایی مینویسد و در یک سال اخیر کتابش منتشر شده» است. منصفانه هم بخواهیم بگوییم آثار ماندگاری مانند «پیرمرد و دریا»ی همینگوی و همچنین آثار امروزی متمایزی مانند «پرندهٔ طلایی» توسط این جایزه به مخاطبان معرفی شدند. متأسفانه ا...

قفسهنوشت ۷۱: خوابنما؛ سرودهٔ امیر مرادی
در کارهای علمی، لااقل در رشتهٔ کامپیوتر، داوریها ناشناس است. یعنی وقتی من مقالهای را داوری میکنم، نویسندهٔ مقاله نمیداند که من مقاله را داوری کردهام و لذا تعارف دیگر جایی ندارد. در این مطلب ولی شاعر میداند من که هستم و من میدانم شاعر کیست. یعنی همدانشگاهی بودیم، من سال بالایی بودم و او سال پایینی. حتی شش-هفت سال پیش یک بار مجموعهای از رباع...

قفسهنوشت ۷۰: سلاحهای نابودی ریاضی؛ نوشتهٔ کتی اونیل
اگر قسمت جمعیِ عبارت سلاحهای کشتار جمعی (سلاحهای نابودی جمعی) را از mass به math تغییر دهیم، عنوان این کتاب درست میشود. نویسنده دکترای ریاضی از دانشگاه هاروارد دارد و مدتی استاد دانشکدهٔ ریاضی کالج دخترانهٔ بارناردِ دانشگاه کلمبیا بوده است. او بعد از ورود به شرکتهای سرمایهگذاری و کار به عنوان تحلیلگر داده بر اساس مدلهای ریاضی به واقعیتهای ت...

قفسهنوشت ۶۹: قرآن
نوشتن در مورد قرآن جسارت زیادی میخواهد. مرادم از این نوشته نقد یا تفسیر نیست، صرفاً برداشتهایی شخصی از متنِ مقدس است. این گونه از برداشت شخصی را پیش از این در وبلاگم در مورد سورهٔ انعام نوشتهام. اگر بخواهم مطلب را خلاصه کنم این است که با شروع سال میلادی جدید، تصمیم گرفتم هر روز بلااستثناء قرآن بخوانم و تأکیدی بر کمیت نداشته باشم و بیشتر کیفیت ف...

قفسهنوشت ۶۸: خانهٔ دوار؛ نوشتهٔ لوییز اردریچ
«خانهٔ دوار» رمانِ کارن لوئیز اردریچ نویسندهٔ آمریکایی است. نویسنده از طرف مادری سرخپوست است و از این جهت، او نمایندهٔ سرخپوستهای آمریکایی در ادبیات امروز آمریکا محسوب میشود. این رمان جایزهٔ ملی کتاب در زمینهٔ داستانی سال ۲۰۱۲ و چند جایزهٔ ملی دیگر را برده است. داستان از زبان «جو» در مورد دوران نوجوانیاش در سال ۱۹۸۸ بیان میشود. در یک بعدازظهر...

قفسهنوشت ۶۷: دورهگردها؛ نوشتهٔ پل هاردینگ
دورهگردها اولین اثر هاردینگ است و از قضا جایزهٔ پولیتزر ۲۰۱۰ را از آن خود کرده است. داستان در بستر جریان سیال خیال میگذرد و شروعش لحظات احتضار جرج و تصویری ناواضح از اطرافش است. جرج از ضبط صوت قدیمیاش برای ثبت احساسات و گذشتهاش استفاده میکند و به این بهانه راوی نقبی به گذشتهٔ جرج میزند: پدر دورهگردش هاوارد تشنجهای عصبی زیادی داشته و بعدتر خ...

قفسهنوشت ۶۶: تخلیهشده، فقر و سود در شهر آمریکایی؛ نوشتهٔ متیو دزموند
«متیو دزموند» استاد جامعهشناسی دانشگاه پرینستون در سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ به محلههای فقیرنشین در شهر میلواکی، بزرگترین شهر ایالت ویسکانسین، میرود و خانهای محقر برای خودش اجاره میکند. در همین مدت، زندگی هشت خانوادهٔ فقیر امریکایی را تحت نظر قرار میدهد. این کتاب، خلاصهٔ مشکلاتی است که این خانوادهها داشتهاند با این توضیح که به خاطر حفظ آبروی اف...

قفسهنوشت ۶۵: من دیگر ما، جلد دوم؛ نوشتهٔ محسن عباسی ولدی
در ادامهٔ مباحث جلد اول این کتاب که در مورد گزارههای تصویری تربیت بود، این جلد به محبت میپردازد. نویسنده به باورهای غلط در مورد محبت زیاد میپردازد و نتیجه میگیرد که اتفاقاً محبت بیقید و شرط والدین به فرزندان هیچ آسیبی نمیرساند؛ آن چیزی که آسیبرسان ممکن است بشود بیتنوعی در محبت و یا بیانسجامی در محبت است. محبت باید در همهٔ اشکال رفتاری، کلا...

قفسهنوشت ۶۳: پرنده به پرنده؛ نوشتهٔ آن لموت
این کتاب مانند بسیاری دیگر از کتابها[ی پرفروش] در این موضوع پر است از خاطرات شخصی نویسنده و اگر سر و تهش را جمع کنیم در دو صفحه اصل مطلب گفتنی است. خوبیاش این است که آدم با خواندن این جور کتابها، قدر کتابهای خوب را میداند.

قفسهنوشت ۶۴: این ماییم، فمینیسم در جهان واقعی؛ تألیف کلی جنسن
فکر کنم امید مهدینژاد، شاعر و طنزپرداز، بود که گفت: «زن با مرد برادر است.»
«چرا مردم از فمینسیم بدشان میآید؟ جواب: برای مردمی که در جامعه قدرت دارند، زیر سؤال رفتن قدرتشان یا تعصبات و تمایلاتشان باعث ترس میشود… فمینیسم از همهٔ مردم میخواهد که در مورد قدرت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی که بر اساس جنسیت، تحصیلات، مذکر یا مؤنث بودن، و بسیاری ...

