آخرین نوشته‌ها

سیاه‌مشق ۳۷

۱۸ شهریور ۱۳۹۵

تمام شهرها و رودها
تمام واژه‌ها، سرودها
تمام کوچه‌های خسته از عبورها
تو را همیشه  یاد می‌کنند
تمام برگ‌های زرد بی‌نصیب
که روی دست لخت کوچه باد کرده‌اند
به یاد تو بهار را
به آرزو نشسته‌اند
چرا چرا دلم گرفته است
اگر قرار بوده برگ بی‌قرار
بدون تو ز شاخهٔ خزان بیفتد و به خواب خیس خاک‌ها رود
اگر شکوه رو به نور شاخه‌ها
سقوط را... بهانهٔ خزان شود
بگو که ب...

موضوعات پربسامد
قفسه‌نوشت۳۶۱کتاب۲۱۱کتاب و کتاب‌خوانی۱۸۳سیاه‌مشق۹۹شعر۷۸نقد داستان۵۰کتاب-شعر۴۴سفرنامهٔ نیویورک۴۱سفرنامهٔ امریکا۳۸نقد کتاب۳۰داستان ایرانی۲۸کتاب تاریخی۲۶رمان فارسی۲۳شرابه‌های سفر۲۳کتاب دینی۲۱غزل۲۰همسفر شراب۱۹تاریخ معاصر۱۷شعر سپید۱۶نیمایی۱۶فلسفه۱۵خاطرات۱۳نقد شعر۱۲یادداشت‌های پراکنده۹شعر آزاد۹سفرنامهٔ آمریکا۸همسفر سراب۸روان‌شناسی۷داستان آمریکایی۶تفکر مدرن۶دین۵داستان فارسی۵ایران۵ناداستان۵تاریخ ایران۴اسرائیل۴پیشنهاد بی‌شرح۴مقالات۳آمریکا۳قرآن۳نقد ادبی۳داستان روس۳شعر عرب۳کتاب جامعه‌شناسی۳طنز۳موسیقی۳‌سفرنامهٔ امریکا۳‌سفرنامهٔ‌ نیویورک۳رمان آمریکایی۲فلسطین۲کالیفرنیا۲شعر کردستان۲فیس‌بوک۲خداباوری۲داستان ایرلندی۲شعر طنز۲شهرستان ادب۲داستان انگلیسی۲آیینی۲قاسم سلیمانی۱فناوری۱هوش مصنوعی۱خانه۱رمان انگلیسی۱داستان کانادایی۱رمان پرتغالی۱جستارها۱تاریخ ادیان۱کلام۱لیبرالیسم۱شعر فرانو۱داستان استرالیایی۱داستان بلند۱رمان۱معرفی کتاب۱امام زمان۱رمان روسی۱محمد قائد۱حدیث۱عکس۱زیست‌شناسی۱فیزیک۱علم۱خلاصه کتاب۱رمان ترکی۱نویسندگی۱مثنوی۱داستان ترک۱ترجمه۱تربیت۱پادکست۱داستان-کوتاه۱بوکر۱نیویورکر۱تقلب۱کلرادو۱شیکاگو۱
بایگانی ماهانه
