← بازگشت به صفحه اصلی

قفسه‌نوشت ۳۶۲: مرور هشت کتاب

۰۸ آذر ۱۴۰۴

مرور چند کتابی که این روزها خوانده‌ام: سه رمان، سه کتاب تاریخی، کتابی ادبی و نهایتاً کتابی دینی.

 

آه با شین؛ از محمدکاظم مزینانی
استفاده از عناصر سنتی شهر دامغان، ترکیب سه زاویهٔ دید در سه زمان مختلف و پیوند دادن همهٔ این‌ها باعث شده است که مزینانی به راحتی در پایان رمان دست به شاعرانگی بزند و این شاعرانگی به جان کار بنشیند. از آن‌جایی که من تا حد خوبی با شهر دامغان آشنا هستم، برخی دیگر از عناصر و ترکیب‌های داستانی را بیشتر از مخاطب عام می‌شناسم و به این خاطر دلچسب‌تر بود. مانند «شاه بی‌شین» مزینانی نشان داده است روایت کردن بلد است و می‌داند چگونه مخاطب را با خود همراه کند. قصهٔ دردناک آرمان‌خواهی نسلی که زندگی برایش جنگ برای آرمانش بود، ولی با نسلی مواجه است که آرمانش زندگی است: می‌میرد که زندگی کند. این که اواخر داستان مردمی که شخصیت ته‌تغاری برایشان قبل از انقلاب شکنجه و زندانی شده و بعد از انقلاب هم سال‌ها زندانی بوده و از بسیاری موقعیت‌های شغلی بی‌نصیب بوده، وجه دراماتیک داستان را بالاتر برده است. این رمان ارزش نقد و بررسی بلندبالایی دارد اما مخلص کلام آن که شاید نقطهٔ ضعفش بیشتر سبک «عزیزم جانم برات بگه»ی پیرهای داستان بود به جای آن که روایت را در دل قصه جاساز کند.

 

تو در قاهره خواهی مرد؛ از حمیدرضا صدر
این رمان از جهتی بسیار جالب است: غیر از درونیات محمدرضا پهلوی، تقریباً هیچ عنصر پرداختهٔ ذهنی نویسنده نیست و مستند تاریخی است: همه چیز بر اساس اسناد گردآوری‌شدهٔ نویسنده است. از جهت استفاده از زاویهٔ دوم شخص بسیار شباهت دارد به «شاه بی شین» که آن هم مخاطب محمدرضا پهلوی است. در هر دو داستان دل مخاطب با زبونی و نحوی از گیرافتادگی تاریخی محمدرضا همراه می‌شود. پرسش اصلی من آن بود که چرا صدر نقطهٔ ثقل روایت را در سال ۱۳۴۴ قرار داده است و بقیه را به شکلی سیال به عقب و جلو می‌برد. 

 

اسفار کاتبان؛ از ابوتراب خسروی
اگر اندکی شبه‌هالهٔ تصدقی که دور نویسندگان طیف گلشیری را نادیده بگیریم و همچنین اسیر زیبانمایی زبانی درهم‌پیچیدهٔ همیشگی خسروی نشویم، واقعاً این داستان بلند حرف ویژه‌ای برای گفتن ندارد. در شخصیت‌پردازی و زمینه‌سازی قصه بدجوری لنگ می‌زند. به نظرم اگر تب و تاب این روشنفکربازی‌ها را نادیده بگیریم، این داستان واقعاً چیز دندان‌گیری نیست.

 

 

«رضانام تا رضاخان» و «رضاخان تا رضاشاه: چنگ به وزارت جنگ»؛ از هدایت‌الله بهبودی
این مجموعه که ظاهراً جلد سومش هم منتشر شده است، با جزئیات و با ارجاع به روزنامه‌ها و اسناد آن زمان به زندگی رضا پهلوی پرداخته است. مجموعهٔ بسیار خوبی است برای آشنایی با وجوه ناشناختهٔ رضا پهلوی. این که چطوری توانسته از رضا آلاشتی و سرباز ۱۴ ساله این قدر سریع پله‌های ترقی را بالا برود، این که حتی یک روز قبل از کودتای ۱۲۹۹ سید ضیا طباطبایی را نمی‌شناخته، این که به صلاح‌دید کلیت دولت مشروطه نزدیک به ۹۰٪ بودجهٔ کشور صرف قشون می‌شده است و رضاخان با وجه قدرت‌نمایی‌اش توانست تا حدی کشور را امن کند و این پشتیبانی طیف‌های مختلف از جمله مصدق و مدرس را داشت و در عین حال استبداد رأیش طوری بوده که هیچ روزنامه‌نگاری جرأت انتقاد از او نداشته است، و بسیاری از وقایع دیگر همه جالب و خواندنی است. مجاب شدم جلدهای بعدی را تهیه و مطالعه کنم.

 

ترجمهٔ الغارات؛ از ابواسحاق ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال ثقفی کوفی
همین که اسم نویسندهٔ‌ اصلی کتاب که هیچ، اسم مترجم روی جلد نیست ولی درج شده که علیرضا پناهیان مقدمهٔ کتاب را نوشته است، بسیاری حرف برای گفتن هست. کتاب ظاهراً‌ در قرن سوم نوشته شده و بیشتر تأکید دارد برای غارت‌هایی که در دولت معاویه بر ضد علی بن ابی‌طالب انجام می‌داده است. کتاب خوبی است برای خواندن.

 

دویست و یک غزل صائب؛ از امیربانوی کریمی
سبک هندی هم پیچیده است و هم از واژه‌های نامأنوس کوچه‌بازی استفاده می‌کند. به همین خاطر فراوانی واژه‌هایی مثل حباب، شمع، دود، شعله و ابرو در آن بسیار است. در این میانه صائب جزو استثنائاتی است که می‌شود گزیدهٔ اشعارش را با لذت و عمق خواند.
«پیاله‌ای که مرا می‌رهاند از مستی/اگر به هر دو جهان می‌دهند ارزان است»

 

 

انسان؛ از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی؛ از اصغر طاهرزاده
مانند دیگر کتاب‌های نویسنده ترکیبی است مطالب عرفان نظری و الهیات انسان کامل. کتاب‌های طاهرزاده خواندنی است.


 

دیدگاه‌ها (۰)

پیام خصوصی: برای ارسال پیام خصوصی، لطفاً مستقیماً به ایمیل من (rasoolims در جیمیل) پیام دهید.
برچسب‌ها:تاریخ معاصرنقد داستانکتاب تاریخیقفسه‌نوشتکتاب دینیکتاب-شعررمان فارسی