قفسهنوشت ۶۲: جنگ هنر؛ نوشتهٔ استیون پرسفیلد
این کتاب را یک نویسندهٔ ظاهراً معروف در آمریکا نوشته در توصیف «مقاومت در برابر نوشتن» و در مورد راههایی برای غلبه بر این مقاومت. کتاب پر است از یادداشتهای تقریباً پراکنده و شاعرانه در مورد همین مفهوم. چیز جذابی در این کتاب ندیدم. به نظرم کتاب «دربارهٔ نوشتن» نوشتهٔ «استیفن کینگ» کتاب بهتری برای خواندن در این موضوع است.

قفسهنوشت ۶۱: چیزهایی فرومیپاشد؛ نوشتهٔ چینوآ آچهبه
این رمان اولین کتاب از سهگانهٔ آفریقای چینوآ آچهبه داستاننویس شهیر نیجریهای است که آن را در میانهٔ سدهٔ بیستم میلادی، زمانی که استاد دانشگاه براون آمریکا بوده، به زبان انگلیسی نوشته است. داستان در سه بخش به زندگی اوکونکو و در همین حین به سنتها و آداب و رسوم قبایل آفریقایی میپردازد. این قبایل از قضا خدایان شخصی داشتند که همهٔ این خدایان تحت سل...

قفسهنوشت ۶۰: خدایی هست؛ نوشتهٔ آنتونی فلو
آنتونی فلو از فلاسفهٔ تحلیلی قرن بیستم فرزند کشیشی انگلیسی بود که به قول خودش از نوجوانی اعتقادش به وجود پروردگار را از دست داد. او به دانشگاه آکسفورد برای تحصیل روانشناسی و فلسفه میرود و چندی بعد یکی از بنیادیترین کتابهای فلسفی را در رد وجود خدا مینویسد. بعدها او در سمت استادی در دانشگاههای مختلف انگلیس و سپس امریکا کتابها و مقالات مختلف در...

قفسهنوشت ۵۹: درویش ستیهنده؛ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی
حافظ مرید جام می است، ای صبا برو
وز بنده بندگی برسان "شیخ جام" را
«وقتی عنوان درویش ستیهنده را برای حضرت شیخ الاسلام احمد جام نامقی در این کتاب برگزیدم، بیشتر نظرم به مفهوم گردنفرازی و حتی گردنکشی او بود که هم در گفتارش و هم در رفتارش خود را نشان میدهد؛ به ویژه هنگامی که سیرهٔ او را بسنجیم با سیرهٔ عارفانی از نوع بایزید و بوسعید و خرقانی. این گر...

قفسهنوشت ۵۸: زندانی کردن خودمان: جنایت و مکافات در آمریکای سیاه؛ نوشتهٔ جیمز فورمن جونیور
مسألهٔ نژادپرستی در آمریکا تمامشدنی نیست. همین دیروز، یعنی دوازدهم ماه مه ۲۰۱۸، در واشنگتن پست خبری منتشر شده بود در این باره که در خط هوایی یونایتد، زنی آفریقایی با بچههای خردسالش از هواپیما بیرون رانده شدند. فکر میکنید چرا؟ به خاطر آن که یکی از مسافران سفید به خدمه اعتراض کرده که همسفرش، یعنی زن سیاهپوست، بدبوست. زن سیاهپوست هر چقدر التماس ک...

قفسهنوشت ۵۷: در هرگز و همیشهٔ انسان؛ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی
این کتاب از سلسله کتابهای «از میراث عرفانی» نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی است. مانند دیگر کتابهای این مجموعه، نویسنده مقدمهای طولانی در مورد نحوهٔ پژوهشش نوشته و سپس آثار عارفِ مورد نظر را همراه با توضیحات در مورد واژههای دشوار و ارجاعات تاریخی آورده است. یکی از مصائب اصلی در تحقیق در مورد شیخ انصاری، رسالههای بیشمار منسوب به اوست [۱-۳] تا جایی ...

قفسهنوشت ۵۶: وردی که برهها میخوانند؛ نوشتهٔ رضا قاسمی
«رضا قاسمی» را قبل از آن که خوانده باشم، شنیدهام. آن هم از سهتارش در «گل صد برگ» با صدای شهرام ناظری. این رمان، سومین رمانی است که از او خواندهام، یکنفس خواندهام و بعید میدانم به سه ساعت کشیده باشد خواندنش. قاسمی در سال ۲۰۰۲ رمان را به صورت آنلاین و کاملاً فیالبداهه به صورت فصلفصل در وبلاگش گذاشته و سپس آن را حذف کرده تا بتواند به سر و تهش ...

قفسهنوشت ۵۵: هوادار؛ نوشتهٔ ویِت تان نویِن
این کتاب، که گویا به دو اسم مختلف «هواخواه» و «همدرد» ترجمه شده است، تا مدتها در فهرست خریدم بود ولی به دلیلی که الان به خودم بیشتر حق میدهم همیشه به انتهای فهرست خرید، یعنی عملاً به فرصت خرید بعدی میرفت. کتابی در مورد ویتنام که جایزهٔ پولیتزر برده قاعدتاً مانند بعضی از کتابهایی که جایزهٔ پولیتزر بردهاند باید بیشتر مرهون مضمون باشد تا فرم هنری...

قفسهنوشت ۵۴: زبان شعر در نثر صوفیه؛ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی
این کتاب جزء کتابهای مؤخر شفیعی کدکنی است، اگرچه بخش زیادی از آن قرار بود چهل سال پیش منتشر شود. لذت عجیبی خواندن این کتاب داشت با یک حاشیهٔ تکراری از نشر سخن: این نشرِ سخنْ اصولِ اولیهٔ تایپ و صفحهبندی کتاب را انگار بلد نیست. قلم بسیار درشت که در این وانفسای گرانی کاغذ در ایران قیمتافزاست بماند، ازهمگسیختگی قالب کتاب مانند قلم ریز ارجاعات مستق...