بهمن ۱۴۰۴۱آذر ۱۴۰۴۱آبان ۱۴۰۴۱شهریور ۱۴۰۴۱مرداد ۱۴۰۴۱تیر ۱۴۰۴۱اردیبهشت ۱۴۰۴۱اسفند ۱۴۰۳۱بهمن ۱۴۰۳۳دی ۱۴۰۳۴آذر ۱۴۰۳۲آبان ۱۴۰۳۳خرداد ۱۴۰۳۱اردیبهشت ۱۴۰۳۱فروردین ۱۴۰۳۲اسفند ۱۴۰۲۲بهمن ۱۴۰۲۴دی ۱۴۰۲۷آذر ۱۴۰۲۴آبان ۱۴۰۲۱۶مهر ۱۴۰۲۷شهریور ۱۴۰۲۷مرداد ۱۴۰۲۴تیر ۱۴۰۲۱خرداد ۱۴۰۲۲اردیبهشت ۱۴۰۲۳فروردین ۱۴۰۲۷اسفند ۱۴۰۱۱۲بهمن ۱۴۰۱۱۰دی ۱۴۰۱۴آذر ۱۴۰۱۱۲آبان ۱۴۰۱۱۷مهر ۱۴۰۱۱۶شهریور ۱۴۰۱۸مرداد ۱۴۰۱۷تیر ۱۴۰۱۳خرداد ۱۴۰۱۳اردیبهشت ۱۴۰۱۲فروردین ۱۴۰۱۵اسفند ۱۴۰۰۲بهمن ۱۴۰۰۱آذر ۱۴۰۰۷آبان ۱۴۰۰۹مهر ۱۴۰۰۸شهریور ۱۴۰۰۵خرداد ۱۴۰۰۶اردیبهشت ۱۴۰۰۶فروردین ۱۴۰۰۱اسفند ۱۳۹۹۱بهمن ۱۳۹۹۱۰آذر ۱۳۹۹۱شهریور ۱۳۹۹۷مرداد ۱۳۹۹۴تیر ۱۳۹۹۳خرداد ۱۳۹۹۱اردیبهشت ۱۳۹۹۱فروردین ۱۳۹۹۱اسفند ۱۳۹۸۵بهمن ۱۳۹۸۱مهر ۱۳۹۸۱مرداد ۱۳۹۸۱خرداد ۱۳۹۸۱فروردین ۱۳۹۸۴اسفند ۱۳۹۷۷بهمن ۱۳۹۷۴دی ۱۳۹۷۶آذر ۱۳۹۷۷آبان ۱۳۹۷۹مهر ۱۳۹۷۱۱شهریور ۱۳۹۷۱۲مرداد ۱۳۹۷۲۲تیر ۱۳۹۷۱۱خرداد ۱۳۹۷۱۴اردیبهشت ۱۳۹۷۱۱فروردین ۱۳۹۷۱۳اسفند ۱۳۹۶۱۴بهمن ۱۳۹۶۲۰دی ۱۳۹۶۶آذر ۱۳۹۶۲خرداد ۱۳۹۶۱اسفند ۱۳۹۵۱بهمن ۱۳۹۵۱آذر ۱۳۹۵۱آبان ۱۳۹۵۵مهر ۱۳۹۵۶شهریور ۱۳۹۵۱۰مرداد ۱۳۹۵۲تیر ۱۳۹۵۱خرداد ۱۳۹۵۱فروردین ۱۳۹۵۱اسفند ۱۳۹۴۱بهمن ۱۳۹۴۱دی ۱۳۹۴۵آذر ۱۳۹۴۲آبان ۱۳۹۴۲مرداد ۱۳۹۴۱تیر ۱۳۹۴۱اسفند ۱۳۹۳۱بهمن ۱۳۹۳۱دی ۱۳۹۳۲آذر ۱۳۹۳۱آبان ۱۳۹۳۲مرداد ۱۳۹۳۲اردیبهشت ۱۳۹۳۱بهمن ۱۳۹۲۱دی ۱۳۹۲۱آبان ۱۳۹۲۱شهریور ۱۳۹۲۱مرداد ۱۳۹۲۲تیر ۱۳۹۲۳خرداد ۱۳۹۲۱اردیبهشت ۱۳۹۲۱فروردین ۱۳۹۲۱اسفند ۱۳۹۱۲بهمن ۱۳۹۱۴دی ۱۳۹۱۴آذر ۱۳۹۱۱آبان ۱۳۹۱۱مهر ۱۳۹۱۱مرداد ۱۳۹۱۱تیر ۱۳۹۱۱خرداد ۱۳۹۱۱بهمن ۱۳۹۰۱آذر ۱۳۹۰۲مهر ۱۳۹۰۱تیر ۱۳۹۰۱خرداد ۱۳۹۰۲اردیبهشت ۱۳۹۰۲فروردین ۱۳۹۰۴اسفند ۱۳۸۹۸بهمن ۱۳۸۹۱۱دی ۱۳۸۹۴فروردین ۱۳۸۹۱شهریور ۱۳۸۸۶مرداد ۱۳۸۸۶تیر ۱۳۸۸۶خرداد ۱۳۸۸۷اردیبهشت ۱۳۸۸۱فروردین ۱۳۸۸۱اسفند ۱۳۸۷۲دی ۱۳۸۷۲آذر ۱۳۸۷۱شهریور ۱۳۸۷۱مرداد ۱۳۸۷۱اردیبهشت ۱۳۸۷۱فروردین ۱۳۸۷۱اسفند ۱۳۸۶۱بهمن ۱۳۸۶۱دی ۱۳۸۶۵آذر ۱۳۸۶۱آبان ۱۳۸۶۱مهر ۱۳۸۶۱شهریور ۱۳۸۶۳مرداد ۱۳۸۶۵تیر ۱۳۸۶۶خرداد ۱۳۸۶۹اردیبهشت ۱۳۸۶۲

