چشمان تو و این همه دریا تناقض است
مهتاب در نگاه تو حتی تناقض است
لیلا نبودهای که جنون را بپروری
مجنون شدن ـ نبودن لیلا؛ تناقض است
از پای تا به سر همگی محو دیدنم
عشقی چنین غریب، سراپا تناقض است
لبخند آتشین تو هم، قاتل من است
قتلی چنین قرین معمّا تناقض است
طوفان چشمهای تو آرامش دل است
آرامشی میانۀ بلوا تناقض است
طوفان کن و میان دلم آسمان بکار
از من مپرس: "خواهشت آیا تناقض است؟!"
دریا تویی، ترانه تویی، مهربانترین
بی تو ولی تمامی دنیا تناقض است
***********
پینوشت:
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟ بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است به بیعادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟
به هنگام نیت برای نماز به آلالهها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت دمی بشنو از نی حکایت کنیم
چه اشکال دارد در آیینهها جمال خدا را زیارت کنیم
مگر موج دریا ز دریا جداست چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟
پراکندگی حاصل کثرت است بیایید تمرین وحدت کنیم
«وجود» تو چون عین «ماهیت» است چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟
اگر عشق خود علت اصلی است چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟
بیا جیب احساس و اندیشه را پر از نقل مهر و محبت کنیم
پر از گلشن راز از عقل سرخ پر از کیمیای سعادت کنیم
بیایید تا عین عین القضات میان دل و دین قضاوت کنیم
اگر سنت اوست نوآوری نگاهی هم به از نو به سنت کنیم
مگو کهنه شد رسم عهد الست بیایید تجدید بیعت کنیم
ب رادر چه شد رسم اخوانیه؟ بیا یاد عهد اخوت کنیم
بگو قافیه سست یا نادرست همین بس که ما ساده صحبت کنیم
خدایا دلی آفتابی بده که از باغ گل ها حمایت کنیم
رعایت کن آن عاشقی را که گفت «بیا عاشقی را رعایت کنیم»
اخوانیه از قيصر امينپور برای سید حسن حسینی
دیدگاهها (۰)