← بازگشت به صفحه اصلی

دلم تنگ است، آری تنگ

۲۱ مهر ۱۳۹۱

نه مثل روزهای رفته از یاد و...

نه مثل آسمانی که مرا باور نمی‌آمد که تنها در همان‌جا حسرت پرواز باید داشت

نه... اینجا غربتی سرشار دارد مرغ دریایی

اگرچه آسمانش آبی و دریاش هم دریاست

اگرچه کوچه‌هایش گاه تنگ و گاه هم لبریز تنهایی‌ست

ولیکن آسمانش لهجه‌ای ناآشنا دارد

و دریا موج‌های مست خود را رایگان از کف نخواهد داد

                           -نه مثل ساحلی که یادهایم را همان‌جا بی‌گمان با موج‌هایش هم‍نوا خواندم-

و حتی کوچه‌هایش رنگ لبخند قدم‌های تو را چون خنده‌های برده‌ای در غربت تعطیلی تاریخ می‌بیند


در این شهر پر از افسون و افسانه،

بدان باران به فکر لحظه‌های سرد و خیس عابران عور و تنها نیست

برای بارشش از چترهای مانده در انبارها حتی نمی‌پرسد


و اینجا آسمان آبی، زمین پاک است و دریا همچنان دریا

ولیکن مرغ دریایی پر است از حسرتی سرشار


دلم تنگ است آری تنگ

شبیه کوچه‌های خاکی آن لحظه‌ها، آن خاطرات دور...


جمعه ۱۲ اکتبر ۲۰۱۲

منهتن، نیویورک


دیدگاه‌ها (۷)

㋡ عاشقانه ها ㋡۲۲ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۰۳:۱۵

در صبر به پای عشق تو ایوبم با این که گسل گسل پر از آشوبم من منتظرم که بشکنی قلبم را چون سنگ تو را به سینه ام می کوبم + من هم دلم تنگ است

دچار۲۲ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۰۷:۵۲

زمین وامانده نفرین انسان هاست هر جایش. دعا کن آسمانش آبی و روشن بود ای دوست. گمانم هر کجا باشی،دلت گر باز باشد همچو قلب مرغ دریایی برایت آسمانش جاده ای تا انتها دارد. دلم گر باز باشد... ولی اینک دلم تنگ است

اسماعیل۲۲ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۰۸

فریب می دهدد آسمان و نیرنگ است که هر کجا بروی آسمان همین رنگ است . . صادق جان همیشه این رو به خاطر بسپار.

باقرنت۲۵ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۵۷

با عرض سلام و خسته نباشید به شما وبلاگ نویس گرامی.از شما دعوت می شود تا از وبسایت "باقرنت" به آدرس:www.Baghernet.irبازدید بفرمایید و از مطالب آن حداکثر استفاده و بهره را ببرید.مطالب این وبسایت در دسته بندی های :داستانکعبارات تاکیدیموفقیتشکرنامهو ...ارائه می گردد.روزتون بخیر.

علیرضا اسمعیل پور۲۷ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۰۲

پیر خرد پیشه ی نورانیم برد ز دل گرد پریشانیم گفت به من در زندگی آزاد باش هان گذران است جهان،شاد باش میگذره آقای دکتر سخت نگیر سلام ممنونم شاد باش ای عشق خوش‌سودای ما ای طبیب جمله علت‌های ما قصه‌ها کز عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد حدس می‌زنم مصرع سومش این باشه: گفت که در زندگی آزاد باش (وزنش درست میشه)

علیرضا اسمعیل پور۵ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۰۱

حق با شماست حافظه درست یاری نکرد

مرغ دریایی۱۶ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۴۵

شما لطف کن از دل خودت حرف بزن.

پیام خصوصی: برای ارسال پیام خصوصی، لطفاً مستقیماً به ایمیل من (rasoolims در جیمیل) پیام دهید.