قفسهنوشت ۲۰۲: نخل و نارنج؛ از وحید یامینپور
یامینپور در اولین اثر داستانیاش خواسته زندگی شیخ انصاری، از علمای شیعهٔ اهل دزفول در دورهٔ قاجار، را به تصویر بکشد. در این رمان تأثیرات سبکی از نادر ابراهیمی مشهود است.
این داستان حتی به مرحلهٔ داستانشدن نزدیک نشده است. ویژگیهای بارز این اثر خطاهای فاحش روایتی است و توضیحات بیرون از متن داستان چه به صورت پاراگراف درونمتنی و چه به صورت تهنوش...

قفسهنوشت ۲۰۰: من منچستریونایتد را دوست دارم؛ از مهدی یزدانی خرم
این رمان دومین کار منتشرشدهٔ مهدی یزدانی خرم است. این رمان عمداً به شکل هذیانگویانهای روایت شده است. از زاویهٔ دید دانشجوی تاریخ مبتلا به سرطان در خیابانهای تهران معاصر که میرود در گذشتهٔ زمان کودتای دههٔ سی و به صورت دستشده هر دو صفحه یکبار با اتفاق مشمئزکنندهای از آدمی به آدمی دیگر (و گاهی روحی دیگر) منتقل میشود. نویسنده روی هیچ نقطهای ت...
قفسهنوشت ۲۰۱: امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور؛ از سید محمدکاظم قزوینی
ابوبصیر گوید به امام صادق(ع) عرض کردم:
«ان العامة تزعم ان قوله « و یوم نحشر من کل امة فوجا» عنی فی یوم القیامة . فقال ابو عبدالله (ع): فیحشرالله یوم القیامة من کل امة فوجا و یدع الباقین؟ لا و لکنه فی الرجعة. و اما آیة القیامة «و حشرنا فلم تعادر منهم احدا»
اهل سنت در مورد سخن خداوند (متعال ) که می فرماید: «روزی که از هر امتی گروهی را محشور می کن...

قفسهنوشت ۱۹۹: پذیرفتن؛ از گروس عبدالملکیان
دستهای هم را گرفته بودیم
تو در شب قدم میزدی
من
در تاریکی

او گفت
فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ ۚ بَلْ هِیَ فِتْنَةٌ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿٤٩﴾
قَدْ قَالَهَا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ ﴿٥٠﴾
فَأَصَابَهُمْ سَیِّئَاتُ مَا کَسَبُوا ۚ وَالَّذِینَ ظَلَمُوا ...

قفسهنوشت ۱۹۸: تماشایی؛ از میلاد عرفانپور
به دنیا میرسی اما دریغا این رسیدن نیست
کمی آرامتر! اینجا امید آرمیدن نیست
مبر باری حقیقت را به جرم تلخی از خاطر
اگر «زهر» است باشد چارهای غیر از چشیدن نیست
به تن پوشیده دنیا جامه و زیور، حریر و زر
ولی با اینهمه، اندازۀ حسرت کشیدن نیست
کمی از چشم کالاهای رنگارنگ پنهان شو
تو خود را بیبها مفروش، خیری در خریدن نیست
بپرس از موجها پیوسته از س...

قفسهنوشت ۱۹۷: حفرهها؛ از گروس عبدالملکیان
می خواستم بمانم،
رفتم.
می خواستم بروم،
ماندم.
نه رفتن مهم بود و
نه ماندن...
مهم
من بودم
که نبودم.
-ص 26-
سیاهمشق ۷۲
چه میدانی
چه رنگی دارد
دلتنگی
وقتی از هر چیز سادهای
خاطرهای دارد
از سهتاری مشقی
که کاسهاش روی دست مغازه
باد کرده است
تابلوهای عبور-ممنوع
خسته از بیخیالی موتور سیکلتها
میدانهای دلتنگ حق تقدم
قهرمان فرهادی
آویزان از دار سینما بهمن
کنار گشت ارشاد و
باعث و بانیاش
چهرهٔ سفید البرز
به یمن وجود باد
هر چیز سادهای
حتی بوق ممتد آمبولانس خس...
رجعت سرخ ستاره
دلم رمیده شد و غافلم من درویش
که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش
چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم
که دل به دست کمان ابروییست کافرکیش
خیال حوصلهٔ بحر میپزد هیهات
چههاست در سر این قطرهٔ محالاندیش
بنازم آن مژهٔ شوخ عافیتکش را
که موج میزندش آب نوش بر سر نیش
ز آستین طبیبان هزار خون بچکد
گرم به تجربه دستی نهند بر دل ریش
به کوی میکده گریان و سرفکنده روم...

قفسهنوشت ۱۹۶: واقعیتمداری؛ نوشتهٔ هنس راسلینگ
این کتاب با عناوین «واقعیت» و «واقعنگری» ترجمه شده است که به نظرم هیچکدام از ترجمهها نه درست هستند نه معنای کلی را میرسانند.
در آغاز نوشتن کتاب، نویسنده درگیر سرطان میشود، و فرزند و همسر فرزندش کتاب را به انتها میرسانند. نویسندهٔ این کتاب که تخصصاش سلامتی عمومی است و به خاطر نوع شغلش در بسیاری از مناطق کمبهرهٔ دنیا مانند افریقا زیسته است...

قفسهنوشت ۱۹۴: مرگ ایوان ایلیچ و دیگر داستانها؛ از لئو تولستوی
این کتاب مجموعهٔ چهار داستان بلند (نوولا) از تولستوی است که در فاصلهٔ یک سال هر کدام را جداگانه و با فاصلهٔ زمانی از یکدیگر خواندهام.
داستان اول با زاویهٔ دید و روایت زنی سرشار از احساسات بیان میشود و مضمونش در واقع نگاه اخلاقی واقعبینانهٔ تولستوی است که تجلیاش در رمان بلند او، آناکارنینا، آشکار است.
داستان دیگر، «مرگ ایوان ایلیچ» را قبلاً با ...

قفسهنوشت ۱۹۵: نظر به درد دیگران؛ از سوزان سونتاگ
این کتاب که در سال ۲۰۰۳ منتشر شده است، جستارهای «سوزان سونتاگ» منتقد و نویسندهٔ شهیر آمریکایی است در مورد نمایش داده شدن رنج انسانها در عکس. از زمانی که عکسهایی از جنگ اسپانیا به دست ویرجینیا وولف رسید و او را به تأمل دقیق واداشت تا ۱۱ سپتامبر که تصاویر دهشتناک آن دست به دست شد، تا فضای تعزیهٔ امام حسین که مردم ایران را هر سال به گریه میاندازد، ...

قفسهنوشت ۱۹۳: خیلی دورتر؛ از جاناتان فرنزن
این کتاب مجموعه مقالات، سخنرانیها و نوشتههای سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۰ از «جاناتان فرنزن» نویسنده و داستاننویس آمریکایی است. مضمون نوشتهها مختلف است. اما میشود به چند بخش تقسیمش کرد: نقد دنیای مدرن و فناوری، پرندهها، نقد کتاب دیگران، و نویسندگی. نام کتاب در واقع ترجمهٔ اسم جزیرهای دورافتاده است که فرنزن پس از خودکشی دوست نویسندهاش، «دیوید فاستر ...