سیاه‌مشق ۳۶

۱۶ شهریور ۱۳۹۵

کاشکی از چشم‌هایم عاشقی را بشنوی
چشم لال من چگونه بنگرد تا بشنوی؟
باید از باران بخواند چشم‌ها تا لحظه‌ای
تو از آن بالا بیایی با تماشا بشنوی
مثل دریا موج دارد چشم طوفان‌دیده‌ام
باید این اسرار را از موج دریا بشنوی
می‌شود این اشک‌های خیس باران‌گونه را
ذکر «یا هو»، «ای خدا»، «پروردگارا» بشنوی
گل بگویی بشنوم، باغ گلی روی سرم
من بخوانم چارده خورشید را، ت...

تصویر پست

همسفر شراب (سفرنامهٔ نیویورک) - فصل ۳۵

۱۵ شهریور ۱۳۹۵

پیش‌نوشت: اصل عکس‌ها بزرگ‌اند ولی در قالب وبلاگ کوچک به نظر می‌رسند.
قضیهٔ کت و دکمه را که شنیده‌اید. کار ماست دیگر. دکمه‌ای داریم و می‌خواهیم کتی برایش بدوزیم. البته کت را پیش‌پیش دوخته بودیم ولی قوارهٔ تن نکرده بودیم. قبل‌تر از خرید خودرو، رفته بودم و کلی هتل در جاهای مختلف شمال شرقی امریکا گرفته بودم (با این توضیح که آن‌ها را می‌شود تا یک هفته ق...

