
قفسهنوشت ۳۷۶: فلسفه و آیندهنگری؛ از رضا داوری اردکانی
آینده چیست و چرا مهم است؟ نسبت پیشرفت با کمال انسانی چیست یا آیا این دو اصلاً نسبتی دقیق دارند؟ از کجا میتوانیم بفهمیم که اکنون و گذشته را به درستی میشناسیم که بتوانیم به آینده بیندیشیم. آینده امری فلسفی-تاریخی است و نباید آن را با برنامهریزی استراتژیک اشتباه گرفت. همهٔ اینها را داوری اردکانی به سبک خاص خودش با موشکافی مورد استدلال قرار داده اس...
بازگشت همه به سوی اوست
بهار ۱۳۸۶ بود که در اوجگیری وبلاگنویسی در فضای دانشجویی تصمیم گرفتم وبلاگی درست کنم. اولیاش یک وبلاگ بینام و نشان در پارسیبلاگ بود که حتی نشانیاش را نیز به یاد ندارم و احتمال میدهم به خاطر استفاده نشدن حذف شده باشد. بعد از مدتی کوتاهی، دلشرم را در بلاگفا تأسیس کردم. این که چه شد به این اسم تقریباً بیسر و ته رسیدم، خودش قصهای دارد ولی القصه...

معرفی رمان و داستان بلند
این روزها عجیب مشغولیتهای کاریام بالا رفته است: ما را به سختجانی خود این گمان نبود.
مدتها بود فکر چنین کاری در سرم بود. تا که یادم آمد الان قاعدتاً باید فصل نمایشگاه کتاب باشد. ساخته و پرداخته کردن فهرستی دقیق اصلاً ساده نیست اما به ذهنم رسید کاری که از دستم برمیآید، دیدن فهرست رمانهای خواندهشدهام (۳۴۳ مورد) است و سپس آنهایی که به نظرم ارز...

قفسهنوشت ۳۷۵: تس دوربرویل؛ از توماس هاردی
پرخوانندهترین رمان توماس هاردی، رمانی که به خاطر توصیف روابط متناقض افراد در جامعهٔ ویکتوریایی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت تا جایی که هاردی مجبور شد پیش از هر نسخهای، مقدمهای در توجیه آن که چرا به چنین شخصیتهایی رسیده است بنویسد. داستان تس دوبرفیلد دختر دهقان فقیری است که ظاهراً به تازگی متوجه شده است آنها منتسب به خاندان اصیل دوربرویل هستند ...

قفسهنوشت ۳۷۴: جمعها و حاصل جمعها؛ از علی صفایی حائری
روایت است که یَدُ اللهِ مَعَ الجماعة دست خدا با جمعیت است؛ یعنی در جمعیت باروریهایی به وجود میآید که در تنهاییها نیست و این باروری نتیجه آن دست اضافی، یعنی دست حق است. اگر حق ما را جمع کرده باشد، نه ناسیونالیسمها، ملیتها، هممحله بودنها و در یک کلاس بودنها؛ چنین باروریهایی نخواهیم داشت.

قفسهنوشت ۳۷۳: به دور از مردم شوریده؛ از توماس هاردی
مدتها بود دست و دلم به خواندن کلاسیکهای عصر رمانتیک نمیرفت: حوصلهٔ این که چند صفحه توصیف فلان منظره یا رفتار هیستریک فلان شخصیت را بخوانم نداشتم و در واقع با وجود آثار متأخر که در این زمینه به اجمال روی آوردهاند نکتهٔ زیادی در آن نمیدیدم. در خانه آثار زیاد کلاسیکی را عمدتاً دستهدوم خریدهام که صرفاً آنها را به یادگار داشته باشم برای روز مبا...

قفسهنوشت ۳۷۲: آمریکایی آرام؛ از گراهام گرین
توماس فاولر، گزارشکر میانسال انگلیسی است که بنا دارد به شکلی تعینی و بدون سوگیری گزارشهای جنگ فرانسویها در ویتنام را برای خبرگزاری انگلیس بفرستد. او که مدتهاست از همسر کاتولیکش جدا زندگی میکند، با فوئانگ، معشوقهٔ جوانش همزیستی دارد که ناگهان سر و کلهٔ آلدن پایل که خودش را «آمریکایی آرام» معرفی میکند پیدا میشود. شروع داستان براعت استهلال دار...

قفسهنوشت ۳۷۱: در کشاکش دین و دولت؛ از محمدعلی موحد
بسیار بعید است نوشتهای از محمدعلی موحد باشد و مخاطب دستخالی برگردد. چه « ابن بطوطه » باشد، چه «شمس تبریزی»، چه « خواب آشفتهٔ نفت ». موحد چهل سال قبل از انتشار این کتاب، مطالبی پراکنده داشته است در مورد تاریخ دولتسازی اسلامی و تعامل آن با ایرانیان. در این کتاب سعی داشته به خوانش تاریخی وفادار بماند و بعدتر آن را مدون کرده به کتابی شکیل بدل کند که...