قفسهنوشت ۵۳: مرگ ایوان ایلیچ؛ نوشتهٔ لئو تولستوی
این اثر در بلوغ نویسندگی تولستوی نوشته شده است، یعنی پس از دو اثر بزرگش «جنگ و صلح» و «آناکارنینا». هیچ خبری از خردهداستان نیست، هیچ خبری از افاضات جنگ و صلح نیست، هیچ خبری از مکالمههای طولانی نیست. این اثر یک اثر شبهامروزی است، مختصر و مفید در حدود پنجاه صفحه. تولستوی با یک سؤال مواجه است: اگر بمیریم، چه چیز ارزشمندی از ما باقی میماند؟ لذا در...

قفسهنوشت ۵۲: جستجو در تصوف ایران؛ نوشتهٔ عبدالحسین زرینکوب
این کتاب تلاشی است از مرحوم زرینکوب در تبارشناسی شاخههای مختلف تصوف در ایران. با وجود جذابیت روایتها و فصلبندی کتاب، نوع نگارش کتاب خستهکننده است. گاهی با پاراگرافی مواجهیم که به بلندای چند صفحه است. هر فصل بخشبندی نشده است و خواندن کتاب را دشوار میکند. این کتاب مانند دیگر کتابهای زرینکوب خلاصهای است از خوانش زرینکوب از مراجع مختلف تاریخ...

قفسهنوشت ۵۱: ممد، شاهینِ من (اینجه ممد ۱)؛ نوشتهٔ یاشار کمال
یاشار صادق گوکچلی، معروف به یاشار کمال، نویسندهٔ کردتبار اهل ترکیه است که به خاطر نوشتن چندگانهٔ «اینجه ممد» معروف شده است. اولین نوشتهٔ منتشرشده از او، جلدِ اول اینجه ممد با عنوان «ممد، شاهینِ من» به چندین زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده است و در بسیاری از کشورهای اروپایی پرفروش شده است. در کتاب اول، ممد از کودکی تا بیست و یک سالگی جلو میرود و نویسنده ...

قفسهنوشت ۵۰: فیلها؛ نوشتهٔ شاهرخ گیوا
خلاصهٔ مضمون رمان، جملهای است از نویسنده در یکی از مصاحبههایش که اتفاقاً تیتر مصاحبه هم شد: «همان بهتر که مردم کتاب نخوانند». جهان داستانی شاهرخ گیوا (مرزوقی) سرد است و سیاه. فیروز جناه، شخصیت اول داستان، که به اشتباهی «جناب» خوانده میشود، مرد میانسال چاق و کچلی است که دیوانهوار اسکناسهایی را جمع میکند که تویش با دستخط یادگاری نوشته شده است...

قفسهنوشت ۴۹: خوشههای خشم؛ نوشتهٔ جان استاینبک
خوشههای خشم (انگورهای خشم) رمانِ جان استاینبک، نویسندهٔ معاصر امریکایی، است که به سال ۱۹۳۹ در ۱۰۰ روز نوشته شده است. این رمان به دلایل مختلف، مانند تنگدستی نویسنده، مشکلات ساختاری واضحی دارد، مانند توضیحات میان مکالمهها که گاه اصل سادهٔ نشان دادن به جای توضیح دادن را زیر پا میگذارد، یا اشتباهات جغرافیایی در مورد ایالت اوکلاهاما که از چشم منتقد...

قفسهنوشت ۴۸: ارزش میراث صوفیه؛ نوشتهٔ عبدالحسین زرینکوب
نوع نگارش کتابهای مرحوم زرینکوبْ فشرده و با متنی روان است. این خاصیت تقریباً در همهٔ کتابهای زرینکوب وجود دارد. لذا اگر کسی بخواهد از کتابهایش یادداشت بردارد، احتمالاً مجبور شود کل کتاب را رونویسی کند؛ اصل کتاب چکیدهای از کتابی فرضی است که میتوانست درازدامن باشد ولی زرینکوب با هنرمندیِ بسیار، آن را شستهرفته و کوتاه تحویل مخاطبش داده است. ن...

قفسهنوشت ۴۷: در سایهٔ سیمرغ؛ نوشتهٔ یوسفعلی میرشکاک
«در سایهٔ سیمرغ» بار دیگر به من ثابت کرد که خیلی از فردوسی کم میدانم و نگاهم بسیار تحت تأثیر باستانگراها بوده است.
که فردوسی توسی و پاک جفت
نه این نامه بر نام محمود [غزنوی] گفت
به نام نبی و علی گفتهام
گهرهای معنی بسی سفتهام
یا وقتی میگوید:
اگر در دلت هیچ مهر علی است
تو را روز محشر به خواهشگری است
میرشکاک بر این اعتقاد است که فردوسی، به خاطر ...

قفسهنوشت ۴۶: بیترسی؛ نوشتهٔ محمدرضا کاتب
«… همهٔ عمر «بینام» بودم: سالها در آرزوی داشتن یک نام جنگیده بودم. و وقتی به آن نام دیگر احتیاجی نداشتم، یک روز صبح که از خواب بیدار شدم دیدم توی آیینه «نامکنندهٔ» بزرگی مقابلم ایستاده. نامکنندهای که خودش هنوز نامی نداشت، و فقط زادِ پدرش بود. نامکنندهٔ بینامی که نامش چنان وحشتی توی دلها میانداخت که قابل باور حتی برای خودش نبود.»
جملات بالا...

