← بازگشت به صفحه اصلی

سیاه‌مشق ۶

۱۱ خرداد ۱۳۸۸

چشم تو مرا برد به آن سوی سرودن

تا لحظۀ زیبای دل از خویش زدودن

آهنگ صدایت شده آرامش این دل

موسیقی لبخند تو شد معنی بودن

 

شاید نشود اسم تو را باز بخوانم

از عشق تو، از لذّت آغاز بخوانم

شاید نشود نامه‌ای از دل بنویسم

از درد دلم، از غمِ این راز بخوانم

 

شعرم همه مدیونِ نگاهی‌ست که داری

سرگشتۀ آن حضرت آهی‌ست که داری

دلگیر مشو از نفس سادۀ حرفم

زیبایی تو اصلِ گناهی‌ست که داری

 

لبخند تو شعری‌ست که می‌شد بسرایم

برق نگهت آیۀ دل بود برایم

با آن که غم عشق تو دردی شده بر جان

تا درد تو باشی، همه دردی‌ست سزایم

 

هر واژه به یاد نگهت در هیجان است

چون آتشی از کوه غَمَم در فوران است

من پای همهْ قول دلم مانده‌ام این بار

در هر نفس از سجده‌ام این قول عیان است

 

نگذار که تنها شوم و شعر بخوانم

آوار شود این غم و در گریه بمانم

نگذار که شعر دلم از یأس بمیرد

امّید بده بر دل دلمرده و جانم

 

دوشنبه 11 خرداد 1388

 

****

پی‌نوشت:

انجمن ادبی «سیاه‌مشق» پس از تعطیلات عید با نام تازۀ «رَصَد صبح» به کار خود ادامه می‌دهد؛ همین.

دیدگاه‌ها (۳)

هبوط۱۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۴۸

با توجه به این که شعرهای منظوم و اهنگین رو بیشتر دوست دارم واقعا لذت بردم از خوندن شعرتون اینم انتخابم برای شاه بیت: با آن که غم عشق تو دردی شده بر جان تا درد تو باشی، همه دردی‌ست سزایم موفق باشید. یا حق

علی ه.۱۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۵

این دفعه انصافا ترکوندی! ... تعطیلات عید منظورت عید فرجه است یا تابستون؟

کاتب۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۰۲

داستان مسکن هر سال شکاف بین عرضه (تعداد خانه­های ساخته شده) و تقاضا (متقاضیان مسکن) بیشتر می­شد و این یعنی عملا سیاست و نگاه دولتها در این زمینه، ناکارآمد بود. به نقل از وزیر سابق مسکن، افتخار دولت وقت این بود که وام خرید مسکن از 5/3 میلیون به 18 میلیون تومان رسیده بود و قرار بود حتی تا 25 میلیون تومان هم برسد.

پیام خصوصی: برای ارسال پیام خصوصی، لطفاً مستقیماً به ایمیل من (rasoolims در جیمیل) پیام دهید.
برچسب‌ها:سیاه‌مشق