← بازگشت به صفحه اصلی

قفسه‌نوشت ۳۴۷: سال بلوا؛ از عباس معروفی

۲۸ آبان ۱۴۰۳

این رمان می‌توانست بسیار بهتر از این باشد اگر روی زبان روایت خصوصاً این که همه یک جور حرف نزنند بیشتر کار می‌شد. همین‌طور این که استعاره و نمادپردازی مشخصاً معلوم است که با گذشت زمان نخ تسبیح‌شان را گم کرده‌اند و پنداری تاریخ مصرف‌شان گذشته است. با همهٔ این وجود، این رمان یک سر و گردن از بسیاری رمان‌های تازه‌منتشرشده بالاتر است.

 

پ.ن. اخیراً سپیده‌دم ایرانی از امیرحسن چهل‌تن و احتمالاً گم شده‌ام از سارا سالار را خوانده‌ام. اولی خوب و دومی قابل قبول ولی نه خیلی درخشان بود.

 

دیدگاه‌ها (۰)

پیام خصوصی: برای ارسال پیام خصوصی، لطفاً مستقیماً به ایمیل من (rasoolims در جیمیل) پیام دهید.
برچسب‌ها:نقد داستانقفسه‌نوشتداستان ایرانیرمان فارسی