قفسهنوشت ۴۵: صخرهٔ برایتون؛ نوشتهٔ گراهام گرین
صخرهٔ برایتون نوشتهٔ گراهام گرین اثری است که از چند وجه متفاوت دارای نقاط قوت و ضعف است. همین باعث میشود که از یک وجه با یکی از قویترین کارهای داستانی مواجه باشیم و از وجهی دیگر با یک کار معمولی.
شروع و پایانبندی داستان منحصر به فرد است. در آغاز داستان، «هیل» میداند که قرار است کشته شود چون در اولین جمله از کتاب چنین آغازی آمده است:
«هیل میدا...

قفسهنوشت ۴۴: پنج اقلیم حضور؛ نوشتهٔ داریوش شایگان
در مقدمهٔ کتاب ادعا شده است که سعی در پاسخ به این سؤال شده که چرا ایرانیان این قدر با شعر مأنوسند، برخلاف دیگر اقوام تاریخدار جهان که شاعران جایشان در قفسههای کتابخانههاست نه در قفسهٔ سینههای عوام و خواص. نویسنده ادعایی مبنی بر تخصصی بودن مقالات ندارد و لذا خواننده از این کتابِ بسیار کوتاه انتظار ویژهای نباید داشته باشد. اما نویسنده سؤالی را ک...

قفسهنوشت ۴۲: دین و سینما؛ نوشتهٔ محمد مددپور
این کتاب مانند دیگر کتابهای مرحوم محمد مددپور با نگاه «حکمت انسی» به هنر مدرن و با تأثیر صریح از تفکرات سید احمد فردید نوشته شده است. به همین جهت رد پای اصطلاحات فردیدی (مانند فروبستگی، فراشد، و فلکزدگی) توی این کتاب پیداست. یکی از مقالات این کتاب جوابیهٔ نویسنده به مقالهای در یکی از روزنامههای اصطلاحطلب است، در آنجا زاویهٔ دید نویسنده با امث...

قفسهنوشت ۴۳: ملکوت؛ نوشتهٔ بهرام صادقی
از دو دیدگاه میشود به داستان بلند یا رمان کوتاهِ بهرام صادقی نگاه کرد. از نظر تجربهٔ ادبی، زمانی این داستان نوشته شده است که داستاننویسی در ایران هنوز در سنین جوانیاش به سر میبرده است و از این جهت، این کار قابل ستایش است. کاری سورئال با تهمایههای فلسفی و ترس. از دیدگاه دوم، یعنی نگاه به این کتاب فارغ از آن که کِی و چگونه نوشته شده است، متأسفا...

قفسهنوشت ۴۱: طبل حلبی؛ نوشتهٔ گونتر گراس
نوشتن از «طبل حلبی» نوشتهٔ «گونتر گراس» جرأت ویژهای میخواهد. گونتر گراس (۱۹۲۷-۲۰۱۵) در سال ۹۹ جایزهٔ نوبل برده است و از قضا این کتاب، یکی از سهگانههای جنگش، معروفترین و پراستقبالترین کتابش است. این کتاب سه جلد (سه کتاب) است: کتاب اول، کتاب دوم و کتاب سوم. کتاب به نسبت حجیمی است (با قلم ریز انگلیسی ۵۶۳ صفحه متن داستان است). به خاطر بیپرده گفت...

قفسهنوشت ۴۰: آبیتر از گناه یا بر مدار هلال آن حکایت سنگینبار؛ نوشتهٔ محمد حسینی
«آبیتر از گناه یا بر مدار هلال آن حکایت سنگینبار» اثر محمد حسینی از سوی انتشارات ققنوس در ۱۲۵ صفحه در سال ۱۳۸۳ منتشر شده است و توفیق بردن جایزهٔ بنیاد گلشیری را داشته است. به خاطر قلم درشت و تعداد صفحات کم، این داستان را میشود در یک نشست خواند. داستان اعترافات جوانی شهرستانی است در مورد قتل همسر شازده، عصمت. جوان ادعا دارد که ناقص متولد شده است،...

قفسهنوشت ۳۹: این سو و آن سوی متن؛ نوشتهٔ عباس معروفی
«این سو و آن سوی متن» حاوی درسگفتارهای عباس معروفی در مورد داستاننویسی است. این کتاب قبلاً به صورت جزوهای کوتاه در اینترنت منتشر شده بود ولی نشر گردون (متعلق به خود نویسنده در آلمان) آن را در ۴۰۹ صفحه منتشر کرده است. البته به نظرم همان جزوهٔ کوتاه کفایت میکند. آغاز کتاب خیلی هیجانانگیز است: مثالهای درخور و متناسب با موضوع، ریزبینیهای ستودنی ...

قفسهنوشت ۳۸: در امریکا؛ نوشتهٔ سوزان سونتاگ
این رمان برای چندمین بار دو چیز را به من ثابت کرد. اول آن که هر کتابی که جایزهٔ معتبری میبرد لزوماً کتاب خوبی نیست، خاصه آنکه بسیاری از داوران علایق سیاسی و ایدئولوژیکی دارند و این علایق، حتی اگر ناخودآگاه، در تصمیمسازیشان تأثیر میگذارد. دوم آن که هر منتقد خوبی لزوماً نویسندهٔ خوبی نیست. سوزان سونتاگ، منتقد معروف آمریکایی، در سال ۲۰۰۴ از دنیا ...

قفسهنوشت ۳۷: چشیدن طعم وقت؛ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی
یادم نیست در کدام کتاب، احتمالاً در یکی از کتابهای مربوط به نقد تمدن غرب از اصغر طاهرزاده، به این مضمون نوشته شده بود که انسان نمونه در جهانِ سنت به فکر تغییر خویش بود ولی انسان نمونه در جهان امروز به دنبال تغییر جهان پیرامونش است. انسان نمونه در سنت به فکر مجاهده و مراقبه و ریاضت نفس بود و انسان نمونه در دنیای نو به دنبال ساختن پل و هواپیما و بسط...

