
قفسهنوشت ۲۹۵: نرگس؛ از حسین صفا
خود کتاب چنگی به دل نزد: شاید به این خاطر که صفا اصل کارش غزل است. اما مقدمهٔ کتاب جالب بود:
خواب چند جلد از کتاب تازهام را دیدم. اسم کتاب «دریا» بود با جلدی مشکی. دیدم کتابها در دستم فرسوده شدند و ورقورق شدند. وزقها از دستم شره میکردند.
یکی از دوستانم در خوابم بود. به او گفتم: ببین! این اوراق پراکنده، کتاب تازهی مناند. گقتم: اسم کتابم دریاس...

قفسهنوشت ۲۹۴: مرور چهار کتاب
این روزها فرصتم هم برای مطالعه هم برای نوشتن کمتر شده ولی بد نیست گزارش کار کوتاهی برای خودم بنویسم.
تببین براهین اثبات خدا؛ از جوادی آملی
این کتاب برهانهای مختلف در مورد اثبات فلسفی خداوند را بیان کرده، به بوتهٔ نقد میگذارد. کتاب خیلی فلسفی است و سنگینی اصطلاحات فلسفی باعث شد من بسیاری از مطالب را کلاً نفهمم! ولی چیزی که برایم جالب بود آن اس...

قفسهنوشت ۲۹۳: انتظار؛ از ها جین
این رمان را «ها جین» نویسندهٔ چینی و استاد زبان انگلیسی در دانشگاههای امریکا به زبان انگلیسی نوشته است و جایزهٔ معتبر کتاب ملی آمریکا را برده است. در این داستان قصهٔ پزشکی به اسم لین را میخوانیم که در بیمارستانی نظامی در دههٔ شصت میلادی در چین کمونیستی مشغول کار است و پدر و مادرش برای او همسری برمیگزینند که مواظب آنها باشد. وقتی لین به خانه می...

قفسهنوشت ۲۹۲: سرخ سفید؛ از مهدی یزدانی خرم
در «سرخ سفید» یزدانیخرم به همان سبک «من منچستر یونایتد را دوست دارم» روایت میکند با مضمونی تقریباً شبیه و سبک جملهنویسی بسیار نزدیک به کار قبلی. چند تفاوت البته وجود دارد. به نظرم، کار قبلی او شکل هذیانگونهای داشته اما در این کار سعی کرده است داستان قوام بیشتری بیابد و اندکی رو هر خردهروایت مکث بیشتری داشته باشد. داستان در مورد کیوکوشینکای س...

قفسهنوشت ۲۹۱: مناقشهٔ حق و مصلحت و بنبست جنبش دانشجویی؛ از عماد افروغ
وقتی خبر فوت عماد افروغ را شنیدم، چشمم به این کتاب از او در قفسهٔ کتابم خورد. تورقی و شروع به خواندن. کتابی که مجموعهای از مقالات و سخنرانیهای مربوط به دههٔ هشتاد شمسی است در مورد جنبش دانشجویی و مخاطرات آن. آن موقع افروغ با جنبش نوظهور عدالتخواهی همداستان بود و سعی داشت مخاطرات راه را گوشزد کند. به نظرم کتاب خیلی دیگر برای این روزگار موضوعیت ن...

قفسهنوشت ۲۹۰: متاستاز اسرائیل؛ از کورش علیانی
کورش علیانی در این کتاب سعی کرده است دلیل غدهٔ سرطانی بودن اسرائیل را تنها با ارجاع به مراجع اسرائیلی و بعضاً آمریکایی نشان بدهد. این کتاب از قرن نوزدهم و تلاشهای سرمایهداران صهیونیست (به قول علیانی «صیونیست») شروع میکند، و با مرور اتفاقاتی مانند ترور سفیر بریتانیا، بمبگذاریهای مختلف در چند جا برای تهدید بریتانیا، و اتفاقاتی از این دست، میگوی...

قفسهنوشت ۲۸۹: پیشگوییهایی از آخرالزمان؛ از علی رضایی
این کتاب شباهت بسیار زیادی به کتاب «عصر ظهور» از «علی کورانی» دارد. از جهتهایی برخی از مسائل در این کتاب مبسوطتر است مانند پیشگوییهای روایتی در مورد حضور ایرانیان، تعداد یاران امام زمان به تفکیک شهر، روایتهای خاص در مورد طالقان، ری، قم و خراسان؛ یا یک فصل جداگانه در مورد روایتهای اهل سنت که برایم خیلی جالب توجه بود. نقطهٔ ضعف کتاب جاهایی است ...