موضوعات پربسامد
قفسه‌نوشت۳۶۱کتاب۲۱۱کتاب و کتاب‌خوانی۱۸۳سیاه‌مشق۹۹شعر۷۸نقد داستان۵۰کتاب-شعر۴۴سفرنامهٔ نیویورک۴۱سفرنامهٔ امریکا۳۸نقد کتاب۳۰داستان ایرانی۲۸کتاب تاریخی۲۶رمان فارسی۲۳شرابه‌های سفر۲۳کتاب دینی۲۱غزل۲۰همسفر شراب۱۹تاریخ معاصر۱۷شعر سپید۱۶نیمایی۱۶فلسفه۱۵خاطرات۱۳نقد شعر۱۲یادداشت‌های پراکنده۹شعر آزاد۹سفرنامهٔ آمریکا۸همسفر سراب۸روان‌شناسی۷داستان آمریکایی۶تفکر مدرن۶دین۵داستان فارسی۵ایران۵ناداستان۵تاریخ ایران۴اسرائیل۴پیشنهاد بی‌شرح۴مقالات۳آمریکا۳قرآن۳نقد ادبی۳داستان روس۳شعر عرب۳کتاب جامعه‌شناسی۳طنز۳موسیقی۳‌سفرنامهٔ امریکا۳‌سفرنامهٔ‌ نیویورک۳رمان آمریکایی۲فلسطین۲کالیفرنیا۲شعر کردستان۲فیس‌بوک۲خداباوری۲داستان ایرلندی۲شعر طنز۲شهرستان ادب۲داستان انگلیسی۲آیینی۲قاسم سلیمانی۱فناوری۱هوش مصنوعی۱خانه۱رمان انگلیسی۱داستان کانادایی۱رمان پرتغالی۱جستارها۱تاریخ ادیان۱کلام۱لیبرالیسم۱شعر فرانو۱داستان استرالیایی۱داستان بلند۱رمان۱معرفی کتاب۱امام زمان۱رمان روسی۱محمد قائد۱حدیث۱عکس۱زیست‌شناسی۱فیزیک۱علم۱خلاصه کتاب۱رمان ترکی۱نویسندگی۱مثنوی۱داستان ترک۱ترجمه۱تربیت۱پادکست۱داستان-کوتاه۱بوکر۱نیویورکر۱تقلب۱کلرادو۱شیکاگو۱
بایگانی ماهانه
بهمن ۱۴۰۴۱آذر ۱۴۰۴۱آبان ۱۴۰۴۱شهریور ۱۴۰۴۱مرداد ۱۴۰۴۱تیر ۱۴۰۴۱اردیبهشت ۱۴۰۴۱اسفند ۱۴۰۳۱بهمن ۱۴۰۳۳دی ۱۴۰۳۴آذر ۱۴۰۳۲آبان ۱۴۰۳۳خرداد ۱۴۰۳۱اردیبهشت ۱۴۰۳۱فروردین ۱۴۰۳۲اسفند ۱۴۰۲۲بهمن ۱۴۰۲۴دی ۱۴۰۲۷آذر ۱۴۰۲۴آبان ۱۴۰۲۱۶مهر ۱۴۰۲۷شهریور ۱۴۰۲۷مرداد ۱۴۰۲۴تیر ۱۴۰۲۱خرداد ۱۴۰۲۲اردیبهشت ۱۴۰۲۳فروردین ۱۴۰۲۷اسفند ۱۴۰۱۱۲بهمن ۱۴۰۱۱۰دی ۱۴۰۱۴آذر ۱۴۰۱۱۲آبان ۱۴۰۱۱۷مهر ۱۴۰۱۱۶شهریور ۱۴۰۱۸مرداد ۱۴۰۱۷تیر ۱۴۰۱۳خرداد ۱۴۰۱۳اردیبهشت ۱۴۰۱۲فروردین ۱۴۰۱۵اسفند ۱۴۰۰۲بهمن ۱۴۰۰۱آذر ۱۴۰۰۷آبان ۱۴۰۰۹مهر ۱۴۰۰۸شهریور ۱۴۰۰۵خرداد ۱۴۰۰۶اردیبهشت ۱۴۰۰۶فروردین ۱۴۰۰۱اسفند ۱۳۹۹۱بهمن ۱۳۹۹۱۰آذر ۱۳۹۹۱شهریور ۱۳۹۹۷مرداد ۱۳۹۹۴تیر ۱۳۹۹۳خرداد ۱۳۹۹۱اردیبهشت ۱۳۹۹۱فروردین ۱۳۹۹۱اسفند ۱۳۹۸۵بهمن ۱۳۹۸۱مهر ۱۳۹۸۱مرداد ۱۳۹۸۱خرداد ۱۳۹۸۱فروردین ۱۳۹۸۴اسفند ۱۳۹۷۷بهمن ۱۳۹۷۴دی ۱۳۹۷۶آذر ۱۳۹۷۷آبان ۱۳۹۷۹مهر ۱۳۹۷۱۱شهریور ۱۳۹۷۱۲مرداد ۱۳۹۷۲۲تیر ۱۳۹۷۱۱خرداد ۱۳۹۷۱۴اردیبهشت ۱۳۹۷۱۱فروردین ۱۳۹۷۱۳اسفند ۱۳۹۶۱۴بهمن ۱۳۹۶۲۰دی ۱۳۹۶۶آذر ۱۳۹۶۲خرداد ۱۳۹۶۱اسفند ۱۳۹۵۱بهمن ۱۳۹۵۱آذر ۱۳۹۵۱آبان ۱۳۹۵۵مهر ۱۳۹۵۶شهریور ۱۳۹۵۱۰مرداد ۱۳۹۵۲تیر ۱۳۹۵۱خرداد ۱۳۹۵۱فروردین ۱۳۹۵۱اسفند ۱۳۹۴۱بهمن ۱۳۹۴۱دی ۱۳۹۴۵آذر ۱۳۹۴۲آبان ۱۳۹۴۲مرداد ۱۳۹۴۱تیر ۱۳۹۴۱اسفند ۱۳۹۳۱بهمن ۱۳۹۳۱دی ۱۳۹۳۲آذر ۱۳۹۳۱آبان ۱۳۹۳۲مرداد ۱۳۹۳۲اردیبهشت ۱۳۹۳۱بهمن ۱۳۹۲۱دی ۱۳۹۲۱آبان ۱۳۹۲۱شهریور ۱۳۹۲۱مرداد ۱۳۹۲۲تیر ۱۳۹۲۳خرداد ۱۳۹۲۱اردیبهشت ۱۳۹۲۱فروردین ۱۳۹۲۱اسفند ۱۳۹۱۲بهمن ۱۳۹۱۴دی ۱۳۹۱۴آذر ۱۳۹۱۱آبان ۱۳۹۱۱مهر ۱۳۹۱۱مرداد ۱۳۹۱۱تیر ۱۳۹۱۱خرداد ۱۳۹۱۱بهمن ۱۳۹۰۱آذر ۱۳۹۰۲مهر ۱۳۹۰۱تیر ۱۳۹۰۱خرداد ۱۳۹۰۲اردیبهشت ۱۳۹۰۲فروردین ۱۳۹۰۴اسفند ۱۳۸۹۸بهمن ۱۳۸۹۱۱دی ۱۳۸۹۴فروردین ۱۳۸۹۱شهریور ۱۳۸۸۶مرداد ۱۳۸۸۶تیر ۱۳۸۸۶خرداد ۱۳۸۸۷اردیبهشت ۱۳۸۸۱فروردین ۱۳۸۸۱اسفند ۱۳۸۷۲دی ۱۳۸۷۲آذر ۱۳۸۷۱شهریور ۱۳۸۷۱مرداد ۱۳۸۷۱اردیبهشت ۱۳۸۷۱فروردین ۱۳۸۷۱اسفند ۱۳۸۶۱بهمن ۱۳۸۶۱دی ۱۳۸۶۵آذر ۱۳۸۶۱آبان ۱۳۸۶۱مهر ۱۳۸۶۱شهریور ۱۳۸۶۳مرداد ۱۳۸۶۵تیر ۱۳۸۶۶خرداد ۱۳۸۶۹اردیبهشت ۱۳۸۶۲