قفسهنوشت ۳۶: تنگسیر؛ نوشتهٔ صادق چوبک
این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۴۲ منتشر شده است. در انتهای نسخهای که از آن خواندم (چاپ ۴۲، امیرکبیر)، واژهنامهای فراهم شده است تا خواندن این کتاب را، به قول نویسنده برای «مردم شمال»، آسان کند؛ گرچه بی آن واژهنامه هم خواندن این کتاب دشوار نیست. شاید تنها شباهت رمانِ تنگسیر با «سنگ صبور»، دیگر اثر چوبک، استفاده از زبان و دستور زبان بوشهری باشد (مان...

قفسهنوشت ۳۵: محاکمه؛ نوشتهٔ فرانتس کافکا
خیلیها قلمفرسایی میکنند. از آخرین امکانات روز مثل واژهپردازهای پیشرفته استفاده میکنند تا اثری شستهرفته به بار بیاورند ولی آخرش آن چه که باید بشود نمیشود. این وسط یک آقایی به اسم فرانتس کافکا داستانی به اسم محاکمه مینویسد ولی حتی اجل فرصت تمام کردن داستان را به او نمیدهد. داستان پایان دارد ولی یکی از فصلهای نزدیک به پایان نیمه رها شده است....

قفسهنوشت ۳۴: عزادران بیل؛ نوشتهٔ غلامحسین ساعدی
نسخهای که خواندم، از جهتی بیربط جالب است: صفحهٔ اول کتاب نوشته شده چاپ اول ۱۳۴۳، چاپ دهم ۲۵۳۵.
و اما بعد؛ تعارف را اگر کنار بگذارم، این کتاب یک کار ضعیف است با زبانی ضعیف، پیرنگهایی ساده و بیپیرایه، توصیفاتی دمدستی، و مکالمههای پشت سر هم، بدون آن که به خواننده فرصت تنفس بدهد. البته ایدههای داستان جذابند، مانند استحالهٔ روحی مش حسن به گاو ی...

قفسهنوشت ۳۳: خانم دالووی؛ نوشتهٔ ویرجینیا وولف
خانم دالووی، یک اثر کلاسیک غیرکلاسیک است، یک عاشقانهٔ غیرعاشقانه، یک خواندنیِ عذابآور لذتبخش. رمانی با پیرنگی ساده اما پیچیده همراه با جریان سیال خیال. این رمان فقط یک فصل دارد: از صفحهٔ اول تا صفحهٔ آخر؛ حتی تعداد خطهای سفید بین پاراگرافها، به عنوان فاصلهٔ زمانی، بسیار کم است. زمان در این داستان سرراست نیست؛ نویسنده ناگهان و بیخبر نقبی به گذ...

قفسهنوشت ۳۲: هرس؛ نوشتهٔ نسیم مرعشی
نسیم مرعشی یک نویسندهٔ حرفهای و کاربلد است؛ حالا اگر دانشآموختهٔ مهندسی از دانشگاه علم و صنعت باشد و مستقیماً تحصیلات مرتبط نداشته باشد مهم نیست. حتی اگر دههٔ شصتی باشد و آنقدر دنیادیده نباشد که مثلاً جنگ را مستقیماً لمس کرده باشد که به سنش بخورد که جزئیات را بداند، مهم نیست. مهم همان است که گفتم: یک نویسندهٔ حرفهای و کاربلد است. او در کتاب ا...

قفسهنوشت ۳۱: استثناها: داستان موفقیت؛ نوشتهٔ ملکوم گِلَدول
شهید مطهری، در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران»، پس از فهرست کردن علمای ایرانی تأثیرگذار در علوم اسلامی، مینویسد: «آنچه ممکن است غیرمنتظره تلقی شود این است که بیشترین سهم را در علوم عقلی از زمان میرداماد تا عصر ما، شمال ایران یعنی گیلان و مازندران و گرگان دارد. در حدود سی نفر از معاریف اساتید فلسفه از این ناحیهاند و در میان آنها فیلسوفان بسیار ب...

قفسهنوشت ۳۰: عناصر سبک؛ نوشتهٔ ویلیام استرانک و ای. بی. وایت
استیفن کینگ نویسندهٔ پرطرفدار امریکایی در پیشگفتار کتابش، دربارهٔ نوشتن، مینویسد: «این کتاب (دربارهٔ نوشتن) یک کتاب کوتاه است، به خاطر آن که بیشتر کتابهای دربارهٔ نویسندگی پر است از مزخرف.» وی در ادامه مینویسد: «یک استثنای برجسته در مورد قاعدهٔ مزخرف بودن آن کتابها کتابِ عناصر سبک، نوشتهٔ استرانک و وایت، است. مقدار مزخرف در این کتابْ ناچیز یا...

قفسهنوشت ۲۹: پیشامد، تشکیک و همبستگی؛ نوشتهٔ ریچارد رورتی
چهار کتاب توی صندوق پستیام بود از فرستندهای ناشناس و فروشندهای شناس (آمازون). یکیاش همین کتاب بود که با عنوان «پیشامد، بازی و همبستگی» به فارسی ترجمه شده است. البته به نظرم برای کلمهٔ دوم «تشکیک» برگردان مناسبتری است برای واژهٔ irony. زیاد طول نکشید که فرستنده خودش را معرفی کرد؛ پیرمردی امریکایی که به خاطر کار تخصصیام در پردازش زبان طبیعی با ...

قفسهنوشت ۲۸: استخوانها را نجات بده؛ نوشتهٔ جزمین وارد
جزمین وارد در سال ۲۰۱۷ برای دومین بار توانست جایزهٔ ملی کتاب در زمینهٔ داستان را از آن خود کند، آن هم در فاصلهٔ کوتاه ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷. بار اول، برای کتاب «Salvage the bones» و بار دوم برای کتاب «Sing, unburied, sing». از این جهت، او تنها زن سیاهپوستی است که توانسته بیش از یک بار چنین جایزهٔ معتبری را از آن خود کند. او اهل یکی از مناطق حومهای میسیس...

