
معرفی رمان و داستان بلند
این روزها عجیب مشغولیتهای کاریام بالا رفته است: ما را به سختجانی خود این گمان نبود.
مدتها بود فکر چنین کاری در سرم بود. تا که یادم آمد الان قاعدتاً باید فصل نمایشگاه کتاب باشد. ساخته و پرداخته کردن فهرستی دقیق اصلاً ساده نیست اما به ذهنم رسید کاری که از دستم برمیآید، دیدن فهرست رمانهای خواندهشدهام (۳۴۳ مورد) است و سپس آنهایی که به نظرم ارز...
سیاهمشق ۸۳
در ناگوار دلهره آسان گریستیم
از خویش کم شدیم و فراوان گریستیم
شبهای شعرخوانی ما بیفروغ بود (۱)
همدرد آن کبوتر ایمان گریستیم (۲)
مثل ولشت خسته و دلتنگ رودها
ابری شدیم و رو به بیابان گریستیم
مانند سنگ در ید قدسی غزه و
مانند دود در غم تهران گریستیم
در غفلت عمیق زمان در هجوم شک
با هل اتای سورهٔ انسان گریستیم
ادرک اخاک گفتی و از خاک پا شدیم
همراه م...

قفسهنوشت ۳۶۲: مرور هشت کتاب
مرور چند کتابی که این روزها خواندهام: سه رمان، سه کتاب تاریخی، کتابی ادبی و نهایتاً کتابی دینی.
آه با شین؛ از محمدکاظم مزینانی
استفاده از عناصر سنتی شهر دامغان، ترکیب سه زاویهٔ دید در سه زمان مختلف و پیوند دادن همهٔ اینها باعث شده است که مزینانی به راحتی در پایان رمان دست به شاعرانگی بزند و این شاعرانگی به جان کار بنشیند. از آنجایی که من تا حد...
قفسهنوشت ۳۶۱: چهار کتاب تاریخی از عبدالحسین زرینکوب
روزهای اخیر مأنوس بودم با چند کتاب تاریخی از عبدالحسین زرینکوب: تاریخ مردم ایران قبل از اسلام، تاریخ مردم ایران از پایان ساسانیان تا پایان آلبویه، بامداد اسلام، و در نهایت تاریخ ایران بعد از اسلام.
زرینکوب این کتابها را به هدفهای مختلف نگارش کرده است اما همپوشانی بسیاری در این کتابها یافت میشود. خاصه کتاب تاریخ مردم ایران که بیشتر تلاش کرده...

قفسهنوشت ۳۶۰: آشنایی با تاریخ ایران؛ از عبدالحسین زرینکوب
این کتاب مجموعهٔ سخنرانیهای مرحوم زرینکوب به سال ۱۳۵۵ خورشیدی در وزارت خارجهٔ دولت پهلوی است. کتاب به نوعی خلاصهٔ کتاب مهمتر او، «روزگاران»، است که پیشنهاد میکنم بخوانید. در جاهایی از سخنرانی رنگ ملیگرایی و باستانگرایی در صحبتهای زرینکوب پیداست و جاهایی حرفهای میزند که معلوم نیست آیا مبنای دقیقی دارد یا خیر: مثلاً آنکه آریاها اصالتاً بور ...

قفسهنوشت ۳۵۹: کریسمس در نیاوران؛ از مهدی خانعلیزاده
کتاب دو بخش دارد: بازخوانی اظهارات آمریکاییها در جهت اثبات آنکه دولت کارتر قبل و پس از انقلاب اسلامی، با تمام وجود پشت محمدرضا پهلوی ایستاد. دوم رونوشت اسناد کشفشدهٔ سفارت در مورد نهضت آزادی.
اول از همه: نیمچهشکستهنویسی ترجمهٔ مصاحبهها آزاردهنده است (ای کاش حداقل درست شکستهنویسی میشد) . این متن از نداشتن ویراستار رنج میبرد: ظاهراً ویراستار...

قفسهنوشت ۳۵۸: حیرت دمیدهام؛ از علی معلم دامغانی
یکی از شعرای معاصر به نظرم آقای امیری فیروزکوهی میفرماید:
چندان به کوی دوست نرفتم که روزگار
در خاک و خون کشیده به پهلو برد مرا
اگر با پای خود میرفت، چنین بلایی سر او نمیآمد. حالا این حکایت ماست. ما هم چندان به کوی دوست نرفتیم که دور روزگار با سیلی اسرائیل و بمبارانها و … مار به طرف خود خواهد کشاند. یعنی مسلمانان بر سر دوراهی قرار خواهند گرفت که...

قفسهنوشت ۳۵۷: روی ماه خداوند را ببوس: از مصطفی مستور
اولین بار پاییز ۱۳۸۷ این داستان بلند را خواندم و یادم هست یکی دو سال بعد در تعطیلات نوروز از بیکتابی در شهرستان، دوباره خواندمش. پس با این اوصاف این بار سوم است که میخوانم بیشتر از سر کنجکاوی که این کتاب چه چیزی داشته که در نسل ما دههشصتیهای تازه به جوانی رسیده اینقدر پرطرفدار شده است. کتاب خیلی کوتاه است و شاید بشود در دو یا سه نشست تمامش کرد...