قفسهنوشت ۳۷۰: راههایی کوچک برای آرام ماندن و ...؛ از مارک رینک
کتابی جیبی و بسیار کوتاه، با فصلهای دو سه صفحهای و شاید خلاصهترین شکل ممکن بدون قصهگوییهای سرشار در مورد موضوعات مختلف در مورد اختلالات درونی مانند بیشاندیشی، نشخوار فکری، کمالطلبی، حسرت و بازی سرزنش و مسائلی از این دست. شاید برای کسی که با این موضوعات آشنا نباشد، کتاب اندکی غریبه بنماید، ولی برای من که صرفاً میخواستم بدون خواندن کتابهای پ...

قفسهنوشت ۳۶۹: هالوی کسی؛ از ریچارد روسو
این رمان سومین رمان از مجموعهٔ داستانهای بثِ شمالی، شهری خیالی در ایالت نیویورک است. شخصیت اصلی دو رمان اول، سالی، ده سالی است که از دنیا رفته است و حالا این رمان در فضای پس از رکود بزرگ اقتصادی ۲۰۰۸ اتفاق میافتد (این داستان به سال ۲۰۲۳ منتشر شده است). چند شخصیت اصلی این داستان هر کدام با مشکلات خودشان کلنجار میروند: اولیاش خود شهر بثِ شمالی اس...

قفسهنوشت ۳۶۸: استانبول؛ از اورهان پاموک
اورهان پاموک، نویسندهٔ ترک و برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات، در این کتاب ترکیبی از خاطرات شخصی کودکی تا جوانی خود را با بررسی هنری-تاریخی استانبول در هم میآمیزد. او از استعارهٔ اندوه (یا حزن به زبان ترکی که به همین واژه در انگلیسی ترجمه شده است) استفاده میکند: پنداری حزنی نهان در گوشه و کنار این شهر یادگار دورهٔ عثمانی و رودخانهٔ بسفر نهفته است که د...

قفسهنوشت ۳۶۷: ترقی و توسعه؛ از محمدرضا قائمی نیک و سید سعید موسوی
سومین و آخرین جلد از مجموعهٔ «اندیشهٔ اجتماعی غرب جدید» به بررسی مفهوم ترقی و توسعه از آغاز تاریخ تا عصر روشنگری در غرب تا جهان تکقطبی بعد از فروپاشی دیوار برلین میپردازد. حس میکنم برخلاف دو جلد دیگر کتاب، این مجموعه تا حدی دچار شلختگی در روایت و بیش از اندازه تخصصینویسی است. به این جهت که ظاهراً هدف آغازین این مجموعه آشنایی با مفاهیم نوین جهان...

قفسهنوشت ۳۶۶: چپ و راست؛ از محمد ملاعباسی و سجاد صفار هرندی
این دومین جلد از مجموعهٔ «اندیشهٔ اجتماعی غرب جدید» است. در مجموع کتاب خوبی است اما اشکالاتی نسبت به جلد اول دارد. نسبت به جلد اول، آن رسایی و گیرایی اولیه را ندارد. جاهایی حس میکنم دچار پرش زمانی است. در مورد برخی مسائل وضوح کم است: مثلاً چه شد که تفکرات نقد از خود بیگانگیِ مارکس به دولتگرایی افراطی لنین کشیده شد؟ یا در مورد فاشیسم تعریفی صورتب...

قفسهنوشت ۳۶۵: مدرنیته؛ از سجاد صفار هرندی و محمدرضا قائمی نیک
در این کتاب کوتاه مروری بسیار قابل فهم از روند تغییرات بنیادی تفکری تجدد از دوران توماس آکوئیناس تا کارل اشمیت داشته است. این کتاب که اولین مجموعه از سلسلهٔ سهجلدی آشنایی با اندیشهٔ اجتماعی غرب جدید است، هدفش مشخصاً همین کوتاهی و در عین حال جامعیت بوده است. نکتهٔ جالب چینش توالی اندیشههای غربی موجود در کتاب است: از این که مثلاً هابرمارس چگونه بعد...

قفسهنوشت ۳۶۴: شاه اسماعیل صفوی و تغییر مذهب؛ از بهزاد کریمی
کتابی جمع و جور و تقریباً کوتاه که از عقبهٔ خانوادگی شاه اسماعیل شروع میکند، این که پدربزرگانش که بودند، پیشینهٔ صوفیانهشان، مذهب شافعیشان و خشونتهایی که داشتند تا خود اسماعیل که کودکیاش در گیلان بوده و در نهایت اعلام حکومت جدید. این که اسماعیل مغرور از فتوحات بسیار، با سلطان بایزید عثمانی بسیار تند برخورد داشته و از بد روزگار وقتی پسر بایزید،...