قفسهنوشت ۲۶: ملکان عذاب؛ نوشتهٔ ابوتراب خسروی
«ملکان عذاب» نوشتهٔ ابوتراب خسروی در سال ۲۰۱۲ از سوی نشر ناکجا در پاریس منتشر شد. البته این کتاب در ایران قبلتر منتشر شده بود. این کتاب جایزهٔ گرانقدر جلال آل احمد را از آن خود کرده است. شنیدهام که این کتاب نحوی از تکرار «اسفار کاتبان»، دیگر رمان این نویسنده، است که البته من آن رمانِ دیگر را نخواندهام. برخلاف کتابهای داستان کوتاه نویسنده، مان...

قفسهنوشت ۲۷: نعشکش؛ نوشتهٔ محمدرضا گودرزی
«نعشکش» رمانی کوتاه (داستان بلند!) از محمدرضا گودرزی است؛ کتابی که دو راوی دارد: خود نویسنده و پسرش (تولهسگ اول). نویسنده در همان اول تأکید دارد که این یک خاطره است و کسی اجازه ندارد نشانهشناسی یا برداشتهای اجتماعی-سیاسی از این کتاب بکند. خب، این یعنی این کار را باید بکنیم. نویسنده در سودای بنز و پس از غر زدنهای زنش، تصمیم میگیرد پی خرید بنز ...

قفسهنوشت ۲۵: آفتابپرست نازنین؛ نوشتهٔ محمدرضا کاتب
«آفتابپرست نازنین» یا «نحر سنگها» رمانی است از محمدرضا کاتب که در سال ۱۳۸۸ منتشر شده است. در صفحهٔ آغازین کتاب نوشته شده است: «و هفت سال سوم عشق بود: برای سنین: … و ۱۴ تا ۲۱ سال و ...»، که ناخودآگاه مرا یاد حدیث نبوی میاندازد در مورد تربیت فرزند که هفت سال سوم، فرزند وزیر است (یعنی آن که باید هوایش را داشت ولی نباید به او امر و نهی کرد). این کت...

قفسهنوشت ۲۴: نکتههای ویرایش؛ نوشتهٔ علی صلحجو
«نکتههای ویرایش» حاوی یادداشتهای سازمانیافتهٔ علی صلحجو در مورد ویرایش است. از جهت این که نوشتههای پراکندهای که ظاهراً در زمانها و موضوعات مختلف برداشته شده، به این صورت منظم شده است قابل تقدیر است. از جهت دیگر، این کتاب صرفاً به درد ویراستارها نمیخورد و برای هر کسی که دستی بر نوشتن دارد، از نوشتن پایاننامه و مقالهٔ فارسی گرفته تا کتاب و د...

قفسهنوشت ۲۳: خودویراستاری برای داستاننویسان؛ نوشتهٔ رنی برون و دیو کینگ
این بار دومی است که این کتاب را میخوانم. برخلاف بیشتر کتابها در این موضوع، که به جای تدریس امور کاربردی، خاطرهگویی نویسندهٔ کتاب است و کلی درس اخلاقی که فلان ساعت صبح از خواب بیدار شوید و قس علی هذا، این کتاب از دو ویراستار حرفهای است و با دادن مثالهایی گویا، دوازده درس کاربردی در مورد ویرایش داستان میدهد. وقتی که این کتاب را برای بار دوم خوا...

قفسهنوشت ۲۲: فیضبوک؛ سرودهٔ ناصر فیض
فیضبوک مجموعه شعرهای طنز ناصر فیض است. طرح جلد کتاب جالب است، دقیقاً شبیه صفحهٔ ورودی «فیسبوک». ولی متأسفانه فقط طرح جلد جالب است. کافی است چند صفحه از کتاب خوانده شود تا وارفتگی صفحات رو شود و کاغذها با شیرازهٔ زهواردررفته سر شوخیشان را باز کنند. حالا از مشکل نشر که بگذریم، بیتی دارد این کتاب که جوابش در شعرهای همین کتاب است:
در شگفتم از چه رو...

قفسهنوشت ۲۱: جنایت و مکافات؛ نوشتهٔ فئودور داستایوسکی
از زمانی که به یک معنی کتابباز شدم، تا سالها هیچ وقت به سمت داستانخوانی نرفتم. با توجه به انبوه داستانهای عامهپسند و البته مطول بودن داستانهای ادبی، فکر میکردم چه نیازی است آدم داستان بخواند؟ شعر خواندن حکمت بیشتری به آدم میدهد و زمان کمتری میگیرد. تا این که با «جنایت و مکافات» داستایوسکی آشنا شدم. آنقدری آن کتاب برایم جذاب بود (و چقدر ترج...

قفسهنوشت ۲۰: ترلان؛ نوشتهٔ فریبا وفی
جهان داستان فریبا وفی، جهان زنانی است که حتی اگر ظاهراً دیده شوند، انگاری باز نادیده انگاشته شدهاند. از این جهت داستان «پرندهٔ من» نوشتهٔ وفی بسیار شبیه است به داستان «چراغها را من خاموش میکنم» زویا پیرزاد. تا اینجای کار شاید این دو نویسنده، هماوردهای خوبی در داستاننویسی امروز زن ایرانی باشند ولی کار به همین ختم نمیشود. در داستانهای وفی، با گ...

قفسهنوشت ۱۹: در خواب دویدن؛ نوشتهٔ مریم حاجیلو
ناشری که به سختی روزگار میگذراند، در جایی که به تازگی اجاره کرده، سررسیدی پیدا میکند و آن را میخواند. محتوای سررسید مانند یک خاطره است که در قالب داستان نوشته شده ولی نویسندهاش نام و نشانی از خود بر جای نگذاشته است. بقیهٔ کتاب، ظاهراً همان نوشتههاست به علاوهٔ فصل آخری که مؤخره است و خبر از پیدا شدن نویسنده و پیدا نشدن نویسنده! در این کتاب، که ...

