← بازگشت به صفحه اصلی

مثل موسیقی ترِ باران

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰


مثل موسیقی ترِ باران، در تب جنگلی پر از پاییز

می‌شود از صدای سرشارت، لحظه لحظه قلب من لبریز

 

می‌شود کوچه کوچه بشمارم، ردّ پای بی تو بودن را

کوچه‌های تنگ دل‌تنگی، اشک‌های خسته و بی‌چیز

 

من همینم: آسمانی که ابر و باران غم شده سهمش

بی طلوع گرم چشمانت، آسمانم ولی ملال‌انگیز

 

مصلحت نبوده تا اکنون من و تو ما شویم و برخیزیم

وای از این فرصتی که می‌سوزد، لحظه‌های مصلحت‌آمیز

 

ولی اکنون به خویش می‌گویم، باید از غصه‌های کهنه گریخت

خوبِ من، همسفر شو با قلبم، مهربان‌ترین من برخیز

 

چهارشنبه 17 فروردین 1390

دیدگاه‌ها (۰)

پیام خصوصی: برای ارسال پیام خصوصی، لطفاً مستقیماً به ایمیل من (rasoolims در جیمیل) پیام دهید.