قفسهنوشت ۳۵۶؛ بازگشت فرضیهٔ خداوند؛ از استیفن میر
از عصر روشنگری و دانشمندان مؤمن تا مرگ خداوند
با آغاز عصر روشنگری، علوم تجربی مانند فیزیک، شیمی و زیستشناسی رشد شتابانی به خودش گرفت. شاید یکی از بنیادیترین و تکاندهندهترین نظریات فیزیکی، سه قانون فیزیکی آیزاک نیوتن بود که علاوه بر کشف مقولهٔ جاذبه، ادعا بر ازلی-ابدی بودن طبیعت کرد. در آن موقع کشفیات فیزیکی و شیمیایی بسیار ملهم از کلام مسیحی بو...

قفسهنوشت ۳۵۵: تاریخ ایران؛ از رسول جعفریان
این کتاب را سفر تابستان گذشته (۱۴۰۳) در باغ کتاب دیدم و از قیمتش جا خوردم: به دلار آن موقع میشد ۲۱ دلار. چیزی در حد قیمت کتابهای خارجی. آن روز نخریدم و بعد که کمکم قیمتهای نجومی کتاب در ایران برایم جا افتاد راضی به خریدن شدم. کتابی با جلد سخت از نشر علم، با کاغذ سفید و وزن سنگین برای ۱۱۶۸ صفحه. کتاب قیمت پشت جلد نداشت ولی خب، حداقل دو جایی که ...

قفسهنوشت ۳۵۴: میم عزیز؛ از محمدحسن شهسواری
«میم عزیز» در واقع نوعی فراداستان یا متافیکشن است. نویسندهای که احوالات نویسندگیاش را موقع نوشتن همزمان یک رمان و فیلمنامهای ترسناک همزمان با اتفاقات زندگیاش مینویسد و در اواخر داستان، رنگ واقعیت و خیال با هم مخلوط میشود. این گونهٔ ادبی البته خیلی جدید نیست ولی به نظرم آمد همان نقد یکخطی بیادبانهای که فراستی نسبت به «جرم» مسعود کیمیایی دا...

قفسهنوشت ۳۵۳: نیاز به دانستن قطعی؛ از سیف و وینستون
قطعیت صرفاً یک فکر است نه واقعیت. چیزی در جهان فیزیکی قطعی نیست. تلاش بیشتر برای رسیدن به قطعیت در مورد هر تصمیمی، ما را به دام بیتصمیمی و وسواس فکری میاندازد. اگر تلاش کنیم همیشه به راههای مطمئنتر کمخطر روی بیاوریم، در واقع راه پیشرفت و خلاقیت را بستهایم. تصمیم نگرفتن خودش یک تصمیم است که باعث اضطراب و هیجانات ناخواسته میشود.
اکثراً پیشنهاد...

قفسهنوشت ۳۵۲: بیمارستان؛ از مهدی مظفری ساوجی
بعضی از تصاویر این مجموعه بسیار جالب هستند. از جمله این شعر کوتاه (ص ۶۰)
تاریکی
پنجرههایی را در دست گرفته میدود
قطار میرود
یا این بخش از یکی از شعرها که اتفاقاً شعر پشت جلد هم هست:
یکی از شمعها
به تاریکی نزدیکتر است
یکی از شاخهها
به پاییز
یکی از ما
به مرگ

قفسهنوشت ۳۵۱: دوباره فکر کن؛ از آدام گرنت
حرف کلی کتاب را میشود در چند جمله خلاصه کرد کما آن که در آخر کتاب خلاصهای از حرفهای اصلی آمده است: خلاصه آن که در جهان امروز ما علاوه بر یادگیری نیاز به فراموش کردن برخی آموختهها داریم و هر چند وقت یک بار نیاز داریم آموختههای خود را بازبینی کنیم. بقیهاش به معنای واقعی کتابسازی است. درست شبیه همهٔ کتابهای این حوزه. نمیدانم چرا هر چند وقت یک...

قفسهنوشت ۳۵۰: امبرسونهای باشکوه؛ از بوث تارکینگتون
بوث تارکینگتون جزو معدود نویسندگانی است که توانسته دو بار جایزهٔ پولیتزر را ببرد. قبل از رواج گستردهٔ صنعت سینمایی آثار او بسیار مورد اقبال مخاطب آمریکایی بود ولی با گسترش رسانههای تصویری، رمانهای اون کمکم فراموش شدند. اما فارغ از ضعفهای موردی، این رمان هم از جهت اهمیت تاریخی هم از جهت سرگرمی بسیار جالب توجه است.
قصه در مورد خانوادهٔ امبرسون اس...