قفسهنوشت ۱۸: نیستانگاری و شعر معاصر؛ نوشتهٔ یوسفعلی میرشکاک
بسیاری از نویسندگان معاصر (مخصوصاً بعد از انقلاب) تحت تأثیر سید احمد فردید بودند. از تأثیر سطحی جلال آل احمد در غربزدگی که بگذریم، به اسم خیلیها برمیخوریم: سید عباس معارف، رضا داوری اردکانی، محمد مددپور، شهید مرتضی آوینی (البته به طور غیرمستقیم) و یوسفعلی میرشکاک. مرحوم فردید تحت تأثیر هایدگر و البته با خوانشی آخرالزمانی دهان به انتقادی بیپرده...

قفسهنوشت ۱۷: وقت تقصیر؛ نوشتهٔ محمدرضا کاتب
نوشتن در مورد رمان «وقت تقصیر» بسیار دشوار است. چون نویسنده علاوه بر قالب عدم قطعیت و سیالیت زمان دست به روایتی شبهفلسفی شبهتاریخی یازیده و یک رمان به شدت سختخوان را تحویل مخاطب داده است:
«شاید قصهام را برای خودم تکهتکه و در لباس آنکه برای کسی دیگر میگویم به نجوا تعریف میکنم. چون هر روز تکهای از آن را میسازم و بعد دیگر یادم نمیماند یا م...

قفسهنوشت ۱۶: دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد؛ نوشتهٔ شهرام رحیمیان
یک رمان کوتاه یا یک داستان بلند که میشود یکنفس خواند. وقتی که تمامش کردم، با خودم گفتم نظرم در مورد این کتاب چیست؟ یاد این بخش از فیلم «شب یلدا»ی «کیومرث پوراحمد» با بازی «محمدرضا فروتن» افتادم: «زن بیحجاب نداریم. زن باحجابم نداریم. مرد بیغیرت نداریم. مرد باغیرتم نداریم. نوار مبتذل نداریم. ماهواره نداریم. صور قبیحه نداریم. هشیش، گرس، تریاک، ذغ...

قفسهنوشت ۱۵: خاطرات اردیبهشت؛ نوشتهٔ جعفر مدرس صادقی
میشود با این پیشفرض که چون کتابی را نویسندهای معروف نوشته و آن نویسنده آنقدری معروف است که برای خود نشاندار است و کتابهایش همه به یک طرح جلدند و از این حرفها، کلی حرف شیک در مورد فلسفهٔ اگزیستانسیال گفت و ربطش داد به «خاطرات اردیبهشت»؛ به سی و یک خاطره از اردیبهشت یک پیرمرد تنها با فنر جاسازشده در قلب. حتی ربطش داد به «مردی به نام اووه» و ش...

قفسهنوشت ۱۴: نیمهٔ غایب؛ نوشتهٔ حسین سناپور
نیمهٔ غایب، نوشتهٔ حسین سناپور، خوشاقبال بوده و علاوه بر بردن جایزهٔ ادبی مهرگان، تجدید چاپهای مختلفی خورده. این کتاب، یک رمان نسلی است؛ به این معنا که سعی دارد دو نسل از جوانان طبقهٔ متوسط ایرانی را به تصویر بکشد. این رمان از چند منظر قابل بررسی است. از منظر روایت و زبان، با یک کار به نسبت شستهرفته با زبانی فراتر از سطح مبتذل و روزنامهای طرف ه...

قفسهنوشت ۱۳: هیس؛ نوشتهٔ محمدرضا کاتب
در سیاههٔ صدتایی رمان فارسیِ رضا امیرخانی، اکثر رمانها خارجی هستند و اندکی ایرانی. بین ایرانیها بیشتر اسمها برای عموم (حتی کتابنخوانها) آشنایند: محمود دولتآبادی، مصطفی مستور و سیمین دانشور. در این میان رمان «پستی» از «محمدرضا کاتب» هم هست و توضیح جلویش که از «هیس بهتر است». من رمان پستی را شاید زود و بد خواندم. زود چون که وقتی خواندمش که حتی...

قفسهنوشت ۱۱: کاندید؛ نوشتهٔ ولتر
کتابی ممنوعه در دورهٔ خودش و به نقلی پرفروشترین کتاب ممنوعه در فرانسهٔ قرن هجدهم. کاندید (به معنای خوشبینی) نوشتهٔ ولتر فیلسوف فرانسوی است. این رمان (یا نوولا) بیشتر به حکایتهای قدیمی میماند بدون آن که نویسنده به اصول امروزی داستاننویسی پایبند باشد. از جهتی با طنز همراه است و مرا به یاد کتاب «مارکو والدو»ی ایتالو کالوینو میاندازد. همهٔ هم و غ...

قفسهنوشت ۱۲: مأمور سیگاری خدا؛ نوشتهٔ محسن حسام مظاهری
مأمور سیگاری خدا، تاکسینوشتهای تقریباً مستند محسن حسام مظاهری است. به این دلیل میگویم تقریباً مستند که گاهی تکیهکلامهای مشترک رانندهها و مسافران در روایتهای مختلف آدم را به شک میاندازد (مثل «قربون دستت اینجا پیاده میشم» حتی از سوی دختر جوانی که حرف کم میزد). با آن که نویسنده ادعا میکند که هدفش داستاننویسی نبوده، آن را در قالب داستانک آو...

قفسهنوشت ۱۰: فرانکنستاین؛ نوشتهٔ مری شلی
مری شلی، نویسندهٔ کتاب، در خانوادهای روشنفکر به دنیا آمد. مادر او جزء اولین زنان فمینیستی بود که در مورد حقوق زنان کتاب نوشت و پدرش هم نویسندهای قابل بود. مادرش موقع تولدش از دنیا رفت و خود او تحت تأثیر رفت و آمدهای گعدههای روشنفکری قرار داشت. علاوه بر آن، او دچار مشکلات فراوان زایمان شده بود و چند فرزند مرده پشت سر هم به دنیا آورد. کتاب فرانکنس...

