
قفسهنوشت ۷۷: داود و جالوت؛ نوشتهٔ ملکوم گلدول
حضرت داود، آن طور که در تورات آمده، نوجوان و ریزجثه بود، جالوت نستوه و درشتهیکل. داود داوطلب جنگ تن به تن با جالوت میشود. جالوت وقتی هماورد خود را نوجوانی بیزره میبیند جا میخورد و حتی به غرورش برمیخورد که چرا یک نوجوان به جنگ با او آمده است. همه چیز به نفع جالوت است؛ او مرد جنگی است و داود تازهکار است، او زره دارد و داود بیزره است، او درشت...

قفسهنوشت ۷۶: شکاف بزرگ؛ نوشتهٔ جوزف استیگلیتز
جوزف استیگلیتز استاد اقتصاد دانشگاه کلمبیا، تحصیلکردهٔ دکترای اقتصاد در دانشگاه امآیتی تحت نظارت رابرت سولو و پول ساموئلسون دو برندهٔ جایزهٔ نوبل اقتصاد، در سال ۲۰۰۳ جایزهٔ نوبل اقتصاد را از آن خود کرد. به گفتهٔ خودش او متولد شهر گری ایالت ایندیاناست و در دانشگاه امهرست فیزیک نظری خواند ولی با دیدن بیعدالتی در جامعهٔ آمریکا و با الهام از صحبته...

قفسهنوشت ۷۵: سفرِ نویسنده؛ نوشتهٔ کریستوفر ووگلر
ت
«سفر نویسنده» بر اساس نظریات روانشناسی «کارل یونگ» و به نوعی، سادهشدهٔ کتاب «قهرمان هزارچهره» کمپل است. این کتاب را یک منتقد و نویسندهٔ سینمای هالیوود نوشته و به همین خاطر بیشتر شاهد مثالها از فیلمهای کلاسیک و بعضاً متأخر هالیوود است. آن طور که نویسنده در ویرایش سوم کتاب ادعا کرده، در فیلمهای اخیر هالیوود این قدر از این الگوی قهرمان استفاده ...

قفسهنوشت ۷۴: چه کسی بر جهان حاکم است؟؛ نوشتهٔ نوام چامسکی
حافظهٔ همهٔ ما آدمهای "معمولی" کوتاهمدت است. مثلاً همیشه از گذشته چیزهای خوب یادمان میماند و به همین خاطر خیلی وقتها حسرت دورهٔ قبل، رئیس جمهور قبل، و حتی گاهی رژیم قبلی را میخوریم. در مورد آمریکا این مسأله پررنگتر است، خاصه آن که آمریکا قدرت رسانهای بسیار قویای دارد. برخلاف آنچه که بعضاً در ناخودآگاه ذهن ما قرار میگیرد، بسیاری از مردم د...

قفسهنوشت ۷۳: سرسپردگی زیبا؛ نوشتهٔ ر. دیوید کولیج
سه سالی میشود که با دیوید آشنا شدهام. انسان بسیار خاصی است. از آنهایی است که احتمالاً آن دنیا بیاورند جلوی روی آدم و بگویند نگو نمیتوانستی آدم خوبی باشی که دیوید بود و توی همان شهری بود که تو درس میخواندی و والدینش هم مسلمان نبودند هیچ، خیلی هم آمریکایی دوآتشه بودند. او که ۱۸ سال پیش مسلمان شد و اخیراً پس از آشنایی با محرم و بعدش زیارت نجف و ک...

قفسهنوشت ۷۲: لس؛ نوشتهٔ آندرو شان گریر
آن طور که گشتم هدف از جایزهٔ پولیتزر در زمینهٔ داستان «شناختِ داستان ممتاز از یک نویسندهٔ آمریکایی که ترجیحاً در مورد زندگی آمریکایی مینویسد و در یک سال اخیر کتابش منتشر شده» است. منصفانه هم بخواهیم بگوییم آثار ماندگاری مانند «پیرمرد و دریا»ی همینگوی و همچنین آثار امروزی متمایزی مانند «پرندهٔ طلایی» توسط این جایزه به مخاطبان معرفی شدند. متأسفانه ا...

قفسهنوشت ۷۱: خوابنما؛ سرودهٔ امیر مرادی
در کارهای علمی، لااقل در رشتهٔ کامپیوتر، داوریها ناشناس است. یعنی وقتی من مقالهای را داوری میکنم، نویسندهٔ مقاله نمیداند که من مقاله را داوری کردهام و لذا تعارف دیگر جایی ندارد. در این مطلب ولی شاعر میداند من که هستم و من میدانم شاعر کیست. یعنی همدانشگاهی بودیم، من سال بالایی بودم و او سال پایینی. حتی شش-هفت سال پیش یک بار مجموعهای از رباع...

