← بازگشت به صفحه اصلی

هميشه حسين...

۲۳ خرداد ۱۳۸۶

لطفا


دماغ هايتان را نگيريد


شعرم عجيب بوي حسين مي دهد


فقط


بوي يزيدي مرا نشنيده بگيريد


***


صحرا


نگاه مي شود


و بچه ها


آه...


آه...


آه...


چقدر اين موسيقي تشنه است!


برايم مشتي قافيه


-مشتي چرت-


نياوريد


شعرم آب مي خواهد


و کمي عجيب بوي حسين مي دهد


***


وقتي که دشت


سر مي خورد روي نگاه معصوم دشت


و باد


خون‌باد مي کند


خون باده مي شود


مست


مست


مست


مثل شعري که عجيب بوي حسين مي دهد


***


تمام حجمم را خالي مي شوم


مثل خاکي که تويي


که منم


***


کربلا


عطش مي شود


و شب


خار


خار


خار...


و روز


يار


يار


يار...


اي کاش هميشه شعر...


هميشه حسين...


 


تابستان ۱۳۸۵

دیدگاه‌ها (۰)

پیام خصوصی: برای ارسال پیام خصوصی، لطفاً مستقیماً به ایمیل من (rasoolims در جیمیل) پیام دهید.