
این کتاب که در سال ۲۰۰۳ منتشر شده است، جستارهای «سوزان سونتاگ» منتقد و نویسندهٔ شهیر آمریکایی است در مورد نمایش داده شدن رنج انسانها در عکس. از زمانی که عکسهایی از جنگ اسپانیا به دست ویرجینیا وولف رسید و او را به تأمل دقیق واداشت تا ۱۱ سپتامبر که تصاویر دهشتناک آن دست به دست شد، تا فضای تعزیهٔ امام حسین که مردم ایران را هر سال به گریه میاندازد، همه موضوعات مورد بررسی نویسنده در این کتاب کوتاه است. او در این میانه کنایههایش را به ظلمی که به مردم فلسطین روا شده است و حتی نظام سرمایهداری در کتاب جا میدهد.
اگر سونتاگ زنده میماند و اینستاگرام را میدید، احتمالاً کتابی مینوشت با عنوان «نظر به خوشیهای ساختگی دیگران»!
دیدگاهها (۳)
سلام و عرض ادب اندک منتقدان و اندیشمندان آمریکایی واقعا صاحبنظر هستند برعکس نمونه های وطنی که بیشتر دنبال منافع جمع و گروه خودشون هستند، اینها واقعی و موثر هستند تا حدی در نوشتار و آثار ادبی تا رسانه ها و ... هر چند نفوذ و اعمال قدرت حاکمیت و دولت ها سایه افکنده بر همه چی شون از اندیشمندان خب مثلا نوام چامسکی در MIT یا فعالان ضد جنگ و ضد نظام سرمایه داری یا حتی اندیمشندان موثری که برا آرمان فلسطین قلم میزنند و عمل میکنند یا مث گروهی که با خلاقیت ی ارزشمند هر سال امام حسین ع رو تبلیغ میکنند در قاره آمریکا هر چند کامل نیستند و قابل نقد هست آثارشون . تاثیر پلتفرم هایی مث اینستاگرام در تبیین تصویر و عکس کمتر از متون ادبی و نوشتن هست هر چند حدیث هست از چهارده معصوم که " دل با نوشتن آرام میگیرد" به همین شکل که نوشتن تا حدی مث تصاویر و اشتراک عکس و مهمتر عکاسی مث موسیقی آرامش روح هستند مث عبادت و نماز . طبیعی هست که قشر هایی از جامعه نمیتونند با رمان های ادبی ارتباط بگیرند و اصلا کتاب نمیخونند و در ادامه ساعات بیشتری در توییتر و اینستاگرام میگذارند که فضای الان این پلتفرم ها داره حرفه ای میشه به سمت اشتغال و مطالعه و .... هر چند ضعف هایی وجود داره . ولی هیچ چی کتاب نمیشه مث من که چند جلد کتاب رو که به ۱۸۰۰ صفحه میرسه رو یکی دو روزه تموم میکنم مث شما که موثر از پیشگامان هستید و الگو میگیریم . سلامت باشید و سپاسگزارم دکتر عزیز و نازنین
سلام ممنون از وقتی که گذاشتید البته نکتهٔ اصلی این کتاب در مورد ماهیت مسألهٔ تماشای رنج دیگران از قاب عکسی بیجان است که میتونه یکی از عوارضش بیعملی و خنثیشدن روح نسبت به درد دیگران باشه. در مورد موزه مثلاً بحث کرده که این حس تعینی (آبجکتیو) آمریکایی خوداستثناپندار (اکسپشنالیزم) در عکسهایی که به نمایش گذاشته میشه دیده میشه به نظرم مسألهٔ اینستاگرام و امثالهم مسألهای کاملاً متفاوته و اگر استثنائات را در نظر نگیریم، باید در مورد خودشیفتگی (نارسیسیسم) بیشتر اندیشید.
سلام سلامت باشید کاملا موثر و درست فرمودید. [ با بعضی کتاب ها و ژانرها نمیدونم چرا هیچ ارتباط و لینکی رو نمیتونم در خوندن برقرار کنم ] الان به این نتیجه رسیدم که در موضوع کتاب و همه کتابها تا حدی یافتن پدیده ها و بررسی موثرشون در کتاب هایی که انسان میخونه طبیعتا به افزایش دانش و تجربه و آرامش و به نوعی لذت روح هست الان سوال هست که ؟ این خنثی و بی عملی روح رو که ذکر داشتید و در کتاب اشاره شده ، میتونه برا دنیای مدرن امروز و جوامع پیشرفته بشری روانکاوی شه مثلا من از شکل روانشناسی [ با اینکه فیلد تخصصی من نیست و هرچند در اوقات نوجوانی مطالعات فراوان و بررسی های کاربردی داشتم] میتونم این نتیجه رو بگیرم که انگار ریشه این موضوع شبیه PTSD هست Post-traumatic stress disorder یعنی جامعه و مردم و بشریت در این موضوع بی عملی و انفعال انگار دچار PTSD شده . برا موضوع و نکته پایانی که در مورد خودشیفتگی ذکر داشتید کاملا صدق نمیکنه هر چند در بیشتر مواقع درست هست صدق نمیکنه یعنی کی میتونست پیش بینی کنه که مجموعه و شرکتی کوچک در کالیفرنیا توسط شرکت های فناوری بزرگ در سیلیکون ولی خریداری شه و این چنین ضریب تاثیر داشته باشه و مجموعه ای از افراد تاثیر گذار تا ورشکاران و هنرمندان و سلبریتی ها تا اندک اساتید و اندیشمندان و محقق و دانشپژوها رو مثبت یا منفی جذب خودش کنه من ریشه این پررنگ بودن موضوع خودپرستی و خودشیفتگی در جامعه مدرن و حتی در اینستاگرام رو به نوعی در تغییر ذائقه مردم و خودشناسیِ وارونه بشریت و جوامع میبینم یعنی از یاد بردن خودشناسی و خدا و در یک کلمه توحید یا مثلا خدا پرستی هر چند صحبت و ذکر این موضوع موثر هست و حتما در تخصص و جایگاهی نیستم که این معارف رو تبیین کنیم ولی یقین دارم که ریشه و تابعی از رفتار انسان و بشریت هست Monotheism The Principle of Monotheism is the root and basis of our belief . خب تا حدی گسترده و مقدارکی طولانی شد سپاس از پاسخ تخصصی و ارزشمندتون سلامت باشی دکتر عزیز و نازنین
سلام خیلی ممنون از پاسخ مفصل شما. در این زمینه خیلی بحث و مجادله در جریان هست و البته غلبهٔ شماری قاعدتاً با تکنوفیلهاست تا مخالفان. اگر حوصله داشتید تکنوپولی نایل پستمن (نیل پستمن) را بخوانید.
بله . حتما Neil Postman, Professor of Communication Arts & Sciences at New York University و همچنین آنالیز و بررسی دقیق این اثر ی که ذکر فرمودید