قفسهنوشت ۷۰: سلاحهای نابودی ریاضی؛ نوشتهٔ کتی اونیل
اگر قسمت جمعیِ عبارت سلاحهای کشتار جمعی (سلاحهای نابودی جمعی) را از mass به math تغییر دهیم، عنوان این کتاب درست میشود. نویسنده دکترای ریاضی از دانشگاه هاروارد دارد و مدتی استاد دانشکدهٔ ریاضی کالج دخترانهٔ بارناردِ دانشگاه کلمبیا بوده است. او بعد از ورود به شرکتهای سرمایهگذاری و کار به عنوان تحلیلگر داده بر اساس مدلهای ریاضی به واقعیتهای ت...

قفسهنوشت ۶۹: قرآن
نوشتن در مورد قرآن جسارت زیادی میخواهد. مرادم از این نوشته نقد یا تفسیر نیست، صرفاً برداشتهایی شخصی از متنِ مقدس است. این گونه از برداشت شخصی را پیش از این در وبلاگم در مورد سورهٔ انعام نوشتهام. اگر بخواهم مطلب را خلاصه کنم این است که با شروع سال میلادی جدید، تصمیم گرفتم هر روز بلااستثناء قرآن بخوانم و تأکیدی بر کمیت نداشته باشم و بیشتر کیفیت ف...

قفسهنوشت ۶۸: خانهٔ دوار؛ نوشتهٔ لوییز اردریچ
«خانهٔ دوار» رمانِ کارن لوئیز اردریچ نویسندهٔ آمریکایی است. نویسنده از طرف مادری سرخپوست است و از این جهت، او نمایندهٔ سرخپوستهای آمریکایی در ادبیات امروز آمریکا محسوب میشود. این رمان جایزهٔ ملی کتاب در زمینهٔ داستانی سال ۲۰۱۲ و چند جایزهٔ ملی دیگر را برده است. داستان از زبان «جو» در مورد دوران نوجوانیاش در سال ۱۹۸۸ بیان میشود. در یک بعدازظهر...

قفسهنوشت ۶۷: دورهگردها؛ نوشتهٔ پل هاردینگ
دورهگردها اولین اثر هاردینگ است و از قضا جایزهٔ پولیتزر ۲۰۱۰ را از آن خود کرده است. داستان در بستر جریان سیال خیال میگذرد و شروعش لحظات احتضار جرج و تصویری ناواضح از اطرافش است. جرج از ضبط صوت قدیمیاش برای ثبت احساسات و گذشتهاش استفاده میکند و به این بهانه راوی نقبی به گذشتهٔ جرج میزند: پدر دورهگردش هاوارد تشنجهای عصبی زیادی داشته و بعدتر خ...

قفسهنوشت ۶۶: تخلیهشده، فقر و سود در شهر آمریکایی؛ نوشتهٔ متیو دزموند
«متیو دزموند» استاد جامعهشناسی دانشگاه پرینستون در سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ به محلههای فقیرنشین در شهر میلواکی، بزرگترین شهر ایالت ویسکانسین، میرود و خانهای محقر برای خودش اجاره میکند. در همین مدت، زندگی هشت خانوادهٔ فقیر امریکایی را تحت نظر قرار میدهد. این کتاب، خلاصهٔ مشکلاتی است که این خانوادهها داشتهاند با این توضیح که به خاطر حفظ آبروی اف...

قفسهنوشت ۶۵: من دیگر ما، جلد دوم؛ نوشتهٔ محسن عباسی ولدی
در ادامهٔ مباحث جلد اول این کتاب که در مورد گزارههای تصویری تربیت بود، این جلد به محبت میپردازد. نویسنده به باورهای غلط در مورد محبت زیاد میپردازد و نتیجه میگیرد که اتفاقاً محبت بیقید و شرط والدین به فرزندان هیچ آسیبی نمیرساند؛ آن چیزی که آسیبرسان ممکن است بشود بیتنوعی در محبت و یا بیانسجامی در محبت است. محبت باید در همهٔ اشکال رفتاری، کلا...

قفسهنوشت ۶۳: پرنده به پرنده؛ نوشتهٔ آن لموت
این کتاب مانند بسیاری دیگر از کتابها[ی پرفروش] در این موضوع پر است از خاطرات شخصی نویسنده و اگر سر و تهش را جمع کنیم در دو صفحه اصل مطلب گفتنی است. خوبیاش این است که آدم با خواندن این جور کتابها، قدر کتابهای خوب را میداند.

قفسهنوشت ۶۴: این ماییم، فمینیسم در جهان واقعی؛ تألیف کلی جنسن
فکر کنم امید مهدینژاد، شاعر و طنزپرداز، بود که گفت: «زن با مرد برادر است.»
«چرا مردم از فمینسیم بدشان میآید؟ جواب: برای مردمی که در جامعه قدرت دارند، زیر سؤال رفتن قدرتشان یا تعصبات و تمایلاتشان باعث ترس میشود… فمینیسم از همهٔ مردم میخواهد که در مورد قدرت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی که بر اساس جنسیت، تحصیلات، مذکر یا مؤنث بودن، و بسیاری ...