سیاه‌مشق ۳۵

۲۶ مرداد ۱۳۹۵

در رهگذار غربت تنگ پیاده‌رو
دیوار رفته است و کوتاه آمده
بی آن که پنجره
لبخندی از تبار خیابان به ما دهد
اینجا درخت و دار… چه توفیر می‌کند
وقتی که هیچ چیز در این روزگار سرد
عمرش به قدر کوچه و دیوار خانه نیست
وقتی که جاده... به جز فرصتی عقیم
وقتی که شهر به جز ازدحام داغ
وقتی که کوچه به جز بغض پنجره
وقتی که هیچ چیز به جز استعاره نیست
هر جور هم که بخوان...

سیاه‌مشق ۳۴

۱۵ مرداد ۱۳۹۵

در راه خاطره‌ها و خیال‌ها، با نام اعظم باران قدم زدن
با بی‌نهایت مهتاب دست‌هات، در وصف آیهٔ انسان قلم زدن
پیداست نام تو ای وارث زمین، در گوشه گوشهٔ دستان آسمان
ما را بس است که در روزگار غم، از راز واژهٔ توحید دم زدن
گر چه جوادی و نامت پناه دل، ذکر همیشهٔ قلبم رضا رضاست
آخر چه فرق که چون نور واحدید، بیهوده است دم از بیش و کم زدن
باید که رفت به راهی ...

شرابه‌های سفر ۷: یا غایة آمال المادیین (الکار ثم الکار)

۳۰ تیر ۱۳۹۵

اگر در منهتن باشی و مشغول به کار و خدای نکرده تصمیم به بچه‌دار شدن بگیری، باید قبل از تصمیم برای بچهٔ به دنیا نیامده در مهد کودک ثبت‌نام کنی. این قدر صف ثبت‌نام مهد کودک شلوغ هست که یا باید از خیر آن بگذری و هزینهٔ بالای پرستار خصوصی بچه را تقبل کنی یا همان روش پیش‌ثبت‌نام پیشاتولد را برگزینی. این وسط هم که کار آنقدر به ارزش تبدیل شده است که نمی‌شو...

تصویر پست

همسفر شراب (سفرنامهٔ نیویورک) - فصل ۳۴

۰۲ خرداد ۱۳۹۵

بعضی وقت‌ها یک چیزهایی می‌رود توی مخ آدم که هر جوری می‌خواهد با عقل و منطق با آن طرف شود جواب نمی‌دهد. یکی‌اش هم داشتن خودروی شخصی است. بعد برای این که داشتنش را توجیه کند هی بهانه می‌تراشد. مثلاً که من چطوری خرید کنم توی محله‌ای که تا نزدیک‌ترین بقالی ارزان‌قیمتش کلی راه هست؟ فاصلهٔ ما مترو این قدر هست و چطوری آخر هفته‌ها بروم مسجد برای عبادت خدا؟...

شرابه‌های سفر ۶: تماس بدنی اجباری

۱۶ فروردین ۱۳۹۵

ایمیل وارده از حراست دانشگاه کلمبیا:
اخیراً ما را از یک تماس بدنی اجباری مطلع کرده‌اند. این جرم در یکی از خانه‌های تحت تملک دانشگاه اتفاق افتاده است. قربانی می‌گوید که او یک ماساژور را از یکی از شرکت‌های ماساژ به صورت آنلاین استخدام کرده است. در زمان ماساژ، ماساژور (مرد) او (زن) را به طور نامناسبی لمس کرده است. 
در مورد آوردن افراد از شرکت‌های آنلا...

شرابه‌های سفر ۵: اگر رأی بیاورد دیگر اینجا جای ما نیست

۱۳ اسفند ۱۳۹۴

صبح سوار سرویس، دو دختر امریکایی دارند با هم صحبت می‌کنند. اولی به آن یکی می‌گوید: من واقعاً نمی‌دانستم که این قدر احمق توی این کشور وجود دارد. یعنی چه که ترامپ این قدر رأی بیاورد؟ رفیقم و شوهرش رفتند بهش رأی دادند! دومی می‌پرسد: چه جور آدمی هست این رفیقت؟ می‌گوید: یک دیوانهٔ عشق بوش و پرچم آمریکا. ادامه می‌دهد: آخر آدم عاقل به کسی که یک بار متهم ب...

