
قفسهنوشت ۱۹۲: امپایر فالز؛ از ریچارد روسو
این رمان در سال ۲۰۰۱ منتشر و در سال ۲۰۰۲ برندهٔ جایزهٔ ادبی پولیتزر شد و در سال ۲۰۰۵ تبدیل به سریالی تلویزیونی نیز شده است. رقیب این رمان در آن سال «اصلاحات» از «جاناتان فرنزن» است (به تازگی به فارسی ترجمه شده است) و از این جهت جالب بود ببینم چه کتابی بود که از فرنزن جلو زده است. خاصه آن که «اصلاحات» همان سال برندهٔ کتاب ملی آمریکا در بخش داستان ش...

قفسهنوشت ۱۹۱: شفقت افراطی؛ از تارا براک
حرف کلی کتاب این است: هر وقت در حالت سخت روحی درگیر شدید (مثل عصبانیت، وادادگی، افسردگی و حالاتی شبیه به این) با چهار مرحله آن را برطرف کنید که مخففش میشود RAIN (باران). مرحلهٔ اول شناخت مشکل، مرحلهٔ دوم این که به احساساتتان اجازهٔ بروز بدهید، مرحلهٔ سوم آن که بررسی کنید چرا درگیر این احساس شدهاید، و مرحلهٔ آخر پروراندن جوانب آن احساس و رهایی از ...

قفسهنوشت ۱۹۰: در باب مینیمالیسم دیجیتال از کل نیوپورت و موضوعات مرتبط
این برای دومین بار است که این کتاب را میخوانم. این کتاب آخرین کتابی است که بیرون از خانه و در قطار تمام کردم. کتاب بعدی، کتابچهٔ آشنایی با اقتصاد انتشارات آکسفورد بود که خورد به کرونا و زندگی شکل دیگری گرفت و آن کتاب هنوز در صفحهٔ ۱۷ مانده است. مدتی بعد بر مشکلات جسمیام افزوده شد و دوباره حس نیاز به این گونه از کتابها داشتم. چند کتاب را در این ح...
سیاهمشق ۷۱
کلافهام از این سیاه یکسره
از این هراس
از این تلاش بیدریغ چشمهای ناسپاس
کلافهام از آسمان و نور آبیاش
از این چراغ خانگی
از اضطراب دردها و بیترانگی
من از سیاه شب درون روز
و از هراس بیدریغ آفتاب
من از نگاههای خستهام
چقدر خستهام
چرا کلاف کور این کلافگی به چشمهای خستهام نشسته است؟
چرا ترانه از صمیمی نگاه من
به ناگهانی سکوت، رخت بسته است؟...

قفسهنوشت ۱۸۹: یافتن معنا در دنیای ناقص؛ از ایدو لاندو
«یافتن معنا در دنیای ناقص» را انتشارات آکسفورد سال ۲۰۱۷ منتشر کرده است. نویسندهٔ این کتاب، ایدو لاندو (۱۹۵۸-)، استاد فلسفهٔ دانشگاه حیفا است و تمام زیست علمی خود را وقف پژوهش در مورد معنای زندگی کرده است. ظاهراً کتاب با همین عنوان از نشر ترانه به فارسی ترجمه شده است. این کتاب در حوزهٔ فلسفه میگنجد اما نویسنده تمام تلاش خودش را کرده که کتاب برای عم...

کارت زرد: آی ملت! مدرنیته رو اخلاق سگ آورد*
پیشنوشت: این متن را وسط حضورم در همایش علمی که به خاطر کرونا به صورت مجازی برگزار میشد نوشتم. به خاطر مشکلات مختلفی که با آنها دست و پنجه نرم میکنم، این متن را کشکولگونه و با حداقل ویرایش نوشتهام. اگر سختخوان است، عذر تقصیر دارم.
هیلاری کلینتون، وزیر خارجهٔ وقت آمریکا، در اکتبر ۲۰۱۱ اعلام کرد که سفارت مجازی آمریکا برای ایرانیان گشوده خوا...

قفسهنوشت ۱۸۸: زندگی عزیز؛ از آلیس مونرو
«آلیس مونرو» (۱۹۳۱-) نویسندهٔ کانادایی است که بیشتر داستان کوتاه مینویسد. او مشهور است به «چخوف کانادایی»، و جایزهٔ بینالمللی من-بوکر ۲۰۰۹ و جایزهٔ نوبل ادبیات ۲۰۱۳ را از آن خود کرده است. کتاب «زندگی عزیز» (۲۰۱۲) مجموعهٔ داستانهای کوتاه مونرو است. این کتاب دو بخش دارد: داستان و ناداستان. بخش ناداستان شامل پنج روایت داستانگونه از کودکی مونرو است...
قفسهنوشت ۱۸۷: شما که غریبه نیستید؛ از هوشنگ مرادی کرمانی
موقعی که خاطرهنویسی میکردم، یکی از دوستان اهل فضل و هنر تأکید ویژه داشت این کتاب را بخوانم. در شبکهٔ گودریدز هم اکثر غریب به اتفاق از این کتاب تعریف کردهاند. همهٔ اینها باعث شد وقتی که دیدم این کتاب در کتابخانهٔ عمومی شهر سانیویل منطقهٔ سیلیکون ولی ایالت کالیفرنیا (نشانی دقیق دادمها!) موجود است بخوانمش. تا یکچهارم رفتم ولی ادامه ندادم. بعد ف...

