← بازگشت به صفحه اصلی

قفسه‌نوشت ۳۷۱: در کشاکش دین و دولت؛ از محمدعلی موحد

۲۹ شهریور ۱۴۰۵

بسیار بعید است نوشته‌ای از محمدعلی موحد باشد و مخاطب دست‌خالی برگردد. چه «ابن بطوطه» باشد، چه «شمس تبریزی»، چه «خواب آشفتهٔ نفت». موحد چهل سال قبل از انتشار این کتاب، مطالبی پراکنده داشته است در مورد تاریخ دولت‌سازی اسلامی و تعامل آن با ایرانیان. در این کتاب سعی داشته به خوانش تاریخی وفادار بماند و بعدتر آن را مدون کرده به کتابی شکیل بدل کند که وقت هم‌یار او نبوده و ناچار در پیری (که عمر او از صد گذشته و بیش‌تر باد) آن را همین‌گونه که هست منتشر کرده است. اطلاعات تاریخی دقیقی که قبلاً از آن اطلاع نداشتم. مثلاً قبلاً در کتاب «مسئولیت شیعه بودن» شریعتی در مورد مصلحت‌اندیشی خلیفهٔ اول و دوم نسبت به خالد بن ولید و آن کار شنیعش شنیده بودم ولی جزئیاتی که موحد آورده است آن را تلخ‌تر می‌کند. یا آن که اول بار بحث قرآن بر سر نیزه کردن از صفین نبوده، بلکه در جمل اتفاق افتاده که علی بن ابی‌طالب خواسته به لشکر طلحه و زبیر یادآور شود که هر دو مسلمان‌اند و گره مسأله را اینگونه کور نکنند. 

نکتهٔ‌ دیگر در مورد ادامهٔ قصهٔ لشکر وهرز دیلمی به یمن برای سرکوب لشکر فرزندان ابرههٔ حبشی است که بعد از دومین جنگ، در یمن می‌مانند و معروف می‌شوند به ابناءالاحرار (فرزند آزادگان). بعد قصهٔ این که متمردین یمنی به فرماندهی اشعث بن کندی به خاطر تعصب عربی بر ضد اینها می‌شوند ولی این ایرانیان زرتشتی، خودخواسته با پیامبر بیعت می‌کنند. وقتی اشعث می‌بیند هوا پس است، با خلیفه بیعت می‌کند و جالب‌تر آن که بعدتر والی آذربایجان می‌شود. و اصلاً دشوار نیست که بفهمیم چگونه در جاهایی آن هجم از خون‌ریزی و خشونت نسبت به ایرانیان روا داشته شده است. و البته این اشعث همانی است که قصه‌هایی در مورد تشویق ابن ملجم از سوی او و قطام نسبت به قتل خلیفه علی ابن ابی‌طالب وجود دارد. این‌ها بماند، اخیراً مطلبی در مورد قرآن‌های خطی تازه کشف شده در صنعای یمن خواندم و برایم سؤال شد که مسلمان شفاهی آن دوران را چه به کتابت در این حجم. که در این کتاب آمده است که یکی از ایرانیان از ابناءالاحرار بود که نخست کتابت قرآن را آغازید چرا که ایرانیان از نظر تاریخی اهل نوشتن و دیوان‌سالاری بودند. حال بماند که ظاهراً کشفیاتی شده است در مورد نسب ژنتیکی قبلیهٔ حوثی یمن که اکثریت انصارالله امروزی را تشکیل می‌دهد به طبرستانی‌ها. خواستید در مورد ناصر الحق که در آمل آرامیده، جنبش شیعی که از چالوس و مرزن‌آباد و کلاردشت امروزی شکل گرفته و قبرستان طبری‌ها در یمن جستجویی کنید.


دیگر نکتهٔ جالب آن بود که در پدیدهٔ خارجی‌گری بر خلاف پندار ما لزوماً همه عرب نبودند. ظاهراً بعد از قصهٔ نهروان این خارجی‌گری آن‌قدری فراگیر شده بود که ایرانیان بسیاری را جذب خود کرده بود و تا سال‌ها حتی دوران طاهریان و صفاریان در سیستان امروزی خوارج بوده‌اند. در یکی از اولین لشکرهای خوارج صرفاً پنج شش نفر عرب بودند و مابقی ایرانی. 


در مجموع کتاب بسیار جالبی است برای اطلاع از جزئیات ناگفتهٔ تاریخ.


دیدگاه‌ها (۰)

پیام خصوصی: برای ارسال پیام خصوصی، لطفاً مستقیماً به ایمیل من (rasoolims در جیمیل) پیام دهید.
برچسب‌ها:قفسه‌نوشتتاریخکتاب تاریختاریخ اسلامتاریخ ایران