
قفسهنوشت ۱۲۹: گیاهخوار؛ نوشتهٔ هان کانگ
این رمان در سال ۲۰۰۷ در کرهٔ جنوبی منتشر شده است. در سال ۲۰۱۵، دبورا اسمیث مترجم نوپای زبان کرهای ترجمهٔ انگلیسی این رمان را منتشر و سال ۲۰۱۶ این رمان جایزهٔ بخش بینالملل منبوکر را از آن خود کرد. این رمان فضای ویژهای دارد، چیزی در حال و هوای رمانهای کافکایی. داستان در مورد یونگهایْ زن خانهداری است که ناگهان بر اثر دیدن کابوسهایی مبهم تصمیم ...

قفسهنوشت ۱۲۸: جاده؛ نوشتهٔ کورمک مککارتی
پدر و پسری در جاده، با پای پیاده، از ترس سرمای ساحل شرقی رهسپار ساحل غربی، با اندکی آذوقه، با خاطرهٔ مادری که تاب این سرنوشت را نداشت و خودکشی کرد، و پدر که تاب دیدن انسان دیگری را ندارد. هر انسان به خودی خود دشمن است، وقتی که زمین سرد است و بیگیاه و بیجانور. همهٔ قصهٔ این رمانِ برندهٔ جایزهٔ پولیتزر ۲۰۰۷ در چنین فضایی است. هیچ داستان فرعی وجود ن...

قفسهنوشت ۱۲۷: هر چیزی ممکن است؛ نوشتهٔ الیزابت استراوت
«هر چیزی ممکن است»، حتی اینکه وسط خواندن کتاب متوجه بشوی نظم چاپ شمارهٔ صفحات از میانه به هم ریخته است و البته بسیاری از صفحات موجود نیست. یک هفته بعد به سراغ کتابفروشی بارنز و نوبل ردوودسیتی کالیفرنیا رفتم و تمام یادداشتهایی را که رویش نوشته بودم هبه کردم در ازای یک نسخهٔ سالم.
این کتاب رمانی است که از نظر سبکی مشابه رمان دیگر نویسنده « الیو کیت...

قفسهنوشت ۱۲۶: من دیگر ما، جلد چهارم؛ نوشتهٔ محسن عباسی ولدی
جلد چهارم «من دیگر ما» در مورد بازی و اهمیت بازی برای کودکان است. نگاه اصلی نویسنده این است که پدر و مادر باید خود در بازی سهیم باشند و خطرناکترین کار بیحوصلگی و واسپردن بازی به عهدهٔ فناوریهای جدید مثل تلویزیون و بازیهای رایانهای یا مهد کودکهاست. کتاب بسیار کوتاه است و مفید. خواندنش را توصیه میکنم.

قفسهنوشت ۱۲۵: نویز سفید؛ نوشتهٔ دان دلیلو
«اینجا ما نمیمیریم، ما خرید میکنیم.» (ص ۳۸)
این رمان که در سال ۱۹۸۵ جایزهٔ کتاب ملی آمریکا در بخش داستان را از آن خود کرده است با عناوین مختلف مانند «نویز سفید» و «برفک» ترجمه شده است. البته نمیدانم چرا «برفک» ترجمه شده است. برفک معنای کاملاً متفاوتی چه در ظاهر چه در مضمون با نویز سفید دارد. داندلیلو از پیشروان روایت پستمدرن است. این داستان پا...
شرابههای سفر ۱۹: راهنمایی و رانندگی کالیفرنیا
همانطور که از واژهٔ ایالت برمیآید، هر ایالتی در آمریکا در بسیاری از امور قانونی مستقل از دیگر ایالتهای دیگر است. یکی از این امور راهنمایی و رانندگی است. طبق قانون اگر کسی ایالت اقامت طولانیاش را تغییر دهد، باید گواهینامه و پلاک خودرواش را تغییر دهد.
۱
مانده بودم با گواهینامهٔ نیویورک که اواسط سپتامبر ۲۰۱۸ باطل میشد، و ویزای کاری که هنوز نیامد...

قفسهنوشت ۱۲۴: زندگی پی؛ نوشتهٔ یان مارتل
نویسنده دنبال رساندن پیامی بوده است. پیامی که در قالبی غریبه ریخته شده تا رسانده شود. لذا بسیاری از کسانی که از پیام مرکزی داستان ناخشنود شدند، تنها به میانهٔ هیجانانگیز داستان که از قضا فیلمش هم ساخته شده است، اشاره کردهاند.
این کتاب نوشتهٔ یان مارتل نویسندهٔ کانادایی است که در سال ۲۰۰۱ برندهٔ جایزهٔ منبوکر شده است. داستان زندگی پسری با اسم مخت...

قفسهنوشت ۱۲۳: بروکلین؛ نوشتهٔ کولم تویبین
برای یک رمان با سبک روایت متعارف چند پیشنیاز اصلی وجود دارد. یکیاش شناساندن مکان و زمان در داستان، فضاسازی در صورت تاریخی بودن موقعیت داستان، شخصیتپردازی و داشتن کشش داستانی است. رمان حاضر، نوشتهٔ نویسندهٔ ایرلندی و استاد کنونی دانشگاه کلمبیا، فاقد موارد یادشده است. شخصیت «ایلیس» که برای کار به بروکلین رفته است، معلوم نیست که دقیقاً چه جور آدمی ...

