... و هیچ کس هزار و یک شب نگاه بیقرار را
در این توهم سکوت موزیانۀ زمان
نرفت تا که بشنود
حساب کار آسمان به دستهای بیطراوت من و تو خیره مانده است
چه قدر میشود مگر همیشه قصه را دوباره خواند؟
چه قدر ما -من و تو- سادهایم
چه قدر در سواری مسیر بادها پیادهایم
به گوش باش آسمان
که چشمهای من از این همه نیاز بیصداقت زمانه آب هم نمیخورد
بگو به او که هیچ کس
به قدر لحظهای دلش در این تب زمانه تاب هم نمیخورد
24 خرداد 1390
دیدگاهها (۱۷)
متن زیبایی بود. با یه مطلب طنز منتظرم دعوتین پستم منتظر نقد و نگاه مهربون شماست، تشریف بیارین راستی اگه با تبادل لینک موافقین منو با اسم: "لیلایی ترین دستخط مجنون(یوسفی)" لینک کنین بعد بیاین بگین با چه اسمی لینکتون کنم www.70yusefi70.blogfa.com
سلام وبلاگ قشنگی داری میخوای بلینکیم همدیگه رو!
سلام.وب خیلی جالبی داری.میخوام لینکت کنم.اگه دوس داری منو بااسم قلم سحر آمیز لینک کن وبهم بگو باچه اسمی لینکت کنم راستی اینم کد بنر وبمه که میتونی اونو توی وبلاگم ببینی.اگه میخوای هرجایی که دوس داری کپیش کن.موفق باشی Flash banner maker online
وزنش دوست داشتنیه و مفهومش از سواد ما فراتر موفق باشی
داستان خیلیهاست زیبا هم بود
شعر چرتی بود. دیگه شعر نو نگو، چون برازنده تو نیست. پسرفت نکن! لطفاً!
اینطور که من یادم میاد اینجا شعر نو زیاد خوندم . هر چند منم شعر نو خیلی دوست ندارم ولی اینی که گفتید خیلی دلنشین بود . قضیه این پس رفت رو نمیفهمم این وسط!!
شعر قشنگی بود. اتفاقا به نظر من نسبت به شعرهای قبلیت بیشتر متناسب با این زمانه بود. بعضی وقت ها فکر می کنیم رک گویی و نقد کردن فقط با تخریب ممکن است. نه والا این طور ها هم نیست. شاید خیلی چیزها با سلیقه ما جور در نیاید اما محسناتش را هم باید دید. خوشحالم که هنوز زنده ای :-)
بسمه زیبا بود. خدا قوت حق
بسمه من در این دایره ی عشقِ تو سرگردانم و در این نقطه ی تبدار تو را می خوانم... حق
بسمه اینها دائم الحمرند... آنها دائم الخمر حق
بسمه خاطرم نیست... تو را خوب زیارت کردم؟ حق
با سلام به وبلاگ حامیان دولت ولایی سر بزنید. با مطلبی در مورد تناقضات فکری و عملی علی زاکانی رئیس کمیته 7+8 بروزم. این کمیته پاتوق خواص بی بصیرت- ساکتین فتنه- حامیان دانشگاه آزاد و اصولگرایان! حامی موسوی است. با دقت بخوانید و نظر دهید
سلام. و کُنّا إذا اشتَقنا الی نبیِّک نظَرنا الَیه هر وقت دل تنگ پیامبر می شد علی را نگاه می کرد. با غزلی برای حضرت علی اکبر بروزم و منتظر.
بسمه میانِ بام و هوایم میانِ روضه ی هجران... میانِ ضجه ی خواهر میانِ شعله ی باران...
بسمه بریزید اشک ها، پایان نگیرید...
باز باران با محرم …. از باران با ترانه/ میخورد بر بام خانه یادم آید کربلا را / دشت پرشور وبلا را گردش یک ظهر غمگین/ گرم وخونین لرزش طفلان نالان/ زیر تیغ ونیزه ها را با صدای کودکانه/ وندر این صحرای سوزان میدود طفلی سه ساله/ پر ز ناله دلشکسته/ پای خسته بازباران/ قطره قطره میچکد از چوب محمل خاک چادرهای زینب چون به آرامی شود گِل فرمایش امام حسین علیه السلام: الناس عَبیدُ الدُّنیا و الدّینُ لَعِقٌ علی اَلسِنَتِهِم یَحوطونَهُ مادَرَّت مَعایِشِهِم فَاذا محِصّوا بِالبَلاء قَلَّ الدَّیانون « مردم بندگان دنیایند، و دین بازیچه ای بر سر زبان های آنهاست - برای زندگی و معیشت شان- و چون به سختی ها امتحان شوند، چه اندکند دینداران! » بحارالانوار ج75 ص