← بازگشت به صفحه اصلی

سیاه‌مشق ۲

۰۴ دی ۱۳۸۷

برقص شعر جنون را به لهجۀ بدنت

به گوش باد بپیچان طنین عطر تنت

شب دو چشم سیاهت، شب ترانه و شعر

به شور آمده شعرم ز شیوۀ سخنت

جنون؛

گناه من این است:

جانی‌ام، لیلا!

که جان گرفته‌ام از تو، ـ‌ز ‌سرخی دهنت‌ـ

بکارت دل شوریده تا زمانی بود

که دست دل نتپید از تکان پیرهنت

بچرخ! روسریت را به بادها بسپار

جنون ببار به هنگامۀ خدا شدنت

جنون ببار دوباره، برقص شعر جنون را

به باغ خاطره پر کن شمیم نسترنت

سه‌شنبه 3 دی 1387

***

نگذار به درد خود بمیرد این شعر

یک بوسه ز نام تو بگیرد این شعر

با یک بغل از نگاه درمانش کن

داروی جدید می‌پذیرد این شعر

مرداد 1387

دیدگاه‌ها (۰)

پیام خصوصی: برای ارسال پیام خصوصی، لطفاً مستقیماً به ایمیل من (rasoolims در جیمیل) پیام دهید.
برچسب‌ها:سیاه‌مشق