قفسهنوشت ۱۲۲: نام من لوسی بارتون است؛ نوشتهٔ الیزابت استراوت
«پاری اوقات که این روزها در آپارتمان تنها هستم، با صدایی نرم و بلند میگویم "مامانی!" و نمیدانم منظورم چیست. آیا دارم مادرم را صدا میکنم یا صدای دخترم بکا را میشنوم، موقعی که بکا نظارهگر برخورد دومین هواپیما به دومین برج بود. به نظرم، هر دو صداست.
این داستان من است.
و هنوز این داستان داستانِ خیلیهاست. داستان مُلا، هماتاقیِ دانشگاهم، و داستان ...

قفسهنوشت ۱۲۱: سالار مگسها؛ نوشتهٔ ویلیام گلدینگ
اولین رمانِ «ویلیام گلدینگ» نویسندهٔ انگلیسی برندهٔ جایزهٔ نوبل در سال ۱۹۸۳ از سه وجه قابل توجه است. وجه اول پیرنگ مرکزی داستان است که به نظرم بسیار جذاب است. بعد از یک سانحهٔ هوایی، تعدادی پسربچه که هیچ کدام به غیر از دو برادر دوقلو همدیگر را از قبل نمیشناختهاند، در جزیرهای ناشناخته و بدون سکنه میافتند. کمکم دو دسته میشوند. دستهای که میخ...

قفسهنوشت ۱۲۰: الیو کیتریج؛ نوشتهٔ الیزابت استراوت
خودِ نویسنده میگوید این یک رمان است اما نه به معنای مرسومش. مجموعه داستان کوتاهی که از قبل به نیت رمان شدن نوشته شده است. حتی داستانها قبلاً در مجلات ادبی منتشر شده است. سبکْ سبکِ داستان کوتاه است اما داستانها به هم پیوسته هستند و شخصیتها همه در شهری ساختگی در ایالت مِین، شمال شرق امریکا نزدیک مرز کانادا، زندگی میکنند و شخصیت ثابت همهٔ داستان...

قفسهنوشت ۱۱۹: دهکدهٔ برفی؛ نوشتهٔ یاسانوری کاواباتا
یک هایکوی بلند، در فضایی سرد، تصویرهایی شاعرانه، مکالمههایی شبیه به گفتمگفتاهای شعرهای بلند، داستانی کلاسیک که شباهتی با داستانهای کلاسیک غربی ندارد، از نویسندهٔ ژاپنی برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی سال ۱۹۶۸. ظاهراً این کتاب با عنوان «دهکدهٔ برفی» به فارسی ترجمه شده است.
شیمامورا مردی است که در سرگردانی درونیاش زن و بچهاش را در توکیو را وامینهد و به...

قفسهنوشت ۱۱۸: کوری؛ نوشتهٔ ژوزه ساراماگو
«فکر میکنم ما کوریم ولی نمیبینیم، انسانهای کوری که میبینند، اما نمیبینند.» (ص آخر داستان)
بیماری سفید، کوری ناگهان که هم مسری است و هم برخلاف روال عادی کوری، به جای تصویری سیاه، همه چیز سفیدِ مطلق است. مردی کور میشود، به چشمپزشک میرود، چشمپزشک و همهٔ حاضران مطب کور میشوند و کار تا جایی پیش میرود که همهٔ شهر کور میشوند. گروه اول کورها نا...

قفسهنوشت ۱۱۷: چیزی غریب در سرم؛ نوشتهٔ اورهان پاموک
اورهان پاموک، نویسندهٔ ترکتبار اهل استانبول، استاد پارهوقت ادبیات تطبیقی در دانشگاه کلمبیا و برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی در سال ۲۰۰۶ است. کتاب حاضر در سال ۲۰۱۴ منتشر شد و در فهرست اولیهٔ جایزهٔ بخش بینالمللی منبوکر قرار گرفت. این رمان نسبتاً بلند در مورد زندگی «مِولوت»، دورهگرد بوزافروشی است که در نوجوانی در دههٔ شصت میلادی همراه با پدرش به استانب...

قفسهنوشت ۱۱۵: چگونه تنها بودن؛ نوشتهٔ جاناتان فرنزن
«من عزادار فروبستگی قدرت فرهنگیای که روزی ادبیات داشت هستم و در اندوه زمانهای بسیار مضطرب هستم که لذت متن را به سختی برمیتابد. فکر نمیکنم دیگران بیخیال استفاده از تلویزیون شوند. حتی خودم مطمئن نیستم تا کی بیتلویزیون بمانم. اما اولین درسی که خواندن به ما میدهد، "چگونه تنها بودن" است.» (ص ۱۷۸)
«جاناتان فرنزن» از معدود نویسندگان زندهٔ آمریکایی ...