آیا آمازون در حال تغییر رمان است؟
https://www.newyorker.com/magazine/2021/11/01/is-amazon-changing-the-novel-everything-and-less

قفسهنوشت ۱۸۶: کفن؛ اثر جان بنویل
«چه کسی حرف میزند. صدای اوست در سرم. میترسم تا سکوت نکنم، بس نکند. تا با خودم در این خیابان حرف میزنم، با من حرف میزند، چیزهای میگوید که دوست ندارد بشنوم. گاهی پاسخش میدهم، بلند با او مخالفت میکنم، و از او میخواهم مرا آرام بگذارد.» (اولین جملات رمان)
«کفن» اثر «جان بنویل» در سال ۲۰۰۲ منتشر شده است و آخرین کار قبل از رمان «دریا» برندهٔ جای...
درخواست پیشنهاد کتاب از شما
پیشنوشت: این مطلب تا چند هفته در بالای صفحه خواهد ماند.
انشاءالله فرصتی فراهم میشود برای خرید کتاب به تعداد زیاد از ایران. از آنجایی که با کتابهای جدید آشنایی کمتری دارم، از پیشنهادهای شما استقبال میکنم. لطفاً به صورت نظر (عمومی باشد بهتر است) پیشنهادهای خود را بگذارید. اگر برای خرید کتابها باید به کتابفروشی خاصی رفت (تهران یا مشهد) بفرمایید...

قفسهنوشت ۱۸۵: کنار آمدن با بیماری مزمن؛ از رایت و ایلیس
نویسندگان این کتاب هر دو مشاور و متخصص «مدیریت درد» مخصوصاً در حوزهٔ درد مزمن هستند. هر دو در کلیسا فعالیت میکنند و عمدهٔ مخاطبانشان مسیحی هستند. به همین خاطر مضمون اصلی این کتاب بسیار مذهبی و گرهخورده با تعالیم مسیحیت است. از این جهت شاید این کتاب در بازار کتاب که قاعدتاً سکولاریسم و تا حدی بودائیسم در این موضوع در جریان اصلی است مورد تبلیغ قرار...

قفسهنوشت ۱۸۴: مارتین درسلر؛ از استیون میلهاوزر
«مارتین درسلر» نوشتهٔ «استیون میلهاوزر» داستانی است در مورد پسرکی نیویورکی از خانوادهٔ مهاجر آلمانی که پدرش مغازهٔ سیگار فروشی دارد. او کمکم با فکرهای «رؤیای آمریکایی»اش پلههای ترقی را طی میکند و خودش صاحب هتلی مجلل میشود. داستان در اواخر قرن نوزدهم میگذرد و روند شکوفایی نیویورک جدید را در لابهلایش بیان میکند. زاویهٔ دید دانای کل است و تمام...

قفسهنوشت ۱۸۳: دریاروندگان جزیرهٔ آبیتر؛ از عباس معروفی
اسم داستانهای این کتاب را میگذارم «غمباد». معروفی در مورد بیماری اخیرش نوشت:
"سیمین دانشور به من گفت: «غصه یعنی سرطان! غصه نخوری یکوقت، معروفی!»
و من غصه خوردم.
اینجا در بیمارستان شریته برلین، حالا یازده جراحی را پشت سر گذاشتهام، از دوشنبه وارد مرحله پرتودرمانی میشوم؛ در تونلی تاریک به نقطههای روشنی فکر میکنم که اگر برخیزم، هفت کتاب نیمه...

قفسهنوشت ۱۸۲: عشق و چیزهای دیگر؛ از مصطفی مستور
این مطلب را حدوداً سه سال پیش، همان موقعی که کتاب را خواندم، نوشتم و به دلایلی توفیق انتشارش تا حال نبود.
از «عشق روی پیادهرو» تا نشر «عشق و چیزهای دیگر» حدوداً بیست سال گذشته شده است. در طول این بیست سال مصطفی مستور همیشه به عنوان نویسندهای پرمخاطب در عرصهٔ ادبیات داستانی فارسی شناخته شده است؛ چه در «روی ماه خداوند را ببوس» که با طرز نگاه معنو...