همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۳۲
پیشنوشت
دو روز پس از انتقال وبلاگم به بیان، بلاگفا بدون اجازه و یا اطلاع قبلی وبلاگ مرا حذف کرد. یعنی اوج احترام به مخاطب. به نظرم همین رفتارشان را میشود پروژهٔ تحقیقی جامعهشناسی دانشجویان جامعهشناسی کرد و کلی چیز از این یاد گرفت در مورد رفتارهای غیرحرفهای ما ایرانیها در فضای حرفهای. این رفتار میشود شبیه این که مثلاً فیسبوک هر کسی را که ا...

همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۳۱
وقتی که از امتحان رانندگی برمیگشتم، از رانندهای که ما را میرساند پرسیدم: کلاسهای اتوبان ساعتی چقدر است؟ گفت که یک ساعت و نیم ۷۵ دلار ولی به تو توصیه میکنم به جای این کارها بروی و خودت خودرو کرایه کنی و بزنی به دل جاده. این طوری هم ترست میریزد و هم بهتر یاد میگیری. ما هم با اعتماد به نفسی که از توصیهاش گرفتیم، رفتیم پی این که چه طوری میشود ...
همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۳۰
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
خیر سرم قول داده بودم که زود به زود بنویسم ولی باز هم بدقول شدم... بماند. میخواستم این بار در مورد سفرهای جادهای در امریکا در دوران پساگواهینامهگیری بنویسم ولی فکر میکنم در مورد فضای جدیدی که هستم آن طوری که باید و شاید توضیح ندادهام. آن مطلب پساگواهینامهگیری بماند برای بعد.
آزمایشگاه جد...

یادداشت: سبک زندگی امریکایی، روی دیگر ماجرا!
دوستی از من خواست در مورد سبک زندگی امریکایی بنویسم. گفتم که صلاحیتش را ندارم. اصرار کرد. شد این که میبینید.
دوستی از من خواست در مورد سبک زندگی امریکایی بنویسم. گفتم که صلاحیتش را ندارم. اصرار کرد. شد این که میبینید.
از همان اولین چیزهایی که در روساخت زندگی امریکایی به چشم میآید، هر کسی را مجاب میکند که قاعدتاً فرقهای بسیاری در این سبک زندگی...

همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۲۹
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
پیشنوشت : مثل این که مشکلات بلاگفا به اینها ختم نشده و مطالب یک سال اخیر ما را درجا پکانده . خدا را شکر اصل متن را بدون عکس دارم ولی فعلاً که حوصلهٔ برگرداندنشان را ندارم .
یاهو
تابستان و کارآموزی از نو . این بار با همان مربی قبلی ولی در جایی دیگر . کارآموزی در شرکت یاهو در میدان تایمز نیویورک...
همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۲۸
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
پیشنوشت
مدت نسبتاً طولانی بود که این نوشتهها بهروز نمیشد . قبلش هم بهروز شدنش با فاصلههای بسیار طولانی بود . اولاً که معذرت میخواهم به خاطر بیحوصلگی در نوشتن . ثانیاً که سه ماهی شده که بلاگفا کلاً تعطیل بوده و نمیشد تویش مطلبی نوشت . الان هم اگر دقت کنید، نظرات چند ماه اخیر همه نصفهنیمه یا...

همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۲۷
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
[این مطلب پس از خرابی بلاگفا، از بایگانی برداشته شده است. برای دیدن عکسها به این پیوند مراجعه نمایید]
غروبی از آزمایشگاه برمیگردم خانه و تلفن ناغافل زنگش میگیرد. جواب میدهم. خودش را معرفی میکند. دیوید یکی از استادهای دانشگاه جانز هاپکینز. توضیح میدهد که مدارک مرا نگاه کرده و دوست دارد از نزدی...

همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۲۶
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
[این مطلب پس از خرابی بلاگفا، از بایگانی برداشته شده است]
ترم پاییز و زمستان ۲۰۱۳ کج دار و مریز در حال گذر است. هر هفته به همراه بقیهٔ حل تمرینها با استاد درس جلسه داریم و یک ربعی طول میکشد. استاد میپرسد که اوضاع بچهها چه طوری است و ما هم توضیحاتی میدهیم. من هم که دو هفته یک بار باید بروم سر کل...

همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۲۵
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
[این مطلب پس از خرابی بلاگفا، از بایگانی برداشته شده است. برای دیدن عکسها به این پیوند مراجعه نمایید]
در هول و ولای شروع ترم جدید (پاییز ۲۰۱۳)، از جلساتی که با استادها دارم چیز زیادی دستگیرم نمیشود مگر این که هم این آفتابه و لگنی که سال قبل ساختهایم را وصله و پینه کنیم تا شاید فرجی شود. این جور کار...
همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۲۴
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
[این مطلب پس از خرابی بلاگفا، از بایگانی برداشته شده است.]
این ترم مجبور شدهام سنگین بردارم. درس پایهٔ الگوریتم آن هم با استین. درس را با او گرفتهام محض این که بعدش قر بیایم که با یکی از نویسندههای کتاب سی.ال.آر.اس. (اس برای استین) درس داشتهام. غافل از آن که درس میدهد قد دو ساعت و درس پس میده...
سیاهمشق ۳۳
انگار سهم ما شد، در خویشتن تنیدن
زندان خویش بودن، بی حسرت پریدن
بارانی از ستاره، محبوس ابر تیره
خورشید سوگوار مهتاب را ندیدن
سقفی کشیده شد تا بیآسمان بمانیم
ماییم و موج سودا، در گوشهای خزیدن
هر شب صدای تیشه از بیستون نیامد
با این سکوت ماندیم مشغول آرمیدن
در هست و نیست ماندیم همراه همقطاران
دلخوش به بودن خود بیمقصد و رسیدن
زخم زبان شن...

همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۲۳
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
[این مطلب پس از خرابی بلاگفا، از بایگانی برداشته شده است. برای دیدن عکسها به این پیوند مراجعه نمایید]
خاطرات کالیفرنیا و آن زمان کوتاه سهماهه برایم شیرین بوده. شاید اولین تجربهٔ واقعی سفر در ولایت فرنگ بوده برای من بدون اضطرابهای جانبی. دوستی با همکیشان و هموطنان، یاد سفرهای اینجا و آنجا، دو...

همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۲۲
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
[این مطلب پس از خرابی بلاگفا، از بایگانی برداشته شده است. برای دیدن عکسها به این پیوند مراجعه نمایید]
تغییر
یکی از ایرانیهایی که آمده گوگل برای کارآموزی، طرفهای دیسی زندگی میکند. من هم برای پرس و جو در مورد قیمت خانه و سبک زندگی آنطرفها میروم پیشش. با هم از مسجد میزنیم بیرون و کمی توضیح ...
همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۲۱
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
[این مطلب پس از خرابی بلاگفا، از بایگانی برداشته شده است. برای دیدن عکسها به این پیوند مراجعه نمایید]
از همایش که برمیگردم یکی از دوستان پیشنهاد میکند ما را ببرد به دعای کمیل بچههای استنفورد. این پیشنهاد همانا و تا آخر تابستان آویزان بندهٔ خدا شدن همان (سبک آویزونا در ایالت کالیفرنیا). یک فورد...
همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۲۰
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
[این مطلب پس از خرابی بلاگفا، از بایگانی برداشته شده است. برای دیدن عکسها به این پیوند مراجعه نمایید]
عصری نوبت ارائهٔ پوسترهاست و من هم یک پوستر برای ارائه دارم. قبلش برنامهای گذاشتهاند برای تبلیغ پوسترها. هر کسی ظرف تنها یک دقیقه توی سالن اصلی همایش باید کارش را تبلیغ کند. ابتکار کار را مربی کا...