قفسهنوشت ۲۸۶: مناجات؛ از مجتبی تهرانی
اولین بار یکی از شبهای ماه رمضان سال ۸۴ خورشیدی با دانشجویان خوابگاهی به جلسهٔ رمضانی آقامجتبی تهرانی در خیابان ایران رفتم و از قضا دیر رسیدیم و چیزی هم یادم نمیآید از گفتههای آن شب. خیلی اتفاقی این کتاب مربوط به سخنرانیهای آن زمان است. بعدتر رمضان ۸۶ تقریباً هر شب، و از سال ۸۷ تقریباً همهٔ برنامههای آقامجتبی تهرانی را تا زمانی که ایشان در اوا...

قفسهنوشت ۲۸۸: مکانهای عمومی؛ از نادر ابراهیمی
این مجموعه داستان کوتاه را نادر ابراهیمی قبل از انقلاب اولین بار منتشر کرده است. مضمون کلی داستانها انزجار نویسنده از طبقهٔ متوسط نوظهور ایرانی است که بعضیهاشان سابقاً مبارز بودهاند اما حالا «فولکسواگنشان در جنرالسرویس است». افرادی که دلخوشیشان دورهمی و عرقنوشی و افتخار به غربیمآبی است.
این کتاب مانند بیشتر دیگر کتابهای مرحوم ابراهیمی، ن...

قفسهنوشت ۲۸۷: مهاجر سرزمین آفتاب؛ از مسعود امیرخانی و حمید حسام
«کونیکو یامامورا» در خانوادهای سنتی در ژاپن به دنیا آمد و سال ۱۴۰۱ از دنیا رفت. پدرش سختگیر و مادرش مهربان بود. در دورهٔ دبیرستان پسری کرهای به او علاقهمند میشود و به خاطر نفرت پدرش از خارجیها حتی پی داستان را نمیگیرد. در اوایل دورهٔ دانشگاه، تاجری ایرانی او را میبیند و ظاهراً اتفاق عشق در یک نگاه میافتد و مرد ایرانی اصرار زیاد میکند که ب...

قفسهنوشت ۲۸۵: جهان را به شاعران بسپارید؛ از محمدرضا عبدالملکیان
ساده با تو حرف میزنم
مثل آب با درخت
مثل نور با گیاه
مثل شبنوردِ خستهای
با نگاه ماه
ساده با تو حرف میزنم
ناگهان مرا چرا چنین
به ناکجا کشاندهاند؟!
کیست اینکه خیره مانده اینچنین
مات و مضطرب در نگاهِ من؟
من؟ نه،
این، نه من
نه، نیستم!
...

قفسهنوشت ۲۸۴: حیات برتر؛ از علی صفایی حائری
عنوان کتاب گویای محتوای مطلب است. این کتاب گردآوری سخنرانی مرحوم صفایی حائری پس از فوت ایشان است. در اینجا هم با گزیدهگویی مواجهیم که البته به نظرم بیشتر به درد منبر میخورد تا کتاب. اما یک نکتهٔ جالب که در این کتاب برایم بود نظر صفایی در مورد اثبات معاد است. او اعتقاد زیادی به بحث ایجاب عدل (جزا و پاداش بعد از مرگ) برای اثبات ندارد و میگوید ایما...

قفسهنوشت ۲۸۳: ایران بین دو انقلاب؛ از یرواند آبراهامیان
ظاهراً آبراهامیان پژوهشی دربارهٔ تاریخ حزب تودهٔ ایران داشته است. بعد به این نتیجه رسیده است که این تحقیق را گسترش بدهد و بازهٔ بین انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی را پوشش دهد. به همین خاطر از حجم نزدیک به ۷۰۰ صفحهٔ کتاب، بخش قابل اعتنایی در مورد حزب توده است. متأسفانه مطالب یکپارچگی ندارد. کیفیت جزئیات در بازههای مختلف تاریخی متفاوت است و در بسی...

قفسهنوشت ۲۸۲: آداب کتابخواری؛ از احسان رضایی
احسان رضایی با برنامهٔ کتابباز شهرت نسبیای کسب کرد. برخی از برنامههایش را که از اینترنت دیدم، میشد حدس زد که حرفهایش ادا نیست. او یک کتابباز واقعی است و جلوی دوربین ادا درنمیآورد. حالا در این کتاب نوشتارهای پراکنده اما به هم متصلی را در باب کتاب، خاطرهبازی با کتاب، خاطرات کتاببازی، خاطرهبازی کتاببازی و از این دست مطالب نوشته است. او که پ...
سیاهمشق ۷۶
پرندهای
از دهانم گریخت
پر زد موسیقی
-تنها دو واژه کافی بود-
لالههای کارگر
خیره به شب شدند
و جوی خشک کشاورز
از خجالت آب شد
با خودم گفتم
آیا این منم
کاینچنین جسور
دل به آواز قناری دادهام؟
تو سکوت کردی
کلید سُل شدم
در خودم پیچیدم
سکوت
قلبم دُرّاب شد
سکوت
درختها جوانه زدند
سکوت
و من به گلی میاندیشیدم
که نامش را
بدهکار چشمهایت بود
سان...