قفسهنوشت ۹: رستاخیز کلمات؛ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی
این کتاب مجموعهای از درسگفتارها به علاوهٔ چند مقالهٔ ترجمهای از دیگران و چند مقالهٔ پراکنده از خود نویسنده است. در این کتاب، مانند «صور خیال در شعر فارسی»، همچنان نویسنده بر نگاه قالبی بر ادبیات میتازد (۱-۲)، اما به جد معتقد است که نگاه صورتگرایانه راهگشای نقد ادبی است و البته ریشه در گذشتهٔ ادبی ما نیز دارد (۳) و حتی بعضی از حرفهایش در کتاب ...

قفسهنوشت ۸: شجرهنامهٔ یک جن؛ سرودهٔ علیرضا بدیع
علیرضا بدیع، پس از انتشار اولین مجموعهاش «پنجرههای بیپرنده»، خودش را به عنوان یک شاعر جوان ولی جدی در زمینهٔ غزل معرفی کرد. غزلهایی شبهقدیمی با واژههایی مثل پری از جمله وجه غالب کارهای اوست. به نظرم این کتاب، ادامهٔ کارهای قبلی علیرضا بدیع است که البته بدعتهای زبانی جالبی هم دارد.
به دست آور دل آن شوخ ترسا را به لبخندی
به ترفندی سر این شیخ ت...

قفسهنوشت ۷: انتظارات بزرگ؛ نوشتهٔ چارلز دیکنز
۰
این کتاب یک شاهکار است. اگر انگلیسی را خوب میفهمید، اصلش را بخوانید.
۱
وقتی که این کتاب در قرن نوزدهم منتشر شد، تبلیغش این جمله بود: «کتابی از چارلز دیکنز؛ کسی که از او انتظارات بزرگ داریم.» دیکنز یک نویسندهٔ عامهپسند ولی در عین حال کلاسیک و منتقدپسند است. به همین خاطر بعضی او را «استیفن کینگ» زمان خودش مینامند. برخلاف بسیاری از همعصرهای خود ...

قفسهنوشت ۶: جادوهای داستان: چهار جستار داستاننویسی؛ نوشتهٔ حسین سناپور
از موقعی که غربتنشین شدهام، کتابهای ایران را از طریق کتابهایی که دانشگاه میآورد دنبال میکنم. تازگیها با پدیدهای مواجه شدهام که اسمش را فیالبداهه میگذارم کتابسازی. مثلاً نویسندهای خیلی معروف است، آن وقت چهار تا نوشتهٔ بیربطش را سر هم میکنند و به اسم کتاب به خورد ملت میدهند. مثلاً کتاب «تا سر زلف عروسان قلم» نوشتهٔ محمود دولتآبادی که...

قفسهنوشت ۵: جین ایر، نوشتهٔ شارلوت برونته
آنا، امیلی و شارلوت برونته، دختران پاتریک برونته کشیش ایرلندی، جزء رازآمیزترین افراد در تاریخ ادبیات کلاسیک هستند. این سه خواهر، عمر طولانیای نداشتند. آنقدر زیبا نبودند که بتوانند ازدواج کنند (به غیر از شارلوت که بیشتر از بقیهٔ خواهرها عمر کرد و یک سال بعد از ازدواج دیرهنگامش مرد)، و مهمتر از همه، استعداد عجیبی در نویسندگی داشتند. در دورهای که ب...

قفسهنوشت ۴: پدران و پسران، ایوان تورگنیف
ایوان تورگنیف، همعصر داستایوسکی و تولستوی بوده است ولی هیچ گاه به اندازهٔ آنها مورد استقبال جامعهٔ ادبی روس قرار نگرفت. شاید دلیل اصلی این مسأله، جدا شدن از وطن و زندگی و منش غربی او باشد. در میان همهٔ آثار او، کتاب «پدران و پسران» هم در روسیه و هم در اروپا مورد استقبال فراوان قرار گرفت و آنطوری که من جستجو کردم، در بسیاری از فهرستهای پیشنهادی ...

قفسهنوشت ۳: نفوس مرده، نوشتهٔ نیکولای گوگول
خیلیها، نیکولای گوگول را آغازگر سبک رئالیسم در داستاننویسی روسیه میدانند. او به پیشنهاد پوشکین، شاعر همعصر خود، تصمیم میگیرد طرح پیشنهادی پوشکین در مورد خرید نفوس مرده را به رمان بلند تبدیل کند. برای نوشتن جلد اول داستان به خارج از روسیه میرود تا با تمرکز این کتاب را بنویسد. بالغ بر هشت سال نوشتن جلد اول کتاب طول میکشد. او بنا داشته که کتاب ...

قفسهنوشت ۲: بازماندهٔ روز، نوشتهٔ کازو ایشیگورو
گاهی برخی داستانها طوری نوشته میشوند که انگار میخواهند رسالت واقعی ادبیات داستانی را به رخ خواننده بکشند. ادبیات داستانی حقیقت زندگی را از نمایی به انسان میتواند نشان بدهد که کمتر به آن فکر کرده است. مثالهای فراوانی در این مورد میتوان آورد، مثل نمایش پیچیدگیهای روانی انسان در داستانهای داستایوسکی، پیچیدگیهای یک جامعه در داستانهای اورول، ر...

قفسهنوشت ۱: راهآهن زیرزمینی، نوشتهٔ کالسن وایتهد
راهآهن زیرزمینی نوشتهٔ کالسون وایتهد، رمانی است که خیلی خوشاقبال بوده. هم در سال ۲۰۱۶ جایزهٔ پولیتزر را برده و هم در سال ۲۰۱۷ جایزهٔ کتاب ملی امریکا را. معمولاً در آمریکا، در سال اول کتاب را با جلد سخت و کاغذ باکیفیت و البته قیمت گران به بازار عرضه میکنند. بعد از خوابیدن تب کتاب، همان کتاب با جلد کاغذی و کاغذ کاهی (البته باکیفیت) و قیمت ارزان ع...