← بازگشت به صفحه اصلی

سیاه‌مشق ۳۹

۲۲ شهریور ۱۳۹۵

در جاری زمانه اگر نام روشنت

در پشت ابرهای تجاهل ز یاد رفت


در خشک‌سال بی‌رمق غفلت زمان

گل‌های بی‌نشان جهانم به باد رفت


نام تو در عمیق زمان جلوه‌گر شده

کو چشم روشنی که تو را جستجو کند


یا در سرود اشک ز باران صبحگاه

یاد تو را به گوش زمان بازگو کند



گوش دلم که کر شده از های و هوی‌ها

چشم مرا بدوز به انوار ماهتاب


ای تو امید روز و شبم، آفتاب جان

بر تیرگی غربت دل لحظه‌ای بتاب



گم‌گشته‌ام میان هیاهوی روزها

در لحظه‌ها چه حیف که بیهوده زیستم


خود را ز من دریغ مکن آفتاب جان

بی‌روشنای هستی تو هیچ نیستم



هیچم، که هیچ و پوچ جهان را گرفته‌ام

پوچم که خالی است دل از ژرف چشم‌هات


کاری برای این من وامانده کن که دل

چشم‌انتظار جاذبهٔ حرف چشم‌هات



ای کاش در حضور تو آرامشی شود

دریای بی‌قرار دل سوگوار ما


سر دادهٔ حکومت چشمان مست تو

لا یُمکنُ ز مستی چشمت فرار ما



باران تویی، بهار تویی، آسمان تویی

مأوای کوچ هر چه پرستوی عاشقی


ما را بدان پرندهٔ بی‌بال این سفر

در آسمان ناب فراسوی عاشقی


نیویورک -- تابستان ۲۰۱۶


دیدگاه‌ها (۱)

ناشناس۲۴ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۵۶

این شعرتون تو سبکی هست که دوست دارم. بسیار خوب بود. البته شاید جاش نباشه ولی مصرع زیر با یه (ای) روانتر نمیشه؟ البته ببخشیدا، قصد جسارت ندارم. فقط میخوام چیزی یاد گرفته باشم. ممنون خود را ز من دریغ مکن (ای) آفتاب جان بی‌روشنای هستی تو هیچ نیستم

محمدصادق رسولی۲۵ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۴:۳۱

سلام خیلی ممنون از لطف شما. اگر وزن دو مصرع را تقطیع هجایی کنید (با کمی اغماض و اختیار شاعرانه) به تقطیع زیر می‌رسید (- علامت بلند و U علامت کوتاه، برای هجای کشیده از -U استفاده می‌کنیم): --U-U-UU--U-U- --U-U-UU--U-U- که اگر هجای «ای» اضافه بشه، یک هجا بیرون می‌زنه که باعث بدوزنی شعر و سکته می‌شه.

پیام خصوصی: برای ارسال پیام خصوصی، لطفاً مستقیماً به ایمیل من (rasoolims در جیمیل) پیام دهید.
برچسب‌ها:سیاه‌مشقشعر