
حرف کلی کتاب این است: هر وقت در حالت سخت روحی درگیر شدید (مثل عصبانیت، وادادگی، افسردگی و حالاتی شبیه به این) با چهار مرحله آن را برطرف کنید که مخففش میشود RAIN (باران). مرحلهٔ اول شناخت مشکل، مرحلهٔ دوم این که به احساساتتان اجازهٔ بروز بدهید، مرحلهٔ سوم آن که بررسی کنید چرا درگیر این احساس شدهاید، و مرحلهٔ آخر پروراندن جوانب آن احساس و رهایی از احساس بد. کتاب ملهم از تفکرات و تعالیم بودایی است که سالهاست در فضای جامعهٔ آمریکایی طرفدار دارد.
اما این کتاب الکن است. حرفی برای گفتن ندارد. حتی آن چهار مرحله را نیز نمیتواند توضیح بدهد. پرحرف است و پرادعا (البته اینها نظرات شخصی من است و ممکن است این کتاب مناسب سلیقهٔ دیگران باشد). به یکچهارم نرسانده رهایش کردم.
پینوشت: دورهٔ طولانیای به کتاب مانند لقمهٔ نان نگه میکردم که اگر اضافه بیاید مصداق اسراف است. پس هر جور شده تا تهش میخواندم فارغ از آن که چیزی از آن بفهمم یا اصلاً به دردی بخورد. اما از آن غافل بودم که انسان نسبت به وقت خود تعهد بالاتری دارد.
دیدگاهها (۱)
سلام من خیلی درگیر بودم با این مسئله ذکر شده در پینوشت و تا حدی درک میکنم چقدر مهمه به نظرم کمی آگاهانهتر و با شناخت و وسواس بیشتری هزینه کردن برای کتاب این شک رو کمتر میکنه این البته در مورد من صادقه که عذاب وجدان هزینه یا انرژی صرف شده برای کتاب بیشترین عامل ایجاد شکه واسم
سلام بله درست میفرمایید. البته در این مورد حداقل این کتاب صادق نبود. چون از سایت آمازون خریده بودم فرصت پس دادن فراهم بود. ایران که بودم و المفلس فی امان الله، بیشتر کتابها را از کتابخانه تهیه میکردم. عملاً فقط برای کتابهای مذهبی و شعر پول میدادم و در بقیهٔ حوزهها که مطمئن بودم فقط یک بار کتاب را خواهم خواند (مثل رمان) از کتابخانه قرض میکردم. اینجا قصه فرق میکند و بیشتر کتابهای رمان را دستدوم و به ثمن بخس تهیه میکنم.