
توماس فاولر، گزارشکر میانسال انگلیسی است که بنا دارد به شکلی تعینی و بدون سوگیری گزارشهای جنگ فرانسویها در ویتنام را برای خبرگزاری انگلیس بفرستد. او که مدتهاست از همسر کاتولیکش جدا زندگی میکند، با فوئانگ، معشوقهٔ جوانش همزیستی دارد که ناگهان سر و کلهٔ آلدن پایل که خودش را «آمریکایی آرام» معرفی میکند پیدا میشود. شروع داستان براعت استهلال دارد: پایل کشته شده است و بازپرس به سراغ فاولر میرود که قاتل را بیابد. اما اینجاست که کمکم به کینهٔ شخصی فاولر پی میبریم: پایل به قول خودش در یک نگاه عاشق فوئانگ شده است و خواهر فوئانگ که تایپیست لشکر آمریکاییها در ویتنام است او را تشویق میکند که پناه به خارجیای که اقبال بهتری دارد برود: اول که اصلاً معلوم نیست فاولر بتواند از همسرش طلاق بگیرد، دوم آن که او میانسال است و پایل جوان، مهمتر آن که پایل آمریکایی است و آمریکا آیندهٔ بهتری از انگلیس دارد. در نیمهٔ اول رمان به گمانمان با یک داستان عشقی مواجهیم و شاید طنز آشکار آن عبارت «آمریکایی آرام» باشد برای پایل که بسیار پرگو و پرجنب و جوش است. اما گرههای داستانی یک به یک باز میشود تا رسوایی رویکرد دخالتطلبانهٔ آمریکایی با زرورق آوردن دموکراسی به ویتنام را با وجوه بسیار متناقضش مواجه شویم. بمبهای ناپالم که آدم را زندهزنده میسوزاند، پلاستیکهایی که باعث انفجار دوچرخهها در بازار شهر میشود، بمبهایی که بیوقت بر سر مردم شهر آوار میشود و همهٔ ایننها در لعاب آوردن دموکراسی ترجمه شده است.
همانطور که سالها پیش در مورد «صخرهٔ برایتون» نوشته بودم، به خاطر مؤانست گراهام گرین با سینما، نوشتههای او اقتصادی و سرشار از پرشهای زمانی است. اما به نظرم برخلاف «صخرهٔ برایتون»، این اثر گیرایی بسیار بالایی دارد. برای ما ایرانیها که اخیراً فاجعهٔ میناب و لامرد و ناو دنا و هزاران مشکل از این دست را تجربه کردیم، بسیاری از مکالمات بین فاولر و پایل انگار تاریخ انقضا ندارد. جالب است آن که این رمان موقع انتشارش، به خاطر رویکرد ضدامریکاییاش، مورد اقبال نشریات ادبی شوروی سابق قرار گرفته است.
دیدگاهها (۰)