تصویر پست

همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۳۳

۱۸ بهمن ۱۳۹۴

صبح اول صبح و تازه یک روز بعد از رسیدن به نیویورک (بعد از سفر دنور) باید بروم برای شروع کارآموزی در گوگل. این بار دیگر حس زیاد خاصی به شروع کردن ندارم. این سومین کارآموزی است و یک جورهایی تکرار باعث بی‌هیجانی شده. باید اول با سرویس دانشگاه از خانه به دانشگاه بروم (شمال برانکس به شمال منهتن) و بعد از آنجا به گوگل (شمال منهتن به جنوب منهتن). خیلی کم ...

شرابه‌های سفر ۴: تا حالا از اسلام نشنیده‌ام

۲۵ دی ۱۳۹۴

به عنوان دانشجوی دکتری باید دو ترم مدرس حل تمرین درس باشم. این اولین ترم است. به غیر از تصحیح برگه و کمک به استاد باید هفته‌ای یک ساعت پاسخگوی سؤالات دانشجوها باشم. یک روز دختری چینی می‌آید برای پرسش. از لهجه‌اش معلوم است اولین سال حضورش در امریکاست. بعد از این که جوابش را می‌گیرد، می‌پرسد آیا اسمت در کشورت خیلی محبوبیت دارد؟ می‌گویم: محمد؟ معلوم ه...

شرابه‌های سفر ۳: سگ و بهداشت

۲۴ دی ۱۳۹۴

یکی از دروغ‌هایی که در مورد غربی‌ها رایج است، اهمیت دادنشان به بهداشت است. مثلاً می‌گویند این‌ها از بس که در مسألهٔ بهداشت فردی و عمومی پیشرفت داشته‌اند، دیگر حتی نگران نجاست حیوانات خانگی‌شان نیستند. 
واقعیت این است که حیوان خانگی -مخصوصاً سگ- به هر دلیلی که هنوز از تحلیل من خارج است، تبدیل به عنصری مقدس در خانواده‌ها شده است. خانم همسایه در سرویس...

شرابه‌های سفر ۲: چیزی نیست که نشود تغییرش داد

۲۳ دی ۱۳۹۴

اولین بار دختر بزرگشان را در یاهو دیدم. برای آمادگی المپیاد دبیرستان‌های امریکا سری به یاهو می‌زد و با توجه به شهرت پدر، کارآموز شدن برایش کار سختی نبود. بعد فهمیدم که مادر، یکی از کارمندان آزمایشگاه ماست و پدر استاد دانشگاه میشیگان. پدر هر هفته به نیویورک سر می‌زند و بعضی اوقات به آزمایشگاه ما می‌آید. مادر ولی در نیویورک و در آزمایشگاه ما مشغول کا...

شرابه‌های سفر ۱: کریم، یک سرباز

۲۱ دی ۱۳۹۴

امشب مسجد ایرانیان نیویورک یک سخنران انگلیسی‌زبان داشت. برای همین، اندک غیرفارسی‌زبان‌هایی آمده بودند. موقع شام دو سیاه‌پوست در فاصله‌ای کوتاه از من نشسته بودند. یکی جوان بود و آن یکی مسن. سر صحبت را باز کردم. شما به مسجد الحسینی می‌روید؟ جوان گفت بیشتر به مسجد الخویی می‌رود و دیگری گفت جاهای مختلف. مرد جوان خیلی کم‌حرف است ولی مرد مسن سر صحبت را ب...

آن کس که بود

۱۹ دی ۱۳۹۴

تنها قدم زده است خیالم کنار تو
باران شنیده حرف دل بی‌قرار را
گویی که باد بوی تو را می‌کشد به دوش
جنگل به انتظار نشسته بهار را
این جاده، این ستاره و آن خاطرات سرخ
آه این ترانه‌ای که هجی می‌شود به دل
نام تو را به چشم زمان گریه می‌کنند
شاید که بنگرند در این راه پرغبار
در یک اشاره، جلوه‌ٔ ابروی یار را
وقتی غروب کوچه که حرفی دوباره داشت
خون‌گریه کرد و چ...